در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مراسم افتتاحیه و اختتامیه به گونهای بود که همه مهمانان خارجی را که از آسیا و استرالیا به شیراز آمده بودند، به شگفتی واداشت. بهشتی آن سال سرحال بود و با حضور فعالی که در میان سینماگران ایرانی داشت، یاد و خاطره سالها حضور خود در عرصه مدیریت سینمای ایران را مرور میکرد.
از آن سال تاکنون حدود 5 سال گذشته است، دیروز بار دیگر سیدمحمد بهشتی را در دفتر کارش (دانشنامه معماری و شهرسازی ایرانزمین) که در کنار پارک ساعی قرار دارد، ملاقات کردم.
قرار بود در این ملاقات درباره چگونگی برنامهریزی برای سینمای ایران در سالهای اولیه بعد از پیروزی انقلاب و دهه 60 با او گفتگو کنم. از راهرو که به سمت اتاق کنفرانس آمد و مرا به اتاق دعوت کرد، گرد گذشت زمان و گام نهادن او را به کهنسالی، در قدمها و عصایی که به دست داشت، دیدم.
اطمینان بهشتی به کارهایی که برای سینمای ایران انجام داده و برنامههای منسجمی که او از سالهای دور تاکنون در حافظه خود نگه داشته است، باعث شد ما بدون هیچ مقدمهای برویم سر اصل مطلب. بهشتی با دقت به پرسشهای من گوش میداد و با دقت پاسخ آنها را میگفت. جوابهای او کامل بود؛ بدون سخنی اضافه که خواسته باشی در زمان تنظیم گفتگو، آن را حذف کنی. ما تقریبا درباره همه چیز سینمای ابتدای دهه 60 با هم صحبت کردیم. جایی در میان این گفت و شنود، بهشتی یکی از نقل قولهای معروف خود را بیان کرد. او گفت: سینمای ایران باید هویت منحصر به فرد خود را داشته باشد، باید مثل سیب گلاب باشد. سیب گلاب مختص ایران است و مردم دنیا با عطر این سیب ایرانی آشنا هستند...
گفتگوی «جامجم» با سیدمحمد بهشتی را در یکی از روزهای دهه فجر در روزنامه جامجم بخوانید.
طاهره آشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: