در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
انتشار فرقه بکتاشیه در مناطق آلبانی، میراث ادبی ارزندهای بر جا گذاشت. این ادبیات که شامل ادبیات بومی و ادبیات مکتوب میشود از ادبیات آلبانی به خوبی متمایز میگردد7 اما متاسفانه باید گفت قسمت اعظم این ادبیات در معرض تخریب و آتشسوزی قرار گرفت واز بین رفت. بسیاری از نویسندگان آن نیز به قتل رسیده و بسیاری دیگر تحت تعقیب قرار گرفتند. بعد از سرکوبی فرقه بکتاشیه در عثمانی (1826 م) حاکمان آن کشور در آلبانی، بعضی تکایا را با کتابخانههایشان به آتش کشیده و سوزاندند. کتابخانههایی که نسخههای فعلی ارزنده و ذیقیمتی را در خود جای داده بود. به طور مثال میتوان به آتش زدن تکیه «بابا علیکوه» در شهر «برات» اشاره کرد که در این تکیه یکی از غنیترین کتابخانهها با نسخههای فعلی بسیار گرانبها به زبان عربی و فارسی سوزانده و نابوده شد. این بلا بر سر تکیههای دیگر مانند تکیه «چوبری لی» در «ماتاستیر» و تکیه «ملچانی» در کورچا و بسیاری نمونههای دیگر نیز آمد. پس از بسته شدن تکایای بکتاشیه در آلبانی به موجب آییننامه سال 1967م، باقیمانده کتابهای خطی در صندوقهایی مخصوص به کتابخانههای عمومی منتقل شد. بدینترتیب کتابهای مهم خطی و ادبیات بکتاشیه به بیرون راه نیافت و از دسترس دیگران دور شد.
اما سرانجام «بابا رجب» خدمت بزرگی به این ادبیات کرد و در کتاب «التصوف الاسلامی و البکتاشیه» نمونههای برجستهای از این ادبیات را جمعآوری کرد و به شرح حال نویسندگان آن پرداخت. ادبیات بکتاشیه را بیشتر میتوان به زبانهای آلبانی، عربی، ترکی و فارسی یافت. باید دانست برخی از دراویش بکتاشیه به کشورهای عربی خصوصا عراق فرستاده میشدند تا این فرقه را گسترش دهند. آنها مدتی طولانی در حدود
3 سال را در کنار مزار امام حسین (ع) در کربلا و حرم امام علی (ع) در نجف اقامت میکردند. جالب است بدانیم که زیارت اماکن مقدسه برای بعضی از دراویش که گناه کرده بودند، حکم مجازات و کیفر را داشت؛ چرا که در راه سفر، با رنجها و مصائب بیشماری آشنا میشدند. از طرف دیگر «بابا»های عراقی نیز به تکایای بکتاشیه در آلبانی میآمدند و مدتهای طولانی در آنجا میماندند. وجود این «بابا»ها، پل ارتباطی خوبی برای انتقال حکایات گوناگون بوده است. یکی از این حکایات در ارتباط با ساخته شدن تکیه «بابا عبدالمومن» در کربلاست. بابا عبدالمومن در نیمه قرن 10 ه برابر با 16 م به کربلا میآید تا آیین بکتاشیه را در آن منطقه رواج دهد. مدتی در خیمهای نزدیکی مزار امام حسین (ع) خدمت میکند. در سال 961 هجری برابر با 1553 م. سلطان سلیمان قانونی (974 926 هجری) امپراتور مشهور عثمانی ضمن زیارت از مزار امام حسین (ع)، هدیهای برای این درویش میآورد و نسبت به این درویش ارادت خاصی پیدا میکند و از او میخواهد اگر آرزویی دارد بگوید تابرآورده شود.
عبدالمومن میگوید من چیزی نمیخواهم، فقط دلم میخواهد که عمل نیکی برای ساکنان کربلا انجام دهی و از فرات برایشان آب فراهم کنی. سلطان دستور میدهد تا در اطراف فرات کانالهایی بزنند و از آنجا آب بگیرند. کارگران در انجام این کار با مشکلات بیشماری روبهرو میشوند و طرح آبرسانی عملا با شکست روبهرو میشود. سلطان، غمگین و ناراحت از بابا عبدالمومن میخواهد که به خدا توسل کند تا گشایش در این کار حاصل گردد. بابا عبدالمومن در کرانه فرات عصایش را به آب نزدیک میکند و بعد از دعا به فرات میگوید: «ای فرات، خوب میدانم که تو از امام حسین (ع) خجالت میکشی و شرم داری که به نزد او بروی. اما بدان هنگامی که او تشنه تو بود و از دوری تو میسوخت، تقدیر این بود که تشنه شهید شود. الان شرمگین مباش! چرا که امام حسین (ع) آب را برای مردم کربلا میخواهد» و با تاثیر این سخنان، کارگران راهی مییابند و به کربلا آب میرسانند. این مساله برای بابا عبدالمومن معجزه به حساب آمد و شهرت بسیاری برای او فراهم کرد. وی توانست بدینوسیله بکتاشیه را در آن حدود رواجی بسیار دهد.
بابا سرسم علی
وی یکی از اولین شعرای آلبانی است. او در اواخر قرن 9 ه' برابر با 15 م تولد یافت و در زمان سلطان سلیمان قانونی امپراتور عثمانی ( 974 926ه.') به مقام صدراعظمی رسید. اما برای اینکه به طور کامل در خدمت تکایا (نوعی خانقاه ویژه بکتاشیه) باشد از این منصب کناره گرفت. وی سرانجام به مقام «حکیم اکبر» یعنی رئیس نهضت بکتاشیه رسیده سال 958 ه' برابر با 1550 م و تا زمان مرگش در 977 ه' برابر با 1569 م در این مقام باقی ماند. بابا سرسم علی شعرهای بسیاری از خود باقی گذاشته که بعضی از آنها نیز به چاپ رسیده است. در یکی از شعرهایش میگوید:
از جهانی که در نور دیدم
به سوی شما بازگشتم
مبارک باد بر شما، راهی که با آن خویش را نجات دادید.
شما راه «شاه» و صاحب راه را طی میکنید.
هیچکس نمیداند در میان ما چه کسی رهبر ماست
و چه کسی بزرگ است
یزید ملعون
هرگز زبان ما را نمیفهمد
راه ما راه حقیقت است که راه محمد (ص) - علی(ع) گفته میشود.
باید دانست که واژه «شاه» در مصرع چهارم اشاره به حضرت علی (ع) است و کلمه «یزید» در مصراع هفتم مترادف با هر کسی است که راه خطا و نادرست را طی میکند. به عبارت دیگر واژه یزیدYezit در زبان آلبانی، تحتتاثیر بکتاشیها، مترادف با شریر و بدکار شده است و در بعضی از مواقع حتی به عنوان دشنام استعمال میشود.
بابا کمالالدین شمیمی
از شعرای بزرگ بکتاشیه آلبانی است که در اوایل قرن 19 م به طرز عجیبی کشته میشود. وی همواره در صحبتهایی که با یارانش میکرد، میگفت: دوست دارم همچون امام حسین (ع) شهید شوم. مینویسند در یکی از روزها کنار پنجره تکیه خود در حال خواندن فصلی از کتاب حدیقهالسعاده از فضولی بغدادی بود که در آن فصل ماجرای شهادت امام حسین (ع) نقل شده است. در همان زمان ناگهان دو گلوله از بیرون پنجره سینه او را میشکافد و خونش دو نقطه از صفحه کتاب را رنگین میکند.
پیروانش این کتاب را نگه میدارند و گفته میشود تا همین اواخر نیز از این کتاب در تکیه باباعاصم در جیروکاسترا نگهداری میشده است. وی خرقه سبزی چون سادات میپوشید. روزی در شهر بانینا مردم از او میپرسند چرا خرقه سبز پوشیدهای؟ در جواب آنها در شعر بلندی میگوید: نسب من تنها به پیغمبر نمیرسد، بلکه در سرنوشت من لحظهای مقدر شده که همچون امام حسین (ع) درکربلا شهید شوم. وی در ادامه این شعر میگوید:
به خرقهای که در بر کردهام نگاه مکن
در آن به دیده تردید منگر
چراکه این خرقه قدیمی است
اما من دلیر و نیرومندم
و در آن لحظهای که فرصت داده شود
به زورمندی جوانی از جوانان کربلا
خواهم جنگید
شمیمی به نظر میرسد که کوچک است
چونان قطره در برابر دریا
در حال رکوع
اما چون خوب بشناسیش
دریایی را میبینی که دنیا را میپوشاند
دریایی که سرچشمه آن از سلاله امام علی (ع) است
دالیب فراشری
یکی از بزرگترین کارهای ادبی بکتاشیه، منظومه حماسی الحدیقه اثر دالیب فراشری است که در سال 1259 ه.' برابر با 1842 م خط عربی سروده است. او در این منظومه که بیش از 65 هزار بیت است به حماسه کربلا و قهرمانیهای امام حسین (ع) پرداخته است. دالیب فراشری منظومه حماسی خود را با نگاهی به کتاب شعر و نثر حدیقهالسعاده اثر فضولی بغدادی سروده است. او منظومهاش را به 10 فصل تقسیم کرده است. همچنین مقدمه و خاتمه آن نیز به شعر است. این منظومه در ادبیات آلبانی دارای ارزش تاریخی فراوانی است؛ چرا که اولین و طولانیترین منظومه حماسی در این ادبیات است. وی در یکی از شعرهای کربلاییاش میگوید:
اینجا سرزمینی است
که خدا آن را انتخاب کرد
مشیت خداوند چنین بود
تا او را به آن میدان راهی کند
درک درد امام حسین (ع) در آن میدان
برای هر کسی ممکن نیست
چراکه این درد
در ظرف کلام نمیگنجد
در آغاز نیمه دوم قرن 19 م، منظومه دیگری از حماسه کربلا میبینیم که به زبان آلبانی با حروف عربی سروده شده است. نام منظومه مختارنامه است که در 12 هزار بیت توسط شاهین فراشری برادر کوچک دالیب فراشری به شعر ترجمه شده است. البته اصل این منظومه به زبان فارسی بوده که شاهین آن را از ترکی، ترجمه منظوم کرده و در سال 1285 ه'. برابر با 1868 م به پایان رسانیده است. این منظومه که درمناسبتهای مختلف مذهبی خوانده میشد، تاکنون چاپ نشده است، اما چند نسخه خطی آن در کتابخانه ملی تیرانا موجود است.
نعیم فراشری
این شاعر، شاعر معروف نهضت ملی میهنی آلبانی است که از بزرگترین شاعران بکتاشیه محسوب میشود. (1900 1864 م) شعرهایش که از ارزش و اعتبار خاصی برخوردار است در یکی از بزرگترین منظومههای حماسی کربلا به جای مانده است. از دیوانهای مهمش باید به «تخیلات»، «الزراعه و الماشیه» و «ازهار الصیف» اشاره کرد. در یکی از شعرهایش میگوید:
چرا فاطمه و دوازده امام را عزیز میداریم
و به حسن و حسین عشق میورزیم
برای این که آنها برحقند
و اصحاب فضلاند
و به کسی بدی نکردهاند
بابا احمد تورانی
این شاعر که از اهالی روستایی به نام توران است در جوانی اماکن مقدسه عراق را زیارت کرده و بعد از بازگشت خود در سال 1908 م به آلبانی، «بابا»ی تکیه روستای توران میشود. در سال 1912 که سربازان یونانی این تکیه و تکایای دیگر را آتش میزنند به اجبار میگریزد. وی پس از چندین سال با به استقلال رسیدن آلبانی به سرزمین خود بازمیگردد و تکیه خود را زیباتر از پیش میسازد. او نیز که از شهرت بسیاری برخوردار است در یکی از اشعارش میگوید:
با آخرین توان
فریاد زدم: الامان
ای حسین شهید!
خدا دستهای خود را گشود
و مرا نجات داد
این خاندان مرتضی
مرا به فراموشی مسپارید
و روح مرا
از خدمت در زیر پرچم کربلا معاف مکنید.
باباملچ
زندگانی این شاعر بکتاشی از اواخر قرن 19 تا اوایل قرن 20 میلادی است. وی در تکیه قاهره درویش شد و سپس مدتی را در آنجا ماند. در راه نشر زبان آلبانی مبارزه بسیار کرد. وی از سوی اقلیت آلبانی در مصر مامور شده بود تا کتابهای آلبانی را در مناطق آلبانی ودر میان مردم پخش کند. در تکیهای در جنوب آلبانی «بابا» شد. با آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914 م این تکیه سوخت و او مجبور شد تا جلای وطن کند. از ویژگیهای شعری او باید پرکاری، تنوع و استحکام را برشمرد. در اشعارش هم شعرهای عرفانی یافت میشود و هم اشعار ملی میهنی.
از عذاب و سختیها گریان مباش!
امام حسین (ع) خود نیز بسیار رنج و سختی کشیده است.
راه خویش را گم مکن!
رنجها ترا بیشتر به زندگی نزدیک میکنند
این امام زینالعابدین (ع) است
چه رنجها که در کودکی خود ندید
اگرچه کودکی نورسته بود
ولی با همه رنجها آشنا شد
باباعلی توموری
وی در مدرسه معروف بانینا درس خواند. او علاوه بر زبان عربی، زبان فرانسه را نیز آموخت و از دراویش تکیه «پریشتا» شد. وی نیز منظومهای حماسی در مورد کربلا و رشادتهای امام حسین (ع) دارد. در یکی از شعرهای بلندش با عنوان «شهید کربلا» میگوید:
فرزند حضرت فاطمه
نوگل حضرت محمد
مدینه را رها کرد
و به سمت خدا به راه افتاد
همه کسانی که با او همراه شدند
از سرنوشت او در کربلا آگاهی داشتند
اما باز دست از او برنداشتند.
فروغ رستمیشکوه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: