نقش‌های ماندگار

«طوبی» در «زیر پوست شهر»

شخصیت‌های فیلمهای خوب، همچون انسان‌های واقعی زنده‌اند و اگر در فیلمنامه به اقتضای داستان، زندگی‌شان خاتمه یابد، در دنیای اذهان، نامیرا و ابدی‌اند. نقش‌های ماندگاری که به تاریخ می‌پیوندند؛ تاریخ حیات بشر.
کد خبر: ۲۱۰۴۸۸
 اوج مسوولیت‌پذیری یک زن را می‌توانیم در شخصیت طوبی مشاهده کنیم. کارگر کارخانه است و نان‌آور خانواده. این کار طاقت‌فرسا به سلامتی او هم صدمه زده و برایش سرفه‌های سخت و خشک به ارمغان آورده است.

شوهرش کار نمی‌کند، فقط هارت و پورت بلد است و این‌که ادای مسوول خانواده بودن را درآورد. نقص پایش را بهانه کرده برای خانه نشینی و تن پروری و در مقابل ظلمی که به دختر بزرگش شده هم کاری جز سیگار کشیدن و نق زدن نمی‌کند. مسوولیت منت‌کشی از مادر غربتی داماد خانواده هم بر دوش طوبی است. از طرفی هم باید حواسش باشد عباس چیزی از کتک خوردن حمیده نفهمد و غیرتش به جوش نیاید و اوضاع را از این که هست بدتر نکند. بعد از پیتزا خوردن در رستوران شمال شهر هم طوبی است که مانع درگیری علی و عباس با جوان موتورسوار می‌شود. در این هیر و بیر باید نگران توطئه عباس و پدرش برای فروختن خانه هم باشد، خواندن و نوشتن هم بیاموزد و به محبوبه هم توصیه کند کمتر لب دیوار با معصومه دختر همسایه حرف بزند و بهانه دست برادر متعصبش احمد ندهد.

طوبی علیرغم مسوولیت سنگینش رابطه دوستانه‌ای با همه اعضای خانواده دارد. همه را دوست دارد و همه دوستش دارند.

به نوار مبتذل گوش دادن محبوبه گیر می‌دهد اما با کنسرت رفتن او مخالفت نمی‌کند. وقتی برای
آزاد کردن محبوبه نیاز به سند دارد و متوجه می‌شود شوهر و پسرش خانه را فروخته اند دل شکستگی و شکایت، اوج عکس‌العمل او از شدت ناراحتی است. به هیچ وجه روحیه تهاجمی و تحمیل گرایانه ندارد. حتی برای حفاظت از جان عباس شناسنامه و بقیه پول فروش خانه را به محل اختفایش می‌برد تا او را از دست دار و دسته مرندی فراری دهد. قبل از آن هم دیدیم که وقتی از دست عباس ناراحت بود جواب خداحافظی‌اش را نداد اما پشت سرش آب ریخت و برایش «فالله خیر حافظا» خواند. وقتی شوهرش علی را به خاطر فعالیت‌های سیاسی توبیخ می‌کند و علی از اتاق بیرون می‌رود طرف علی را می‌گیرد و به شوهرش می‌گوید: «برو خدا رو شکر کن دنبال هرزگی و هرویین و هزار کوفت و درد بی درمون دیگه نمی‌گرده» در ادامه هم وقتی به حیاط می‌رود تا دل علی را به دست بیاورد اول با این ترفند که مشق‌هایش را نوشته و می‌خواهد علی به او نمره بدهد راضی اش می‌کند و بعد طرف پدر را می‌گیرد و به علی می‌گوید: «حرف حساب دلخوری نداره که». این قدرت طوبی در جمع درست میان مدیریت خانواده و مهر مادری و تلاش برای برقرار ساختن نظم و آرامش با از خودگذشتگی و رفتار سنجیده و به دور از افراط و تفریط، ویژگی منحصر به فرد اوست. 

 با مشغولیت ذهنی و مسوولیت‌های متعدد نگران حال نهال باغچه هم هست و برای او هم دلسوزی می‌کند: «نرم و نازک من، تو چرا اینجوری کج و کوله شدی؟». زیر باران لباس می‌شوید، مجلس گرم کن عروسی هم هست و با همه سختی‌ها شکرگزار است. با این همه از بعضی‌ها اما گله دارد. آنها که
به جای حل مشکلات مردم فرت و فرت از آنها فیلم می‌گیرند و معلوم نیست این فیلمها را به چه کسی نشان می‌دهند!
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها