در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زن و شوهر برای شناخت متقابل از ارتباط کلامی ناگزیر میباشند و لازم است که روزانه به طور مداوم با یکدیگر حرف بزنند تا بتوانند همدیگر را بهتر بشناسند و بهتر به نیازهای هم پاسخ بدهند.
ولی گاه اتفاق میافتد که زن یا شوهر بیش از آنکه حوصله گوش کردن داشته باشد دوست دارد حرف بزند و به همین دلیل است که اندیشمندان حوزه ارتباط کلامی بر این عقیدهاند که در یک ارتباط کلامی گوش کردن به مراتب سختتر از حرف زدن است. زیرا کسی که حرف میزند آنچه را که دوست دارد یا فکر میکند که درست است بیان میکند ولی کسی که گوش میدهد بعضا حرفهایی را که با اندیشه و عواطفش نیز مخالفت است باید گوش کند.
اندیشمندان این حوزه ضمن اینکه گوش دادن را به گوش کردن فعال و منفعل تقسیم میکنند برای گوش دادن کارکردهایی را نیز قائل میباشند.
کارکردهای گوش دادن:
الف: لازم است که هنگام گوش دادن روی پیامهایی که از دیگران میرسد تمرکز کافی داشته باشیم.
ب: لازم است که سعی کنیم تا درستترین برداشت را از حرفهای دیگران داشته باشیم. به عبارت دیگر هر چه گیرنده پیام یا کسی که گوش میدهد پیامهای نزدیک به ذهن فرستنده یا گیرنده را بیشتر و بهتر دریافت کند آن ارتباط موثرتر است.
ج: گوش کردن باعث میشود تا علاقه و میل بین طرفین ایجاد شود، یا ازدیاد پیدا کند، یا اینکه توجه طرف را جلب و او را از نگرانی بیرون آورد.
د: باعث میشود که طرف مقابل صادقانه و آزادانه مطالب و مکنونات خود را بیان کرده و تخلیه شود و به عبارت دیگر نوعی سوپاپ اطمینان در روابط اجتماعی میباشد.
هــ : باعث میشود تا «دیگر مداری» جای «خود مداری» را بگیرد و دیگران در ذهن فردمهم جلوه کند.
به هر حال ما در ارتباطات روزمرهمان ناگزیر هستیم که حرفهای دیگران را تا حدودی گوش کنیم یا به حرفهای دیگران گوش بدهیم.
آورده شد که گوش دادن به دو قسم فعال و منفعل تقسیم میشود. در «گوش دادن فعال» فرد رفتارهایی از خود بروز میدهد که بیانگر توجه مخاطب یا گیرنده به فرستنده پیام یا کسی است که صحبت میکند.
ولی «گوش دادن منفعل» حالتی از گوش دادن است که مخاطب یا گیرنده پیام حالت یا رفتاری از خود بروز نمیدهد که مبین این نکته باشد که به حرفهای طرف مقابل گوش میدهد ولی همه حرفهای طرف مقابل را میشنود و از آن استفاده خواهد کرد. ولی چون عکسالعملی ندارد و از سوی او بازخوردی به فرستنده یا کسی که حرف میزند برنمیگردد گوینده احساس رضایت نمیکند و نمیتواند تصمیم بگیرد که حرفهایش را قطع کند یا ادامه دهد و اگر قرار است ادامه دهد چقدر و چگونه ادامه دهد.
در یک تعامل اجتماعی یا ارتباط کلامی مفید و مثمرثمر که «گوش دادن فعال» در آن حرف اول را میزند، شاهد یک جریان مستمر بازخوردی از جانب طرفین تعامل و محیط فیزیکی هستیم. شاید ما نتوانیم همه بازخوردها را هشیارانه درک کنیم و این عدم درک ما به معنای نبود بازخورد مداوم نیست. در واقع فیلتر ادراکی ما است که اجازه ورود یا خروج برخی از اطلاعات را میدهد و ما با توجه به آن فیلتر یا صافی تنها بخشی از دادههای اطرافمان را درک یا دریافت کنیم و پرواضح است که اطلاعات و دادههای پیرامون ما به مراتب بیشتر از آنچه است که ما توان دریافت آن را داشته و دریافت میکنیم. به هر حال در ارتباط کلامی بین همسران یا زن و شوهر ضروری است هر یک از آنها بیشتر از آن که بخواهند حرفشان را به دیگری بزنند و بگویند که من حرف دارم، لازم است گوش بدهند و با گوش دادن به حرفهای طرف مقابل، آن هم گوش دادن فعال، به او اعتماد بدهند که حرفهایی که میزند مهم است و او از حرف زدن طرف مقابل لذت میبرد. به عبارت دیگر از یک ارتباط «خود محور» به سمت «ارتباط دیگر محور» حرکت نمایند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: