چرا کسی جرات اعتماد به جوانهای فوتبال ما را ندارد؛

مهرماه سال 1365 است . تیم ملی ایران در مرحله یک چهارم نهایی بازیهای آسیایی سئول بعد از تساوی یک - یک مقابل کره
کد خبر: ۲۱۲۱۴
جنوبی در ضربات پنالتی 4 به 5 بازنده می شود و ناباورانه از صعود به مرحله بعد جام بازمی ماند. 14بازیکن بزرگ فوتبال ایران بعد از جام در اعتراض به مربیگری پرویز دهداری از تیم ملی استعفا می دهند. به نظر می رسد فوتبال ایران به بن بست خورده است . خوشبین ترین آدم ها هم هیچ نقطه روشنی در آینده نزدیک نمی بینند. فقط به فاصله چند ماه بعد از آن شوک بزرگ ، پرویز دهداری سعی می کند همه چیز را دوباره بسازد. بازیکنان جدیدی به تیم ملی دعوت می شوند. بی نام و نشان و کم سن و سال . هشتم و شانزدهم اسفند ماه همان سال دهداری با تیم جدیدش در مرحله مقدماتی المپیک 1988دوبار مقابل تیم ملی کویت قرار می گیرد. میزبان هر دو بازی شهر دوحه قطر است . در بازی اول که ایران میزبان است ، تیم دهداری 2به یک برنده می شود اما به خاطر باخت یک به صفر در بازی برگشت و با قانون گل زده در خانه حریف ، کویت از این مرحله صعود می کند. بازیکنان شکست خورده ایران با ناامیدی زمین بازی را ترک می کنند. برای تحمل این شکست بزرگ ، آنها بیش از حد جوان به نظر می رسند. غیر از سیروس قایقران ، مجید نامجو مطلق ، بیژن طاهری و احمدرضا عابدزاده ، بقیه بازیکنان تیم ملی ایران ، اولین تجربه بزرگ زندگی شان را پشت سر می گذارند، اولین لباس تیم ملی پوشیدن را. اما همان جوانها دو سال بعد در مسابقات جام ملتهای آسیا با افتخار روی سکوی سوم می ایستند و این اتفاق بزرگ برای همیشه در یاد مردم می ماند. بیش از 14سال از اولین اعتماد به جوانان در فوتبال بعد از انقلاب ایران می گذرد. در این فاصله زمانی یک بار دیگر در سال 1996 جوانان کم نام و نشانی مانند مهدی مهدوی کیا، داریوش یزدانی ، نیما نکیسا، فرهاد مجیدی ، مهرداد میناوند فرصت قرار گرفتن در ترکیب تیم ملی ایران را پیدا کردند. مربی آن سال تیم ملی محمد مایلی کهن بود. مربی شجاعی که بعدها در تیم باشگاهی سایپا نتیجه بدی از تکرار آن تصمیم گرفت . او می گوید: «دیگر کسی تحمل کار بلند مدت را ندارد. سایپا که بودم ، رفتم دنبال این کار، تا آمدم ثمره کارم را بگیرم ، تغییر کردم.» در باشگاههای بزرگ فوتبال ایران این کم تحملی بیشتر از جاهای دیگر است . پرسپولیس و استقلال سالهاست که هیچ بازیکن جوانی را به فوتبال ایران معرفی نکرده اند. مایلی کهن می گوید: «آنها به دلیل داشتن پشتوانه تماشاچی دنبال اهداف کوتاه مدت هستند. سرمایه گذاری روی بازیکنان جوان زمان می برد و تماشاگر تحمل این قضیه را زیاد ندارد. به همین خاطر آنها ترجیح می دهند از ستاره های دیگر تیم ها استفاده کنند.» حمیدرضا صدر، کارشناس فوتبال و نویسنده کتاب روزی روزگاری فوتبال ، چنین روشی را پخته خوری می نامد. او می گوید: «ذهنیت پرسپولیس و استقلال ، ذهنیت بقالی است . منتظر درخشش بازیکنان دیگر تیم ها می مانند، امکانات مالی هم دارند، به همین خاطر زحمت تولید بازیکن را نمی کشند و این تفکر ناشی از عقده توانگری پرسپولیس و استقلال است.» تا چند سال پیش به نظر می رسید عدم وجود تفکر سازندگی ، تنها مشکل استقلال و پرسپولیس است . اما در طول دو سال اخیر آنها بامشکل مهمتری مواجه شده اند. اعتماد نداشتن به بازیکنان جوان و بالا رفتن میانگین سنی بازیکنان آغاز فصل تازه ای در این دو تیم است . کافی است به لیست یازده بازیکن تیم ملی در مسابقات آسیایی بوسان دوباره نگاه کنید تا بفهمید پرسپولیس و استقلال در یکی از بهترین تیم های این سالهای فوتبال ایران ، چقدر سهم داشته اند. در جمع بازیکنان آن تیم ، سهم استقلال علیرضا واحدی نیکبخت بود که اتفاقا زیاد هم خوب بازی نکرد و سهم پرسپولیس یحیی گل محمدی ، یکی از سه بازیکن بزرگسال تیم بود. یحیی گل محمدی همان بازیکنی است که چند سال پیش به دلایلی نامعلوم از پرسپولیس کنار گذاشته شد ، به تیم فولاد خوزستان رفت ، زیر نظر یک مربی خارجی دوباره اوج گرفت بعد بازیکن ثابت تیم ملی شد و با 180میلیون تومان به پرسپولیس بازگشت . او تمام سهم پرسپولیس در تیمی بود که قهرمان بازیهای آسیایی بوسان شد! عادل فردوسی پور معتقد است که پرسپولیس و استقلال از قبل تیم های حاضر خوری بوده اند ، اما نه به اندازه این چند سال اخیر : «هر جای دنیا ، هر تیم خوبی ، سه چهار بازیکن زیر 20سال دارد ، ولی میانگین سنی بازیکنان پرسپولیس 26 یا 27 سال است . سال به سال هم وضع بدتر می شود. قبلا خودشان تک و توک ستاره هایی داشتند ولی الان به نظر می رسد مربیان این دو تیم به جوانها اعتماد ندارند.» رولند کخ ، سرمربی استقلال ، در ابتدای ورودش به ایران سراغ تیم جوانان و امید استقلال را گرفت . چند جلسه تمرینات آنها را هم دید ، سه چهار بازیکن را هم انتخاب کرد اما هیچ وقت به آنها فرصت بازی در تیم بزرگسالان را نداد. علی فتح الله زاده ، مدیر عامل باشگاه استقلال ، وضعیت فعلی استقلال در لیگ را توجیه این مساله می داند. او می گوید: «نتایج تیم استقلال ، مربیان ما را محتاط کرده . در این شرایط آنها نمی توانند به جوانان اعتماد کنند ، می ترسند. مثلا فرزاد مجیدی یا نیکبخت واحدی اگر ده تا توپ هم خراب کنند ، ایرادی ندارد ولی بازیکن جوان اگر یک توپ هم خراب کند ، مورد انتقاد قرار می گیرد.» من اعتقاد دارم که استقلال باید در کنار تیم فعلی یک بازیکن های جوان مان را بفرستیم آنجا. بازی در لیگ را یاد بگیرند ، بعد برگردند تیم اصلی .» بازیکنان جوانی که فتح الله زاده می خواهد ، برای شان تیم دوم بسازد ، سال گذشته استقلال را قهرمان مسابقات جوانان باشگاه های ایران کردند اما بیشتر آنها در اختیار تیم عقاب قرار گرفتند. هیچ کدام از آنها به تیم اصلی راه پیدا نکردند ، تا جای جواد زرینچه ، محمود فکری و دیگر ستاره های این تیم تنگ نشود. حمیدرضا صدر این موضوع را لایه ای دیگر از فلاکت فوتبال ایران می داند: «متاسفانه اینجا نمی شود ستاره ها را کنار گذاشت . شاید دلیل اش رابطه خوبی است که با مربی دارند. مثلا من هیچ وقت بازی خوبی از محمود فکری ندیده ام اما همیشه در تیم حضور دارد. در کشوری که یک فرصت به جوانها می دهند و آنها قهرمان آسیا (بازیهای آسیایی بوسان) می شوند ، فکری و استیلی بازیکن اصلی بزرگترین باشگاه ها هستند. به اعتقاد من این یک جور انحصارگری است.» در تمام این سالها پرسپولیس و استقلال با استثمار تیم های دیگر و برداشت ثمره زحمات این تیم ها، بار خود را به منزل رسانده اند و کمتر احساس نیاز به تغییر نگرش خود کرده اند، اما چرا امسال این اتفاق نیفتاده است و دیگر این دو تیم بزرگ در نتیجه گرفتن موفق نیستند؛ مجید جلالی ، کارشناس فوتبال به این سوال جواب می دهد: «مشکل پرسپولیس و استقلال برمی گردد به سالهای گذشته . آیین نامه لیگ ایران حرفه ای شد و استقلال و پرسپولیس خودشان را با مقررات جدید تطبیق ندادند. قبلا هر وقت احساس نیاز می کردند بازیکن تیم های دیگر را می گرفتند اما یکی دو سال است وضع عوض شده . این دو تیم پارسال هم همین مشکلات را داشتند ولی تیم های دیگر باور نمی کردند، بتوانند شکست شان بدهند. مطمئن باشید سال آینده با این روند، آنها بین 4تا تیم اول هم نیستند.» پرسپولیس و استقلال در بدترین روزهای تمام سالهای اخیر، در حالی که مقابل هر تیمی احتمال شکست شان وجود دارد، امیدشان را در ساقهای خسته استیلی ، رافت ، فکری و مومن زاده و... می جویند. آنها را مقایسه کنید با تیم های بزرگ دنیا. با اورتون که ستاره اش یک 17ساله است به نام وین رونی . با لیدز که جیمز میلند 17ساله را به تیم ملی داده . با وستهام و آنتون فردیناند 18ساله . آیا وقت آن نشده که در تفکرات غلطمان تجدیدنظر کنیم؛ آیا نقطه ای که در آن قرار گرفته ایم بن بست یک راه اشتباه نیست؛
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها