از انتظار

من دوست دارم از تو بگویم، اما...

علی مظاهری: زیباترین کلام جهان را می‌جویم. زیباترین واژه‌های جهان را جسته‌ام. هر آنچه ستایش را که از تجلی الفبا تابیده است، پی جسته‌ام. هر آنچه درود را که انسان از اعصار کهن در روح خویش جسته، با زبان دل و جان خویش بیان کرده، گرد آورده‌ام.
کد خبر: ۲۲۵۹۰۳

بهترین ایثارها، فراوان‌ترین نثارها را دیده و سنجیده‌ام.

ارزنده‌ترین‌ها را، الهی‌ترین‌ها و آسمانی‌ترین‌ها را... همه و همه را...

شکوفاترین عشق‌ها را و سرشارترین محبت‌ها را با جان و دل تجربه کرده‌ام بلکه بتوانم از تو، از تو، ای کلمه خدا بلکه چیزی توانم نوشت. بلکه بتوانم چیزی بنگارم از تویی که بقیه انبیای الهی است؛ از تویی که ادامه وحی است که قدس پاکیزه و متعالی خداست...

از تو چگونه می‌توان نوشت؛ از تویی که جهان، طنین باطن توست و روح زندگی از تپندگی روح خدایی‌ات، سرشار است. از تو چگونه می‌توان نوشت که مشکات تجلی نور خداوند هستی و تمامی هستی اگر جریان فیض شما نباشد، نبود و نیست می‌شود.

از تو چگونه بنویسم که درختان اگر به تمامی قلم شوند و دریا از پی دریاها به مرکب تبدیل شود، هرگز! که ستایش تو پایان بپذیرد.

ما دوست داریم از تو گفتن/ از تو نوشتن را... اما چگونه با چه واژگانی با کدام الفبا از تو چنان که تویی... می‌توان کلامی آنچنان نوشت که بشاید؟!

سروکار ذره با مهر، ز حساب سعی دور است
به تو کی رسیم؟ شاید! تو به ما رسیده باشی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها