در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش ایسنا، این کارگردان سینمای ایران که روز گذشته در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف سخن میگفت،در ابتدای نشست خود، در پاسخ به عدهای از دانشجویان که با عکسهایی از دکتر عبدالکریم سروش در جلسه حضور داشتند، گفت: این شور و هیجان شما قابل درک است. من هم در جوانی از این هیجانات برخوردار بودم، اما دوره ما با انقلاب مصادف بود و هیجانهای ما در آن مسیر حرکت کرد.
وی افزود: اشکال ندارد از کسی طرفداری کنیم، اما باید فرق دوغ و دوشاب را تشخیص دهیم و بدانیم حقیقت کجاست.
پای اصول و اعتقاداتم ایستادهام
مجیدی مطرح کرد: خدا شاهد است اگر آن طرف دنیا هم زندگی میکردم، پای اصول و اعتقاداتم میایستادم و حرفهایم هیچ ربطی به مسایل و جریانات روز ندارد و اگر دفاعی از پیامبر اعظم (ص) و پیامبر خوبیها میکنم. من نماینده پیامبر یا جمهوری اسلامی نیستم و من در جایگاهی نیستم که حکم کافر بودن و از دین خارجشدن برای کسی صادر کنم، بنده افکار خودم را نسبت به باورهای ایشان مطرح کردم و از حقیقتی دفاع و صحبت کردم.
سپس دانشجویان درباره آخرین ساخته سینمایی این کارگردان «آواز گنجشکها» سوالاتی را مطرح کردند.
مجیدی درباره عنوان کارش گفت: «آواز گنجشکها» یک ترکیب نسبتا پارادوکسی است. گنجشک هیچوقت آواز قشنگی ندارد اما آن مناعتطبع و سادگیاش ارزشمند است. موجود دل رحمی است و وقتی میخواهیم از کسی حرف بزنیم که عموما دیده نشوند یا کسی که برایش تره خرد نمیکنند از گنجشک مثال میآوریم. گنجشک تمثیل آدمهایی است که دوروبرمان هستند و معمولا تریبونی برای ظهور و عرضهاندام ندارند. این عنوان تمثیلی از خانوادهی «کریم» است که آواز قشنگ زندگی را پشت به پشت همه میسرایند، تا پایگاه خانوادگیشان حفظ شود.
وی افزود: شترمرغ نیز تمثیلی از خود بازیگر فیلم است که دو پا بر زمین دارد. ولی با دو بالی که برای پرواز دارد، تمثیلی از باطن او و انسان است که میتواند با طیطریق بر بلندای جای گیرد.
مجیدی در پاسخ به پرسشی در خصوص حضور سینمای ایران در جشنوارهها و سیاهنمایی برخی آثار هم گفت: متأسفانه تحلیل درست و اصولی درباره این مسأله وجود ندارد و عموما این وجه سینمای ایران دستخوش مسایل و نگاههای سیاسی بوده است، البته گاهی جشنوارههایی معدود هم شاید سیاسی عمل کرده باشند، اما این مسأْله دقیقا آسیبشناسی نشده است.
وی تصریح کرد: امروز سینمای ایران را به خاطر تأملش در مسایل انسانی و وجهه معرفتیاش میشناسند و متأسفانه در این سالها به این دستاورد بزرگ بیتوجه بودهایم و از آن درست بهره نبردهایم.
مجیدی در خصوص پرداختن به شخصیتهای فقیر اجتماع در آثارش نیز بیان کرد: خاستگاه اجتماعی خود من چنین طبقاتی است و من با توجه به شناختم از این طبقات و احساسی که نسبت به این طبقه و این گروه از آدمها داشتم بنابراین همیشه تلاش کردهام که آدمهایی را انتخاب کنم که جزء آسیبپذیرترین و پایینترن طبقات اجتماعی باشند.
آنچه برایم مهم است نگرش بر مسایل انسانی است و در این صورت هرکسی میتواند خودش را در جای او بگذارد و هر قشری بتواند خودش را به او نزدیک کند. وقتی مخاطب چنین شخصیتی میبیند با خود میگویند وقتی چنین انسانی میتواند، چنین سیر و سلوکی را طی کند، پس چرا من نتوانم.
بخشی از نگاه و بحث ما در فیلمها لایههای اجتماعی است و در آثار هنری قرار است فیلمی بسازیم که ماندگار بوده ارتباط برقرار کرده و تأثیرگذار باشد و عموما مدنظرم نگاه ژورنالیستی نبوده است.
مسأله اصلی من خود انسان است که چهطور از نقطه صفری میتواند به نقطه بالاتری برسد و برای همین آدمهای فیلمهایم از طبقات پایین جامعه هستند.
فقر در آثار سینمایی
کارگردان «بیدمجنون» در بخش دیگری از این نشست مطرح کرد: اگر وجود فقر در آثار منزلت باشد، پس با بردن یک دوربین به مناطقی از کشورهایی چون هند و پاکستان میتوان آثار فاخری ساخت و در جشنوارهها موفق بود.
مجیدی در خصوص عدم امکانات مالی شخصیتهایش گفت: همین دور و بر این دانشگاه مثلا محدودهای به 5 کیلومتر پایینتر از دانشگاه شما، به وفور چنین آدمهایی یافت میشود، متأسفانه بحث عدالت اجتماعی که شعار آن را میدهیم، تحقق عینی پیدا نکرده است.
کارگردان «بچههای آسمان» همچنین با اشاره به تبلیغات تلویزیونی گفت: تلویزیون ما تصور میکند، مخاطباش از ونک به بالا نشسته است بنابراین باید پرسید، تبلیغاتی که در تلویزیون نشان میدهد متناسب با کدام جامعه است؟!
وی افزود: ما نباید مقهور شعارهایی که در خیلی جاها داده میشود بشویم. چیزهایی که چشم ما را پر کرده و ما را از حقیقت غافل میکند.
مجیدی درباره امکانات فنی سینمای ایران و لزوم به روز شدن آنها هم گفت: امروزه سینمای ایران به مرزی رسیده که میتواند از فنآوریهای جدید و تکنولوژی روز بهره ببرد اما با این بودجهی «بخور و نمیر» مثل شوخی است که به زودی به این فنآوریها برسیم و هنوز معلوم نیست که سینما برای دولتمردان ما چه جایگاهی دارد. اگر مهم است باید جدیتر گرفته شود و متأسفانه در دولت گوش شنوایی برای تسریع در امور سینمایی کشور وجود ندارد و سینمای ما برای رسیدن به یک تغییر اساسی نیاز به یک همیت جدی دارد.
در پایان این نشست، مجیدی درباره استفاده از رضا ناجی در فیلمش گفت: تصمیم داشتم یک رضا ناجی دیگر برای سینمای ایران پیدا کنم، اما نشد.
وی افزود: با تمام احترامی که برای همه بازیگران قائلم ظرفیت بازیگری در سینمای ایران بسیارکم و محدود است و سینمای ایران به بازیگران بسیار بیشتری نیاز دارد و ما به لحاظ بازیگر خوب، ضعف بزرگ داریم و این بضاعت اندک همیشه دست ما را بسته نگه میدارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: