در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او رفت و دوباره برگشت و این بار نتوانست از فضای موجود استفاده بهینه کند تا بالاخره استعفا کرد و بار دیگر از ایران رفت.
بدون شک او در فصل گذشته جدا از تمام مسائل و موارد فنی، فرهنگ جدیدی در گفتمان فوتبال ایران ایجاد کرد و در سایه همین مورد و قهرمانی پرسپولیس موفق شد محبوبیت بسیاری برای خود دستو پا کند و حتی لقب «امپراتور» را از هواداران تیمش بگیرد، هر چند در فصل جدید تا حد زیادی ناقض فرهنگ خود شد، ولی بالاخره با تمام خوبیها و بدیهایش استعفا کرد و رفت.
نه قهرمانی فصل گذشته پرسپولیس و نه نتایج بد او در فصل جاری موارد غیرقابل انکاری نیستند، چون در تاریخ و آمار فوتبال ایرانی کاملا ثبت شدهاند، ولی این روزها شاهدیم که با گذشت 2 هفته از استعفای این مربی و در حالی که پرسپولیس با هدایت افشین پیروانی، 2 بازی هم در لیگ انجام داده است، فضای رسانهای ورزش همانند سکوهای تماشاگران پرسپولیس عرصه مناقشه طرفداران و منتقدان این مربی است و هیچیک از طرفین هم حاضر نیستند از مواضع خود کوتاه بیایند.
البته باز هم صدرحمت به تماشاگران که با اولویت قرار دادن پرسپولیس و به حاشیه نرفتن این تیم پرستاره، حمایت از این تیم را در دستور کار خود قرار دادهاند، ولی در عرصه رسانهای این جنگ و جدل با شدت و حدت هر چه تمامتر در جریان است.
معلوم نیست که این مناقشه تا کی ادامه خواهد یافت، چون عملا هیچ راهی برای اثبات کامل عقیده یک گروه وجود ندارد. دیگر قطبی به ایران باز نمیگردد که معلوم شود در صورت داشتن وقت و فضای بیشتر میتوانست تیم را از این بحران رها کند و دوباره به صدر جدول برگرداند یا خیر؟
از طرف دیگر طرفدارانش همچنان با سلاح محبوبیت قطبی و قهرمانی در لیگ هفتم مواضع منتقدانش را هدف میگیرند و گروه مقابل هم از سنگ ناکامی در لیگ هشتم و پا پس کشیدن خود قطبی و استعفایش پاسخ گروه طرفدار را میدهند و صدالبته که با داستان دیکارمو و مارکو و همچنین قرارداد عجیب و غریبی که قطبی در آغاز فصل با پرسپولیس بسته، مواضع منتقدان کمی تا قسمتی مستحکمتر به نظر میرسد.
ولی به هر حال این جنگ هماکنون بدون طرف پیروز است و در واقع سلاح لازم برای کسب برتری در این کارزار فعلا موجود نیست. به نظر میرسد بهتر است طرفین این درگیری رسانهای کوتاه آمده و تعیین سرنوشت را به حکمیت و داوری <زمان> بسپارند. در هر صورت قطبی اگر مربی خوب و دارای فاکتورهای مثبت فنی زیاد باشد، با پشتوانه همین قهرمانی پرسپولیس حتما در آینده میتواند در مربیگری دوباره وارد عرصه شده و تواناییهای خود را به رخ بکشد و آن موقع است که میتوان فارغ از تمام این جنگ و جدلهای کلامی و رسانهای دربارهاش قضاوت کرد تا معلوم شود نقش او در قهرمانی پرسپولیس در لیگ هفتم و ناکامیاش در فصل بعدی تا چه حد بوده است.
این پرونده مختومه است و تنها موردی که میماند تکلیف قرارداد شبهترکمانچای او با باشگاه پرسپولیس است که داستان هم باید توسط رئیس مجمع باشگاه حل شود که چگونه پرسپولیس زیر بار چنین تعهداتی رفته و چطور دست قطبی بازمانده که به این راحتی به قرارداد خود پشت پا زده و دست قرمزها را از لحاظ مالی و فنی در پوست گردو بگذارد. هر چه هست پرونده خوب یا بد بودن قطبی باید بسرعت بسته شود، چون غیر از اتلاف وقت و انرژی هیچ بهره دیگری برای اهالی رسانهها ندارد.
آرش رستمنمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: