شخصیت‌هایی که در پیشبرد انقلاب و همراهی امام نقش اساسی ایفا کردند

یاران چه غریبانه رفتند از این خانه

خیلی از ما در روزهای انقلاب نبوده‌ایم و از چهره‌های موثر در پیشبرد آن فقط نام‌هایی را ازبریم. این روزها را نباید از دست بدهیم، این روزها که می‌شود درباره تاریخ انقلاب خواند و تحقیق کرد و دید و شنید و از مبارزات کسانی که جانشان را در راه آرمان یک ملت گذاشتند، درس گرفت. «این انقلاب بی‌نام خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست.» این جمله تاریخی و معروف رهبر معظم انقلاب پس از درگذشت امام خمینی است. کسانی که تاریخ معاصر را یا حداقل تاریخ انقلاب‌های یکصد ساله اخیر را مطالعه کرده‌اند خوب می‌توانند تفاوت‌های ماهوی انقلاب ایران را با سایر انقلاب‌ها درک کنند. یک نکته و هدف در همه آن انقلاب‌ها مستتر بود و آن این بود که عمده کسانی که به دنبال آن انقلاب‌ها بودند به دنبال پست و مقام وجا و مکان و شهرت بودند اما امام و یاران او هدفی غیر از این داشتند و برخی از این یاران با شهادت خود آن را به اثبات رساندند؛ کسانی که در حساس‌ترین لحظه‌های مبارزه در کنار امام ماندند و گام‌های استواری در راه پیروزی انقلاب اسلامی ایران برداشتند. بسیاری از این یاران هنوز در حال خدمت هستند و آنها هم که مظلومانه و غریبانه رفتند، هرگز فراموش نمی‌شوند.
کد خبر: ۲۳۴۳۰۲

بهشتی؛ مغز متفکر انقلا‌ب

شهید سیدمحمد حسینی‌بهشتی در سال‌های پیش از انقلاب، در کنار کارهای علمی و تکمیل کتاب‌های در دست تالیفش و امور مربوط به حوزه، جلسات تفسیر قرآن را در «مکتب قرآن» برگزار می‌کرد که دختران و پسران جوان در آن شرکت می‌کردند. در فروردین 1354 به دلیل فعالیت‌هایش به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شد و چند روزی را در کمیته مرکزی ضد خرابکاری گذراند. پس از آن دیگر جلسات تفسیر ادامه نیافت. از سال 1355 در تلاش‌هایی برای ایجاد هسته‌های تشکیلاتی شرکت داشت که به ایجاد روحانیت مبارز انجامید. از سال 1356 با اوج‌گیری انقلاب بر دامنه فعالیت‌هایش افزود. در بهار 1357 سفری به اروپا و آمریکا داشت و هدف او در این سفر دیدار با دانشجویان و استادان دانشگاه و هماهنگی حرکت‌های سیاسی گروه‌های معتقد به رهبری امام خمینی بود. بعد از هجرت امام خمینی به فرانسه نیز برای دیدار با او به پاریس رفت. در عاشورای 1357 بعد از سخنرانیاش بازداشت شد و مدت کوتاهی را در زندان اوین و کمیته مرکزی بود.

شهید بهشتی دبیر شورای انقلاب بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در 29 اسفند 1357 حزب جمهوری اسلامی را به همراه سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدعلی خامنه‌ای و محمد جواد باهنر تاسیس کرد. مردم او را برای عضویت در مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب کردند. در 4 اسفند 1358 در حکمی از سوی امام خمینی ریاست دیوان عالی کشور را بر عهده گرفت. در 2 تیر ماه 1360، پس از برکناری بنی‌صدر به همراه محمد علی رجایی و هاشمی رفسنجانی در شورای موقت ریاست جمهوری عضویت داشت. او هفتم تیر ماه 1360 با انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی توسط منافقین به همراه 72 تن از بلندپایه‌ترین مسوولان نظام جمهوری اسلامی به شهادت رسید.

باهنر؛ روحانی نو اندیش

شهید محمدباقر باهنر در همه فعالیت‌های اجتماعی خود، با حکومت پهلوی و استبداد و استعمار در ستیز بود. از 1341 تا 1357 علاوه بر فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی همراه با یاران روحانی و غیرروحانی همفکر خود به تاسیس موسساتی از قبیل مدرسه و بنگاه نشر و مساجد و کانون‌های تبلیغ در تهران اقدام کرد.

شهید باهنر از چندین سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی تحت تعقیب و مراقبت پلیس وقت بود و چندین بار بازداشت شد و به زندان افتاد. در مبارزات سیاسی که در 1357 به اوج خود رسید از ارکان مبارزه محسوب می‌شد و از آغاز تشکیل شورای انقلاب در آن عضویت داشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دستور امام خمینی در کمیته اعتصابات عضویت یافت و در تاسیس حزب جمهوری اسلامی با بهشتی و تنی چند از روحانیون مبارز همکاری کرد و در این حزب از بدو تأسیس تا پایان حیات خویش حضور و فعالیت داشت. پس از واقعه 7 تیر 1360 ، سمت دبیرکلی این حزب را عهده‌دار شد.

در اردیبهشت 1359 به عضویت ستاد انقلاب فرهنگی درآمد و در مجلس خبرگان قانون اساسی به نمایندگی مردم کرمان شرکت کرد و در تشکیل نهضت سوادآموزی و نیز در بنیان‌گذاری فعالیت‌های موسوم به «امور تربیتی( »با همکاری شهید رجایی) سهم بسزایی داشت. در اولین دوره مجلس شورای اسلامی به نمایندگی مردم تهران به مجلس راه یافت. در مهر 1359 در دولت شهید محمدعلی رجایی تصدی وزارت آموزش و پرورش را بر عهده گرفت و پس از آن که رجایی به ریاست جمهوری انتخاب شد در 15 مرداد 1360 به نخست وزیری منصوب شد و در 8 شهریور همان سال در حالی که در جلسه شورای امنیت کشور شرکت کرده بود، بر اثر انفجاری که دشمنان انقلاب در اتاق شورا پدید آوردند، همراه با شهید رجایی و چند تن دیگر به شهادت رسید.

مطهری؛ تئوریسین انقلا‌ب

شهید مرتضی مطهری هنگام فعالیت‌های سیاسی امام خمینی در کنار او بود، به‌طوری که می‌توان سازماندهی قیام 15 خرداد 1342 در تهران و هماهنگی آن با امام خمینی را مرهون تلاش‌های او و یارانش دانست. شهید مطهری در ساعت یک بعد از نیمه شب روز چهارشنبه 15 خرداد 1342 به دنبال یک سخنرانی علیه شاه به وسیله پلیس دستگیر و پس از انتقال به زندان موقت شهربانی به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی شد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستان‌ها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد شد. در سال 1348 به دلیل صدور اعلامیه‌ای با امضای او و علامه طباطبایی و سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی ضداسرائیلی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک‌سلولی به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه‌های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالبا خود سخنران اصلی بود تا این که آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل شد و بار دیگر مطهری دستگیر و مدتی را در بازداشتگذراند. پس از آن شهید مطهری سخنرانی‌های خود را در مسجد جاوید و مسجد ارک و غیره ایراد می‌کرد. بعد از مدتی مسجد جاوید نیز تعطیل شد. در حدود سال 1353 ممنوع‌المنبر گردید و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.

مرتضی مطهری بعدازظهر روز سه‌شنبه 11 اردیبهشت 1358 به همراه گروهی از رجال سیاسی انقلابی در جلسه‌ای در منزل دکتر یدالله سحابی شرکت کرد. پس از پایان جلسه، در تاریکی شب و هنگام خروج او از محل جلسه، هدف گلوله یکی از افراد گروه فرقان قرار گرفت، و پس از انتقال به بیمارستان طرفه به شهادت رسید.

مفتح؛ مبارز اندیشمند

شهید آیت‌الله مفتح با آن که مدرسی بزرگ در حوزه علمیه قم بود به تدریس در دبیرستان‌های قم پرداخت تا به طور عملی گامی موثر برای خنثی کردن فعالیت‌های رژیم طاغوت در ایجاد اختلاف بین این دو قشر بردارند. شجاعت، ظلم‌ستیزی و ساده‌زیستی ازجمله ویژگی‌های شهید مفتح بود، به‌طوری که این روحانی برجسته در بحبوحه ترورها اغلب بدون محافظ در مجامع عمومی شرکت می‌کردند و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی نیز بارها در سخنرانی‌های خود شجاعانه از امام خمینی (ره) دفاع و رژیم طاغوت را رسوا کرد.

آیت‌الله شهید مفتح نه تنها در جبهه مبارزه با رژیم پهلوی فعالیت گسترده داشت، بلکه در جبهه علم و دانش نیز فردی موفق بود، به طوری که آثار ارزشمندی از جمله حاشیه بر اسفار ملاصدرا، روش اندیشه، حکمت الهی نهج‌البلاغه و اصول اعتقادی قرآن از خود به یادگار گذاشت. شهید مفتح در سال 1340 هجری شمسی در صحنه مبارزه‌های سیاسی حضور چشمگیری یافت و در سال 1347 به خوزستان تبعید شد و در سال 1349 با پایان یافتن تبعید به تهران آمد. شهید مفتح به محض آزادی از زندان هنگامی که اطلاع یافت اسرائیل غاصب حملاتی را بر ضد مسلمانان مظلوم لبنان آغاز کرده اقدام به جمع‌آوری کمک‌های مردمی در تهران کرد و خود برای نظارت و توزیع کمک‌ها رهسپار لبنان شد. او در شهریورماه 1357 نماز عید فطر را در زمین‌های قیطریه خواند و در خطبه‌های نماز به افشاگری علیه رژیم و حکومت اشغالگر فلسطین پرداخت و نام مبارک حضرت امام خمینی (ره) را در میان انبوهی از جمعیت بر زبان جاری کرد.

بعد از نماز مردم به راهپیمایی پرداختند که این امر نقش بسیار مهمی در اوج‌گیری تظاهرات‌های مردمی داشت. دکتر مفتح در روز 27 آذر ماه 1358 در ورودی دانشکده الهیات دانشگاه تهران به وسیله منافقان فریب‌خورده ترور و به آرزوی دیرین خود که شهادت بود ، نائل شد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها