در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نگارنده معتقد است مجیدی پس از پایان بازیگریاش با خلق آثار سینمایی، یک پدیده جدید همسو با تفکر و اندیشههای فرهنگی انقلاب اسلامی نشات گرفته از رهنمودهای رهبر کبیر انقلاب اسلامی است.
به همین دلیل برای مشتاقان و علاقهمندان، این تفکر قابل تامل و حمایت و حتی تجلیل و تشویق است؛ فرهنگی که معتقد است سینما به عنوان یک ابزار، موثرترین وسیله برای تحول درونی انسانها و پیشرفت و تعالی یک جامعه است که میتواند در قالبی ساده و روان با بیان برخی روایتها و قصههای ملموس دینی مطابق با موقعیتهای روز که گاه بظاهر پیشپاافتاده به نظر میرسد ، تحول و دگرگونی را در مخاطب ایجاد کند.
در این گونه آثار، همچون دیگر آثار سینمایی ایرانی و خارجی محور اصلی، مضمون و محتوای قصه در قالبی درست و مخاطبپذیر و بعد تکنیکها و ترفندهای مختلف سینمایی برای جذب تماشاگر است.
مجیدی از ابتدای شروع فیلمسازی، محور اصلی را دگرگونی فطری آدمها براساس آموزههای دینی قرار داد که نما بهنمای آن حتی در ساختار و زیباشناسی سینمایی نشات گرفته از آموزههای دینی است و درون انسانها را به گونهای منقلب میسازد که هر تماشاگر در هر مکان و هر سکویی قدری به تامل و تعمق میپردازد.
از این فیلمساز با چنین تفکر و اندیشهای نباید انتظار تحول و تنوع ساختاری در آثارش را داشت. او این مسیر یکدست و یک خط را انتخاب کرده و میخواهد با مخاطبان داخلی و خارجیاش ارتباط برقرار کند مثل فیلمسازانی همچون کیارستمی، سالهاست یک خط جادهای را دنبال میکند یا کیمیایی که سالهاست به دنبال رفاقت و جوانمردی است یا افراد دیگر که البته در جایگاه خودشان قابل احترامند.
مجید مجیدی هم میتواند صاحب یک سبک و ساختاری ثابت و منحصربهفرد باشد. نباید انتظار داشته باشیم با انبوه مخاطبان قرص و محکمی که پس از انقلاب اسلامی از سینما خواستار تولید آثاری هستند تا درونیات آنان را در قالبی ساده و صمیمی به سوی رستگاری و سعادت رهنمون سازد و نشان دادن آثاری همچون آثار مجیدی نیاز آنان را تامین میکند ، مجیدی به گونهای دیگر عمل کند. (البته این که مجیدی باید به گونهای گام بردارد که همین مخاطب را از دست ندهد یک شرط اساسی و مهم و غیرقابل اغماض است.)
گام موثر دیگر مجیدی با این سبک و سیاق که در تاریخ سینمای پس از انقلاب اسلامی نمونهاش دیده نشده ورود به عرصه سینمای اجتماعی با مضامین جسارتآمیز، جنجالآفرین و همراه با آموزههای دینی است. مگر نه آن که امام خمینیره معتقد بودند هنر متعهد هنری است که روح تعهد را در انسانها بدمد.
برخی فیلمهای مجیدی همچون «پدر» آنچنان تیر معضلات اجتماعی را رها میکند که دقیقا به هدف میخورد، بدون آن که قصه تکراری، لوسبازی، اغراق و سیاهنمایی جشنوارهای را داشته باشد.
نکته مهمتر آن که هر بینندهای، دلسوزی مجیدی نسبت به معضلات اجتماعی را عمیقا درک میکند. (بر خلاف برخی فیلمهای اجتماعی سینمای ایران که با سیاهنمایی اغراقآمیز سعی برتثبیت القائات شخصی دارند و متاسفانه این ژانر را به نام خود ثبت کردهاند.)
مجیدی توانسته میدان را در این عرصه به دست آورد و تماشاگر ایرانی معضل مطرح شده در آثار سینمایی او را منطبق با شرایط اطرافش ببیند. یعنی یک نوع سینمای اجتماعی خلاف جهت رایج خلق که نگاهش بسیار متفاوت است.
یک حرکت موثر و مفید دیگر آثار مجیدی در حضور بینالمللی بر خلاف وضعیت رایج است. متاسفانه هر چند تبلیغات کاذبی ایجاد شده که فیلمهای ایرانی در عرصههای جهانی شگفتی آفریدهاند و مخاطبان گسترده دارند، اما واقعیت این است که چنین تبلیغات گستردهای در محدوده جشنوارههاست و حتی این محدوده شامل مخاطبان جهانی هم نمیشود، اما اغلب آثار مجیدی ابتدا در داخل با استقبال روبهرو شد و سپس در نمایشهای عمومی خارجی و بعد، مورد پسند جشنوارهها قرار گرفت.
این امتیازی است که فقط مجیدی توانسته در سینمای پس از انقلاب و در ژانر سینمای انقلاب اسلامی به دست آورد و ناگفته نماند نمیخواهم در این میان حضور بینالمللی شرافتمندانه و موثر دیگر فیلمسازان را نادیده بگیرم، اما این یک امتیاز ویژه است.
مجید مجیدی اگر در آینده هم فیلمی بسازد باز هم از این دست خواهد بود و اگر بخواهد وارد فاز دیگری شود شکستش حتمی است و البته برخی آثارش هم هست که به خاطر ضعفهای شدید به نتیجهای مطلوب نرسیده است اما متاسفانه برخی اهالی قلم که به این دیدگاه واقف هستند سکوت پیشه کرده یا مرعوب مخالفان نه منتقدان شده و برخی مخالفان و دوباره تاکید میکنم نه منتقدان وقتی احساس میکنند مجیدی با آنها نیست به طرق مختلف آهنگ مخالف مینوازند و حتی در مقابله با این دیدگاه به هر دیدگاه سطحی دیگری با تعریف و تمجید رو میآورند.
منصفانه است همانگونه که بستر نقد و تحلیل را دلسوزانه برای فیلمسازان دیگر فراهم ساختیم تا به اینجا برسند، برای فیلمسازی که از نسل انقلاب اسلامی است و دغدغههای دردمندانه و متعهدانه دارد و اغلب آثارش همانی است که بر دل مینشیند نیز این بستر را فراهم کنیم تا «آواز گنجشکها» با افتخار و سربلندی سراسر جهان را فرا گیرد.
محمود گبرلو
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: