درباره فیلم لیلی با من است

هویت‌بخشی به قهرمان جنگ

اگر بخواهیم برای این فیلم کمدی کمال تبریزی شاخصیتی قائل شویم، می‌توانیم از این منظر به آن نگاه کنیم که کمال تبریزی با این فیلم برای اولین بار با لحن و موضوعی کمیک به روایت داستانی بر بستر جنگ و دفاع مقدس پرداخت. تا پیش از لیلی با من است نوع رویکرد‌ها به سینمای دفاع مقدس بسیار متفاوت بود.
کد خبر: ۲۱۵۴۱۶

 در سال‌های آغازین سینمای دفاع مقدس، فیلمسازها با کلیشه‌‌ای‌ترین الگوهای این‌گونه سینمایی حضور خود را اعلام کردند: تحرک و خشونت و حادثه‌های نهفته در فیلم‌های جنگی بر اساس نظام‌های ارزشی و عقیدتی تثبیت شده در سال‌های پس از انقلاب. ویژگی مشترک همه این فیلم‌ها استفاده افراطی از تحرک، خشونت، مرز پررنگ خیر و شر بین طرفین و تیپ‌سازی‌های شدید به همراه الگوهای بازمانده از سینمای پیش از انقلاب بود. پس از مدتی این جذابیت‌ها جای خود را به الگوهای ملودراماتیک دادند و فیلمسازان برای به دست آوردن نیمی از مخاطبان بالقوه خود و ترغیب زن‌ها برای دیدن فیلم‌ جنگی به سوی ترکیب قالب جنگی با ملودرام خانوادگی رو آوردند که عقاب‌ها (ساموئل خاچیکیان)‌ شاید نقطه آغازی برای این‌گونه فیلم‌ها باشد. پس از آن با ساخته شدن چند فیلم توسط رسول ملاقلی‌پور و ابراهیم حاتمی‌کیا بود که سینمای جنگ حضور جدی‌تر خود را اعلام کرد تا این که در دهه 1370 فیلمسازها چه به لحاظ فرم و چه محتوا نگاه متفاوت‌تری به جنگ را در پیش گرفتند. انتقاد از مناسبات برقرار شده در جامعه پس از جنگ، انتقاد از آدم‌های جنگ و تقدس‌زدایی از فضای معنوی جبهه‌ها از شاخص‌ترین مولفه‌‌های این دوره از سینمای دفاع مقدس بودند. تا پیش از این که کمال تبریزی با ساخت لیلی با من است از دریچه‌ای متفاوت به این پدیده نگاه کند تقریبا همه فیلم‌های ساخته شده در این حوزه با لحنی تلخ و گزنده با پدیده جنگ مواجه می‌شدند. در واقع لیلی با من است راه‌گشای سینمای ایران برای انتخاب لحن و نوع نگاهی متفاوت به مقوله جنگ و آدم‌های درگیر آن بود. همچنان که فیلم‌‌های با حال و هوای کمدی این ژانر مثل طبل بزرگ زیر پای چپ یا اخراجی‌‌ها همه پس از این فیلم ساخته شدند و تا پیش از لیلی با من است تقریبا فیلمی در ژانر جنگ نمی‌بینیم که نگاهی طنز به این مقوله و شخصیت‌های روایت داشته باشد.

«سیر تدریجی تحول شخصیت» مضمون عمده و مرکزی این فیلم کمال تبریزی است.

این مضمونی است که یکی از آشناترین تم‌ها در روایت‌های دراماتیک است. شخصیتی که در آغاز ماجرا جور دیگری می‌اندیشد و نگاه و جهان‌بینی خاص خود را دارد. جهان‌بینی‌ای که اتفاقا آن را بسیار هم درست می‌داند و سعی در اصرار و پافشاری بر آن دارد. اما با قرار گرفتن در موقعیتی خاص و طی طریق مراحلی کم‌کم به درک و بینش والاتر و مقبول‌تری می‌رسد و دیگر آن کسی نیست که در ابتدای داستان دیده بودیم. نوع رویکرد‌ها به این مضمون در سینمای جهان بسیار متفاوت و به شیوه‌های گوناگون و بسیار زیاد بوده است. کمال تبریزی در لیلی با من است ژانر کمدی را برای تعریف این مضمون انتخاب کرده است. تبریزی در لیلی با من است همان قصه‌های قدیمی سینمای جنگ در باب رسیدن به مرحله‌ای والاتر و گذر از شرایط روزمره و لایه‌های ظاهری جنگ و اختصاص هویتی متفاوت و متعالی‌تر به قهرمان را با تزریق لحن کمدی به فیلم مطرح می‌کند و به این ترتیب یکی از نمونه‌های متفاوت سینمای جنگ را به تصویر می‌کشد. در این جا شخصیتی که از اعزام به جبهه جنگ هراس دارد به ناگاه خود را در خط مقدم جبهه می‌یابد و فیلم با تاثیر روحی و معنوی این حادثه بر او به پایان می‌رسد. کمال تبریزی گفته است: «در چند فیلم قبلی‌ام نوعی سنگینی و دل‌گرفتگی وجود دارد. در کوران جنگ، شاهد حوادث و ماجراهایی در حاشیه جنگ بودیم که آن موقع معتقد بودیم حالا وقت گفتن این حرف‌ها نیست، اگرچه آن واقعیت‌ها وجود داشت. همیشه می‌گفتیم اینها مال پس از جنگ است... یادم می‌آید در اوج یک عملیات که خمپاره‌ها از هر سو به طرف ما می‌آمد، در سنگر شاهد ماجراهایی بشدت خنده‌آور بودیم. در حالت‌های عادی هم که شوخی خیلی رایج بود. برای این که هم گذران اوقات بشود و هم خستگی از تن و روح بچه‌ها گرفته شود. اگر مجموعه این عوامل را کنار هم بگذارید، متوجه می‌شوید که لیلی با من است از کجا آمده است...». نکته‌ مهمی که درباره لیلی با من است وجود دارد، تغییر دادن نوع نگاه به جنگ است. در دوران جنگ، همه فیلمساز‌ها از یک زاویه به این پدیده نگاه می‌کردند اما کمال تبریزی با لیلی با من است چشم‌انداز تازه‌ای را به این موضوع گشود. نکته جالبی است که این چشم انداز در دوران ساخته شدن مورد مخالفت خیلی‌ها قرار گرفت.

تبریزی گفته است که بر خلاف فیلم‌های قبلی‌اش که هنگام نوشتن فیلمنامه یا ساخت به تعدادی فیلم در همان زمینه رجوع می کرده، برای ساختن لیلی با من است اصلا سراغ هیچ فیلمی نرفته است «هر چند برخی از شوخی‌های فیلم یادآور صحنه‌هایی از آثار کمدی ایتالیایی یا کمدی کلاسیک است ولی به دلیل تقدسی که جنگ برایم داشت، عمدا سراغ هیچ فیلمی نرفتم تا مبادا جایی خطا کنم. خواستم خیلی صادقانه بروم جلو. چون آن حسی که ما با موضوع جنگ داریم، خیلی متفاوت است با مثلا حس ایتالیایی‌ها با جنگ جهانی یعنی احساس می‌کردم نوع شوخی ما با جنگ، با شوخی آنها سازگاری ندارد. آنچه بیشتر الگوی ما بود، تجربه‌های شخصی و حضور خودمان بود. البته در مجموع به آثار چاپلین و وودی آلن خیلی علاقه دارم. مل بروکس را هم دوست دارم، ولی هر کدام متفاوت است.» این می‌تواند یکی از پرسش‌های اصلی باشد که چرا شخصیت اصلی فیلم با بازی خوب پرویز پرستویی یک فیلمبردار تلویزیون است. صادق شخصیت اصلی فیلم دقیقا بر مبنای یکی از دوستان تبریزی شکل گرفت که فیلمبردار جبهه بود و واقعا هم در کوران حضور رزمنده‌ها در جبهه‌های جنگ، آدم‌هایی از این دست که در جبهه‌ها به فیلمبرداری مشغول بودند زیاد بودند. معروف‌ترین‌شان شهید آوینی که مجموعه ماندگار روایت فتح با حضور او و همکارانش در جبهه‌ها شکل گرفت و در همین راه به شهادت رسید. دو بازیگر اصلی فیلم پرویز پرستویی و محمود عزیزی سابقه کار کمدی نداشتند و اولین بار بود که چنین نقشی را به عهده می‌گرفتند.
ضمن این که محمود عزیزی گذشته از این، اولین کارش در سینما را تجربه می‌کرد. البته کمال تبریزی در ابتدا بازیگرهای دیگری مثل محمدرضا هنرمند، مسعود کرامتی و حمید جبلی را هم در ذهن داشت. اما دیدن بازی او در آدم برفی باعث شد تا او را برای بازی در این نقش انتخاب کند. پرستویی در اولین بازی کمدی‌اش در فیلم واقعا درخشان است و شاید بتوان گفت بیش از نیمی از جذابیت و غنای فیلم حاصل حضور و درک و دریافت او از شخصیتی است که دارد بازی می‌کند. محمود عزیزی دیگر بازیگر فیلم هم انطباق کامل با شخصیتی دارد که آن را بازی کرده است. به قول تبریزی چهره او حالتی دارد که همه جور می‌توان درباره‌اش فکر کرد. بازیگری است چندچهره. ضمن این که عزیزی دکترای تئاتر دارد و آدم باسوادی است و مطمئنا کار کردن با او بسیار آسان و راحت بوده است. با این که شخصیت محمود عزیزی زیر سایه شخصیت پرستویی قرار دارد، اما بازی عزیزی توانسته نوعی تشخص به این نقش بدهد و پیچیدگی‌های این شخصیت را به خوبی ارائه کند. شهره لرستانی هم که در فیلم حضور دارد، در نسخه تلویزیونی حضور بیشتری دارد. چون از فیلمنامه این اثر دو نسخه وجود دارد. یکی سینمایی و دیگری به صورت سریال که 9 قسمت است که البته هیچ ربطی به نسخه سینمایی‌اش ندارد و بیشتر صحنه‌هایش در شهر می‌گذرد، هرچند سریال هم همان حال و هوای فیلم را دارد.

فیلم در جشنواره چهاردهم فجر به نمایش درآمد و مجموعا با واکنش‌های مثبتی مواجه شد و البته در کنار این واکنش‌ها، بهت‌زدگی‌هایی را هم به همراه داشت. چون همه دچار بهت‌زدگی شده بودند و کسی انتظار نداشت که بشود با جنگ هم شوخی کرد. همچنان که خود تبریزی هم در جایی گفته، بیشترین ارتباط فیلم از طریق مضمون آن است و ساختار و تکنیک همچون اغلب آثار تبریزی زیر سایه مضمون فیلم قرار گرفته است، اما در نهایت جایگاه لیلی با من است در سینمای ایران همچنان به قوت خود باقی است. در دورانی که سینمای جنگ اسیر کلیشه‌های همیشگی خود بود، تبریزی  با این فیلم خیلی از تابوها را شکست و راه را برای فیلمسازهای بعدی باز کرد تا دریابند که جور دیگری هم می‌توان به جنگ نگاه کرد. ضمن این که به تبع جنس و لحن فیلم، مضمون بسیار سنگین و فلسفی فیلم هرگز گل درشت و شعاری از آب درنیامده و اگر از سکانس پایانی بگذریم به تناسب لحن فیلم مطرح شده است. رستگاری و گذشتن از مراحل مختلف برای رسیدن به مرتبه‌ای والاتر و حقیقی‌تر از زندگی، مضمونی است که حتی در سینمای جدی هم طرح آن دشوار است، چه برسد در فیلمی کمدی که اغلب صحنه‌های آن برای خنده تماشاگر ساخته شده‌اند، اما تبریزی موفق شده این مضمون دشوار را در لایه‌های پنهان‌تر اثر بیان کرده و بدون اغراق و درشت‌نمایی و شعارزدگی، درونمایه اصلی و مرکزی فیلم را بیان کند. از همه اینها که بگذریم، همین که لیلی با من است نقطه عطفی در سینمای جنگ بود که یخ‌ها را آب   و راه را برای دیگران باز کرد، برای ماندگاری‌اش در سینمای ایران کافی است.

مسعود ثابتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها