در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اتهامت قتل عمد است، چه کسی را کشتی و چرا؟
چرایش مفصل است، زنی به نام پرستو را کشتم. با او رابطه داشتم، اما میخواست به من خیانت کند.
رابطهتان چطور شروع شد؟
پرستو از اقوام دورمان بود. من با این زن رابطه داشتم و پسر خالهام هم با دخترش دوست بود. پرستو شوهر داشت، با این وجود با من ارتباط غیراخلاقی برقرار کرد.
تو که میدانستی او متاهل است چرا وارد این رابطه نامشروع شدی؟
پرستو از زندگیاش ناراضی بود. از شوهرش گلایه میکرد و میگفت همسرش به او توجه نمیکند. دل پر دردی داشت اوایل رابطهمان فقط در حد گفتگو و درد دل کردن بود کمکم علاقهای بینمان به وجود آمد یعنی من فکر میکردم اسمش علاقه است حالا که فکر میکنم یک هوس بود. برای هر دومان، هوسی که زندگیام را آتش زد.
اگر واقعا میخواستی به پرستو کمک کنی باید نصیحتش میکردی، توصیه میکردی پیش یک مشاور خانواده برود یا اینکه اگر اوضاع خیلی بحرانی بود لااقل میتوانست از همسرش جدا شود نه اینکه با او ارتباط نامشروع برقرار کنی؟
من سعی میکردم به پرستو محبت کنم تا کمبودهایش را فراموش کند. حتی او هرازگاهی به بهانه مختلف از من پول میخواست. من هم مخالفتی نمیکردم.
چطور همدیگر را ملاقات میکردید؟
بیشتر وقتها تلفنی با هم صحبت میکردیم، اما هر وقت شوهر پرستو در خانه نبود من به منزلش میرفتم. بعضی وقتها پسرخالهام هم با من میآمد.
معمولا این نوع روابط وقتی به جنایت میانجامد که رازهای پنهان بر ملا میشود، در مورد شما چه اتفاقی افتاد؟
رازی برملا نشد، شوهر پرستو اصلا ماجرای رابطه من و همسرش را نفهمید. مشکل وقتی شروع شد که پرستو به من هم خیانت کرد و به پسرخالهام پیشنهاد رابطه نامشروع داد.
تو خودت با این زن رابطه داشتی و کاری که انجام میدادی خیانتی بزرگ بود ضمن اینکه میدانستی پرستو هم زنی خیانتکار است، پس چطور چنین موضوعی باعث شد او را بکشی؟
من خیلی به پرستو محبت کرده بودم و اصلا توقع نداشتم در حق من چنین رفتاری بکند؛ آنقدر از دستش عصبی بودم که به چیزی به جز قتل فکر نمیکردم.
حادثه چطور اتفاق افتاد؟
یک روز ظهر برای ناهار به خانه پرستو رفتم و دخترش را به بهانه خرید سیگار به بیرون فرستادم و بعد از آن به این زن حمله و او را خفه کردم و به سرعت فراری شدم.
چهطور دستگیر شدی؟
همسایهها من را دیده بودند. از طرفی عکسم در آلبوم پرستو بود. ماموران وقتی مشخصات مرا از همسایهها سوال و با عکسها مقایسه کردند خیلی زود شناسایی شدم. البته از روز قتل دیگر سرکار و خانهمان نرفتم. در تهرانسر پنهانی زندگی میکردم ولی خانوادهام میدانستند کجاهستم وقتی پلیس از آنها درباره مخفیگاهم پرسید، آدرس دادند و من دستگیر شدم.
بعد از قتل عذاب وجدان نداشتی؟
مگر میشود کسی را بکشی و عذاب وجدان نداشته باشی مثل دیوانهها بودم. باور نمیکردم چنین کاری انجام دادهام.
در مدتی که با پرستو رابطه داشتی چی؟ عذاب وجدان سراغت نیامد؟
روزهای اول چرا اما بعد از آن دیگر همه چیز برایم عادی شد. بیشتر دنبال هوی و هوس بودم و به این مسائل فکر نمیکردم.
قتلهایی که به خاطر این نوع روابط است کم نیستند، نظر تو در اینباره چیست؟
زیاد است. بعضیها وقتی ماجرای رابطه پنهانی رو میشود، شوهرشان را میکشند یا از آن مردی که با او رابطه دارند میخواهند قتل انجام بدهد. بعضی وقتها مردها همسرانشان را میکشند و بعضی وقتها آن مرد غریبه کشته میشود، همه اینها به خاطر همان هوس است که گفتم.
به نظر تو مقصر این روابط کیست؟
همه مقصر هستند، نمیتوان فقط یک نفر را نام برد. اگر شوهر پرستو با او بدرفتاری و کم محبتی نمیکرد زنش به او خیانت نمیکرد از طرفی اگر پرستو به خانوادهاش پایبند بود هرگز راضی به خیانت نمیشد اگر من هم اسیر وسوسه هوس نمیشدم به این روز نمیافتادم البته بخشی از موضوع هم به خاطر کم تجربگی و جوانیام بود.
حالا که در مورد خودت صحبت کردی، بیشتر توضیح بده و درباره تحصیلات، شغل و خانوادهات بگو.
زیاد درس نخواندم، کارگری میکردم. در ترمینال جنوب کار میکردم و حقوق کمی میگرفتم. خانوادهام ساکن کرج هستند، من زمان قتل 18 سال بیشتر نداشتم و وقتی رابطهام را با پرستو شروع کردم خیلی کمسن و سال بودم خانوادهام وقتی شنیدند چه کار کردهام شوکه شدند اصلا باورشان نمیشد روزی کارم به اینجا بکشد.
اعتقادات مذهبی هم مساله مهمی است، نماز میخواندی؟ روزه میگرفتی؟
رابطه خوبی با دین نداشتم. اهل نماز و روزه نبودم ولی ای کاش بودم. اگر مذهبی بودم هیچوقت با زنی متاهل رابطه برقرار نمیکردم. خیلی از جوانها به این مسائل بیاعتنا هستند، خود من وقتی کسی نصیحتم میکرد یا از تلویزیون چیزی میشنیدم یا میدیدم فکر میکردم همه این حرفها الکی است، حالا میفهمم چه اشتباه بزرگی انجام دادهام. مساله مذهب در مورد همه آدمها مهم است مثلا اگر پرستو اعتقادات دینی داشت هیچوقت برای جبران کمبودهایش چنین کارهایی انجام نمیداد یا شوهرش حاضر نمیشد با این زن بدرفتاری کند.
اگر به گذشته برگردی در آن شرایطی که از وضعیت پرستو مطلع شدهای و در آستانه برقراری رابطه با او هستی چه کار میکنی؟
من سواد درست و حسابی ندارم که بخواهم به این سوال جواب بدهم ولی حتی نصیحتش میکردم بچسبد به زندگیاش بعد خودم هم از او دوری میکردم و هیچوقت سراغش نمیرفتم این جور شرایط و وضعیت خیلی خطرناک است و آدم واقعا باید بترسد.
میخواهم به عنوان کسی که قتل عمد انجام داده است، بقیه جوانها را نصیحت کنی، چه توصیهای برای آنها داری؟
پسرهای جوان باید بدانند هوس خیلی برای آدم گران تمام میشود و درست است که همه آدمها نیازهایی دارند ولی باید این نیازها را به شکل درست برطرف کنند. زنها هم باید بدانند ارزش خانواده خیلی زیاد است و تا جایی که امکان دارد باید سعی کنند زندگیشان از هم نپاشد، اما اگر نشد خیانت راه چاره نیست به نظر من اگر طلاق بگیرند بهتر از این است که به این راه بیفتند.
فکر میکنی چه سرنوشتی در انتظارت باشد؟
[ بعد ار چند لحظه سکوت ] نمیدانم. قتل عمد مجازاتش معلوم است. جرم من هم که خیلی سنگین است. یعنی من را اعدام میکنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: