ابراهیم حاتمی کیا:

سینماگران باید اتوبوس ارشاد را هل بدهند

«ابراهیم حاتمی‌کیا» می‌گوید هیچ‌گاه از سینمای دفاع مقدس خداحافظی نکرده است و مطمئناً در آینده، بازهم فیلم جنگی خواهد ساخت. وی همچنین معتقد است؛ ساخت فیلم های بلند 90 دقیقه‌ای در تلویزیون اعلان جنگ به سینماست.
کد خبر: ۲۰۸۵۷۸

در سال‌های اخیر، کمتر پیش آمده که «ابراهیم حاتمی‌کیا» در گفت‌وگویی شرکت کند، اما هرگاه که مجال دست داده و به گفت و شنود تن داده، نظراتش آنقدر روشن و شفاف بوده که تا مدت‌ها در محافل رسانه‌ای بر روی آنها بحث شده است. کارگردانی که به شدت معتقد به حرمت قلم است و در جاهای مختلف در توصیف افرادی که انتقادات نابجایی از او مطرح می‌کنند، از به کار بردن لفظ «قلم به مزد» به آنها ابایی ندارد. کارگردانی که دوست دارد مسیرهای متفاوتی را در سینما تجربه کند و بارها نیز چنین کاری را انجام داده است اما خودش معتقد است در تمامی این تجربه‌ها، امضای «ابراهیم حاتمی‌کیا» پای فیلم‌هایش خورده است و به همین دلیل، به شدت نسبت به کسانی که «دعوت» را متعلق به او نمی‌دانند، اعتراض می‌کند.
«ابراهیم حاتمی‌کیا» در گفت‌وگویی اختصاصی، درباره وضعیت سینمای دفاع مقدس، اوضاع فعلی سینمای ایران، سرنوشت «به‌رنگ ارغوان» و «دعوت»، فیلم در حال نمایش و پرمخاطبش، به پرسش‌های خبرگزاری فارس پاسخ داد.
او در پاسخ به این پرسش که آیا با فیلم «دعوت» که نخستین فیلم او در ژانری کاملا غیرجنگی است، مسیر جدیدی برای «سینمای حاتمی‌کیا» آغاز شده است، به این معنا که ممکن است موجب شود او دیگر سراغ مضامین دفاع مقدس نرود، می‌گوید: ابدا این چنین نیست، من سینمای جنگ را دوست داشته، دارم و خواهم داشت و مطمئنا در آینده بازهم فیلم جنگی خواهم ساخت.
وی در عین حال، به مدیریت سینمای دفاع مقدس انتقاداتی را وارد می‌کند. به اعتقاد او تشکیلاتی که عقبه مالی و قدرت مالی خودش را از یک جریان نظامی بگیرد، به شکل طبیعی باید وامدار این جریان باشد و این بها ندارد.
حاتمی کیا در این‌باره معتقد است: من یکی حتی یک بار هم پایم را به انجمن نگذاشته‌ام، چون از روز اولی که اینجا تشکیل شد، بدون این که بخواهم خدای نکرده به آقای شرف‌الدین و دوستان‌شان در انجمن بی‌حرمتی کرده باشم، گفتم اینجا بهترین سیبل است برای دوستانی که می‌خواهند سینمای جنگ را قربانی کنند و متاسفانه به آن شلیک کرده‌اند.
وی ادامه می‌دهد: من قبلا نزد فرمانده لشکر حضرت رسول(ص) می‌رفتم و چون او مرا می‌شناخت، به من تانک می‌داد. می‌رفتم جای دیگری اسلحه و فشنگ می‌گرفتم و از جای دیگری سرباز و نیرو. تا وقتی که این قضیه تمرکز پیدا کرد و رفت زیر مجموعه آدم‌هایی که دغدغه‌شان فرهنگی نیست، دغدغه‌های صنفی دارند و باید جوابگو باشند. خب برای آنها اصلا مهم نیست که من چه وضعیتی دارم. متأسفانه تفکر پادگانی که آمد، همه ما را گرفتار یک مجرای تنگ کرد.
این کارگردان سینمای دفاع مقدس با یادآوری شرایط ساخته شدن «برج مینو»، می‌گوید: من خودم کتک خورده این شرایط هستم . 9 نفر رأی می‌دادند که فیلم «برج مینو» ساخته شود اما نفر دهم چون درجه‌های بیشتری داشت، کل 9 نفر را می‌گذاشت کنار! طبیعی است که این قواعد، نمی‌تواند جواب سینمای دفاع مقدس را بدهد.
«حاتمی‌کیا» با طرح این سؤال که چرا سینمای دفاع مقدس به قهقهرا کشیده شده است؟، متذکر می‌شود: بخشی به دلیل مسأله زمانی است که دارد از آن اتفاق فاصله می‌گیرد اما بخشی دیگر به این دلیل است که عملا موانعی تعبیه شد و به فیلمساز ، نوعی نگاه خاص نسبت به سینمای جنگ، تحمیل شد که در نتیجه فیلمساز خودش را کنار کشید و گفت من اصلا نمی‌خواهم اینجوری حرف بزنم. چون این حرف، حرف من و جامعه نیست و تنها حرف یک عده خاص است و نتیجه‌اش هم، همین شرایطی می‌شود که الان گرفتارش هستیم.

فیلمسازان حرف مردم را نمی‌زنند چون مسئولان مانع نوآوری در سوژه‌ها می‌شوند

«حاتمی کیا» درباره وضعیت سینمای ایران نظر ویژه‌ای دارد. او در عین حال که نسبت به مدیریت کلان فرهنگی و سینمایی انتقاداتی دارد اما انتقاد اصلی را به خود فیلمسازان وارد می‌کند که حرف مردم را نمی‌زنند و دغدغه مخاطب را آنگونه که باید ندارند و در مقابل مدیران سینمایی نیز با سخت‌گیری‌های بی مورد مانع بیان حرف‌های نو و تازه در سینمای ایران شده‌اند.
او در تبیین وضعیت فعلی سینمای ایران می‌گوید: وقتی من فیلمساز سوژه‌هایی را انتخاب می‌کنم که جذابیت مردمی ندارد، آپاراتچی سینما نور سالن را کم می‌کند، برای این که مدت عمر لامپش بیشتر باشد... از سوی دیگر، با تهیه کننده‌ای که با حداقل بودجه فیلمی را می‌سازد، یا ممیزی‌هایی که در تشکیلات ارشاد بابت سوژه فیلم‌ها رخ می‌دهد و اجازه پدیدار شدن رنگ جدید و اجازه به وجود آمدن فرصت‌های جدید و آزمایش‌های جدید را در حوزه سینما نمی‌دهد، نمی‌توان دلیل واحدی برای این پدیدآمدن این وضعیت پیدا کرد.

تلویزیون به سینما اعلان جنگ داده است

حاتمیِ‌کیا معتقد است: مجموعه این عوامل جمع می‌شوند تا این شرایط شکل بگیرد و باید به این‌ها، ماهواره و قدرت تلویزیون را - که با همه قوا سعی می‌کند جذب تماشاگرش آنقدر وسیع باشد که تماشاگر ایرانی تنها به تلویزیون فکر کند و از سینما دست بکشد- اضافه کرد.
او تصریح می‌کند: به نظر من وقتی تلویزیون می‌آید فیلم‌های 90 دقیقه‌ای را به شکل گسترده تولید می‌کند، یعنی عملا شاهد اعلان جنگ به سینما هستیم که البته تلویزیون هم دارد کار خودش را می‌کند اما همه این‌ها باعث شده است که متأسفانه سینما در یک وضعیت محتضری قرار گیرد.

برای جلوگیری از مرگ سینما باید به میزانسن دیدار رهبر انقلاب با سینماگران توجه کرد

حاتمی‌کیا با اشاره به دیدار تاریخی سینماگران با رهبر معظم انقلاب، اظهار می‌دارد: من اگر بخواهم آن میزانسنی را که رهبری در آن دیدار، در دیدار کارگردانان سینما با ایشان ایجاد کرده بودند، دوباره بازگو کنم، باید بگویم در آن میزانسن که رهبری در نوع چینش صندلی‌ها، همسان با سینماگران و مدیران بودند، صحبت‌هایی کارشناسی توسط رهبری درباره سینما و نسبت آن در جامعه، صورت گرفت و در حالی که در آن میزانسن، رهبری در کنار سینماگران و مدیران نشستند، مدیران سینمایی پس از آن دیدار، در فاصله با سینماگران قرار گرفت.
وی تأکید می‌کند: آن سخنان، نشان از این داشت که جریان سینمایی، باید آگاه‌تر باشد، چرا که رهبری به شدت نسبت به این موضوع توجه داشته‌اند، اما متأسفانه بدنه مدیریتی سینما به هیچ عنوان نسبت به این موضوع آگاه نیست و هیچ‌گونه مهندسی را برایش طراحی نکرده است. در نتیجه وقتی ما می‌گوئیم که سینما در حال احتضار است واقعا باید از این موضوع ترسید، چرا که اگر از وضعیت موجود نترسیم و کاری نکنیم امکان دارد به مرگ سینما منجر شود و برای اینکه این اتفاق نیافتد، باید کارهای زیادی انجام داد.
حاتمی‌کیا می‌گوید: همین جریانی را که در اقتصاد آمریکا رخ داده است، نگاه کنید، برای این که اقتصاد سقوط نکند، دولت پولی را تزریق کرده تا بتواند با این جریان مقابله کند اما آیا در سینمای ما هم مدیران و مهندسین فرهنگی چنین کاری را انجام داده‌اند؟ من به یقین می‌گویم به هیچ وجه چنین خبری در سینمای ما نیست و حتی اگر بتوانند، از کنار این سینمای محتضر چیزی هم می‌گیرند. یعنی مالیات این احتضار را هم از سینماگران می‌گیرند!
وی ادامه می‌دهد:‌خوب در چنین شرایطی طبیعی است که سینما نمی تواند نفس بشکد و شاید بیش از اینکه بگوئیم سینمای ما باید پوست انداری کند باید یک تعریفی باشد که همان چیزی که یک زمانی ایده آل سینما بود و به وسیله آن سینما رشد کرده بود دوباره یک بازنگری شود و بازگردیم به همان مسیر. واقعیت این است که در دهه 60 سینمای ما پر بود از رنگ‌های مختلف و هر طیفی را راضی می‌کرد اما در دهه فعلی رنگ‌های مختلف دیده نمی‌شود.

اتوبوس ارشاد پر از کارمندانی است که سینماگران باید آن را هل بدهند

«ابراهیم حاتمی‌کیا» در ادامه گفت‌وگوی اختصاصی با فارس، متذکر می‌شود: نوک پیکان را متوجه مدیران و مهندسین فرهنگی می‌دانم، یعنی وظیفه این افراد بود که این حلقه‌های گم شده‌ای را که از آنها نام می‌بریم، به هم اتصال دهند... کل گردش مالی سینمای ایران 3 میلیارد تومان بود که اصولا این رقم درمقابل ارقام رایج که در سایر صنایع، شوخی است. گردش مالی کل تشکیلات سینمایی تنها 3 میلیارد تومان بوده و حالا نمی‌دانم چقدر شده است اما واقعا این رقم‌ها برای رشد سینمای ایران، ناچیز است. آقایان حاضر در وزارت ارشاد یک اتوبوس ساخته بودند، اتوبوسی که قرار بود مسافرین آن ما باشیم و سوار آن شویم تا به مقصد برسیم، اما این اتوبوس در حال حاضر پر است از کارمندان خود وزارت ارشاد.
«حاتمی‌کیا» ادامه می‌دهد: بحث من اصلا خود اتوبوس است. این اتوبوس یک حجمی دارد، این 3 میلیارد را اگر از همین الان بیایند و بسپارند دست کارگردانان و تهیه‌کنندگان و بگویند ما می‌خواهیم با این 3 میلیارد تومان فیلم بسازیم، به مراتب بهتر از چیزی می‌شود که الان داریم می‌بینیم،اما این قضیه هیچ‌وقت اتفاق نیفتاده است. ما فارابی،ارشاد و بسیاری از مراکز مرتبط سینمایی را داریم اما الان کار به جایی رسیده است که این اتوبوس را ما باید هل بدهیم، یعنی نه تنها ما را سوار این اتوبوس نکرده‌اند، بلکه باید پیاده برویم تا سینما پیش برود در حالی که قرار بود ما مسافران این اتوبوس باشیم!

سلام‌ وعلیک داریم اما دیالوگ سینماگران و مدیران قطع شده است

این کارگردان سینمای ایران در ادامه گفت‌و‌گوی خود با فارس می‌گوید: من یادم می‌آید که در اوایل دهه 60 و حتی دهه 70 به این صورت بود که مدیران ما را می‌خواستند و طیف مختلفی از سوژه‌ها را جلوی ما می‌گذاشتند و می‌گفتند شما می‌توانید بر روی این سوژه‌ها کار بکنید و من مطمئن هستم با طیف‌های مختلف سینما چنین برخوردی می‌شد اما متاسفانه این دیالوگ‌ها از سینمای ما حذف شد. الان یک تشکیلاتی به اسم خودش وجود دارد و در طرف دیگر، ما قرار گرفته‌ایم. اصلا منظورم این نیست که وقتی ما به هم می‌رسیم با همدیگر سلام علیک نداریم، ما که دشمنی با همدیگر نداریم اما واقعیت این است که آن مهندسی‌ای که رهبری انتظارش را داشتند، اصلا رخ نداده است و هیچکس هم نیست که این نقد را برگرداند به سمت آنها که؛ شما باید جواب بدهید و بگوئید از آن موقع تا حالا چه کرده‌اید؟ و اگر کاری کرده‌اید چرا جواب نگرفته‌اید؟
وی ادامه می‌دهد: من فکر می‌کنم که بازگشت به خویشتن در این مسیر بسیار ضروری است، الان وقتی تماشاگر می‌خواهد برود سینما و فیلمی را تماشا کند باید خیلی سختی بکشد. اصلا سینماهای ما چه دارند و چه جذابیتی برای مخاطب دارند؟ در حال حاضر چند سینما است که گرما دارد؟ وقتی که مثلا پسر من می‌خواهد به سینما برود، جلوی اریکه ایرانیان یا سینما آزادی قرار می‌گذارد، چون غیر از این که این سینماها مدرن هستند، حواشی قشنگی هم دارند. مثل فروشگاه‌های متفاوت و ...، به نظر من باید به یک تعریفی جدید از سینماداری برسیم چرا که یک بوی گرد مرده در سینماها پیچیده است.
«حاتمی‌کیا» متذکر می‌شود: اتفاقا نکته مهم در همین است که نگاه ما به سینما نگاه ابزاری است. در این حالت، قواعد این استفاده ابزاری را هم بلد نیستیم و فکر می‌کنیم اگر ما این مسأله را دستورالعمل کنیم، به آن عمل می‌شود، اما رابطه اصلا دستورالعملی نیست و رئیس و مرئوسی در اینجا وجود ندارد که بخواهیم بگوئیم رئیس یک تصمیمی را بگیرد و مرئوس عمل کند، چرا که این حوزه، حوزه هنر است. هنر حوزه‌ای است که باید با ذوق، روح و فکر فیلمساز تنیده بشود، پس این کارها جواب نمی‌دهد.

چرا فیلمسازان فیلمی می‌سازند که فروش نمی‌کند؟

این کارگردان ادامه می‌دهد: البته من باید یک نیش بزرگی هم به دوستان همکار خودم بزنم. چرا فیلم‌های ما نباید فروش کند؟ و اصلا چرا اساسا نباید فیلم‌هایی بسازیم که فروش کند؟ چرا مؤلفه‌هایی را رعایت نمی‌کنیم که معنای این مؤلفه‌ها این باشد که تماشاگر دست خانواده‌اش را بگیرد و برود سینما؟ چرا ما این کار را نمی‌کنیم و از این تجربه جهانی استفاده نمی‌کنیم؟
من به شدت معتقد هستم که حتی در همین شرایط بد که من اصلا آن را رد نمی‌کنم چرا من فیلمساز می‌آیم و یک فیلمی می‌سازم که خیلی از این بابت که فیلمم در عرض دو ماه 100 میلیون فروش می‌کند، کیف هم می‌کنم اما وقتی می‌خواهم این رقم را بین سینماها تقسیم کنم‌، می‌بینیم که پول بلیت 2 تا 3 نفر در هر سئانس‌ می‌شود. واقعا چرا باید این اتفاق رخ دهد؟ آیا دراین وضع من فیلمساز سهیم نیستم؟ آیا حداقل در نوع انتخاب سوژه‌هایم سهیم نیستم؟
وی می‌گوید: من هم می‌گویم امروز وضعیت سینما وضعیت خوبی نیست، اما با همه این‌ها، من فیلمساز چه نقشی دارم؟ حتی من تاکید را بیشتر می‌کنم و می‌گویم من فیلمساز آرمان‌گرا چه وظیفه‌ای دارم؟ آیا آرمان‌ من یکی از مؤلفه‌هایش این نیست که مخاطب را جذب کنم؟ نباید من سینمایی را داشته باشم که مخاطب احساس کند باید فیلم من را ببیند؟ آیا نباید مؤلفه‌هایی را رعایت کنم که مخاطب ایرانی جذب فیلم‌های من شود؟

جشنواره‌ها برای سینمای ما مثل نفت برای اقتصاد ایران است

«حاتمی‌کیا» در ادامه آسیب شناسی خود از سینمای ایران، می‌افزاید: من هنوز هم جشنواره‌ها را بلای جان سینمای ایران می‌دانم به این دلیل است که جشنواره‌ها مانند نفتی است که در ایران وجود دارد و همانطور که این نفت بلای اقتصاد ممکلت شده است، جشنواره‌ها هم بلای جان سینمای ما شد. یعنی فیلمسازی که الان آنقدر که جیغ می‌زند که فیلم من به فلان جشنواره‌ها می‌رود در داخل آنقدر به وی اعتنا نمی‌کنند؛ چرا باید چنین باشد؟
وی در پاسخ به این سوال که آیا دلیل بی‌رغبتی شما به حضورهای جشنواره‌ای، همین موضوع است، می‌گوید: این موضوع، اصلا ارادی نبوده و فکر می‌کنم فیلم‌هایم عمدتا نگاه محلی و بومی داشته است و چون بومی بوده، طبیعتا وقتی از این مرز خارج می‌شویم، بازاری ندارد، اگرچه اینها جریان مارکتینک است که متاسفانه سینمای ما در برخی مواقع در این حیطه دچار ضعف است و مثل جریان اتوبوس، قضیه رفتن به جشنواره کن مطرح است. یعنی خیلی وقت‌ها خودشان می‌روند آنجا و اصلا کسی به فیلمساز کاری ندارد که آنجا برود و چیزی یاد بگیرد.
حاتمی‌کیا ادامه می‌دهد: من اصلا کاری به این جریان جشنواره‌ها ندارم و فیلمسازان آرمانی خودمان را می‌گویم، فیلمسازانی که مردم، ناس، ملت و امت برایشان اهمیت دارد، من اصلا به چیزهای دیگر کاری ندارم.فیلمسازی ممکن است نگاهش، به شدت خاص باشد و اصلا به این موضوع افتخار هم می‌کند که فیلم‌هایی را بسازد که عده محدودی در حوزه‌های سینمای روشنفکری با آن ارتباط داشته باشند... به هنر این آدم هم نمی‌شود ایراد گرفت که ای کاش حتی برای همین افراد هم میدان باز بود، اما متاسفانه چنین نیست.
وی می‌گوید: روی صحبت من با فیلمساز آرمان‌گرایی است که می‌خواهد با این مردم ارتباط داشته باشد. چرا چیزی را نمی‌گوئیم که مردم با آن ارتباط برقرار کنند. یعنی در این عدم استقبال مخاطب تنها مشکل سینمادار یا صندلی‌ها است؟ آیا مشکل فقط ارشاد است؟ یا تقصیر در طرف فیلمساز هم هست که نوع سینمای‌مان مخاطب پسند نیست.
حاتمی‌کیا ادامه می‌دهد: فیلمی ساخته شده است با 500 میلیون تومان هزینه که معنی‌اش این است که باید بیش از یک میلیارد بفروشد یا به سرمایه خودش نزدیک شود اما یک دفعه 50 میلیون می‌فروشد و مفهومش این است که این فیلم شکست مطلق است. چرا این موضوع دیده نمی‌شود؟ به دلیل این که فیلم در پشت جریانات دولتی پنهان می‌شود، در حالی که من معتقدم اصلا پنهان شود و دولت حمایت کند اما آیا فیلمساز ما نباید این خطر را متوجه شود و مواظب باشد فیلمی را که می‌سازد، به گونه‌ای نباشد که بعدا بخواهند زیر این ماشین پنجر شده ما جک بزنند؟
وی ادامه می‌دهد: باید این کار صورت گیرد و سوار بر این موج بود، الآن در سینمای آمریکا هم وضعیت همین است و فیلمسازان جدی آنها هم دارند مؤلفه‌هایی را رعایت می‌کنند. ما چرا این پشتوانه دولتی را از خودمان دور نمی‌کنیم تا مجبور شویم به این فکر کنیم که بقای ما به این است که مخاطب بیاید سینما و فیلم ما را نگاه کند؟ اگر من به این بقاء فکر کنم، مهندسی ذهن من هم به این سمت خواهد رفت که چیزهایی را از مردم بگویم که شنیدن و دیدن آن برای مردم اهمیت دارد.

مانع‌تراشی‌ها نفس فیلمساز را می‌گیرد

«حاتمی‌کیا» می‌گوید: من معتقدم بخشی از این موضوع به من فیلمساز و فیلمنامه‌نویس برمی‌گردد و بخشی دیگر به جریانی که در سینما موانع می‌تراشد. موانع یعنی سخت‌گیری‌های بی‌معنا که نفس فیلمساز و نفس یک قلم را که بتواند به درستی حرکت کند و جولان بدهد، می‌گیرد. من حتی این‌ را هم قبول دارم که جامعه امروز جامعه‌ای است که مردم گرفتاری دارند و زندگی در این جامعه سخت است، وقتی مخاطب بخواهد در کلان شهری مثل تهران با خانواده‌اش به سینما برود، باید در یک روز 50 هزار تومان خرج کند و این اصلا شوخی نیست.
وی ادامه می‌دهد: حرف من این است که در یک چنین وضعیت اضطراری، بر من فیلمساز بقای مخاطب به هر شکلی لازم است اما نه به هر مجوزی. باید یک چیزهایی را در فیلم‌هایمان رعایت کنیم تا مخاطب را با سینما آشتی دهیم. این نگاه عبوس را باید از خودمان بگیریم و این در درجه اول بر من فیلمساز واجب است که بتوانم با این مخاطب ارتباط برقرار کنم. باید درد مخاطب را فهمید که شرایط اقتصادی، بدجوری دارد او را له می‌کند. البته این طرف قضیه هم مطرح است که نگاه ما آرمانی است و نگاه به مردم برایمان اهمیت دارد. هنر برای هنر را نمی‌خواهیم و هنر در حوزه تعهد برای ما معنا می‌شود اما این هنر باید به سمت و سویی باشد که علیه دیدگاه‌های آرمانگرای مردمی نباشد.

ما فیلمسازان هنوز همدیگر را با «ایسم»‌ها از هم تفکیک می‌کنیم

«حاتمی‌کیا» می‌گوید: من می‌گویم این یک چرخه کاملا معیوب است که در جامعه سینمایی ما رخ داده است. همه به تعریفی غریبه شده‌ایم و یک محشر کبری به جهت روابط برپا شده است. اصلا ارتباطات ما با همدیگر قطع است و این در جامعه و زندگی فامیلی هم بدبختانه وجود دارد.پاتوق‌های ما از بین رفته است و دیگر پاتوق نداریم، محفلی وجود ندارد که بتوانیم همدیگر را ببینیم و اگر وجود دارد، خیلی ضعیف و کم است که در آن محافل هم، خواص شرکت دارند و بقیه اصلا با هم ارتباطی نداریم. هرکسی دارد در جزیره خودش ناله خودش را می‌کند و اصلا شرایط به گونه‌ای نیست که بتوان دور هم جمع شد.
وی می‌افزاید: هنوز هم ما فیلمسازان یک سوءتفاهم تاریخی نسبت به همدیگر داریم و هنوز همدیگر را با ایسم‌هایمان از هم تفکیک می‌کنیم . سی سال است که از عمر انقلاب اسلامی ایران می‌گذرد و هنوز هم این احساس در ما از بین نرفته است. چه در آدم‌هائی که به نوعی انقلابی -مذهبی هستند و چه آدم‌هائی که اپوزیسیون هستند، این اتفاق نیفتاده و ما نتوانسته‌ایم این مسایل را فراموش کنیم. بغض اصلی این است که ما همدیگر را نمی‌بینیم، مگر اتفاقی بیفتد و جشنی و جشنواره‌ای باشد و ما همدیگر را ببینیم. باز گلی به جمال تشکیلات خانه سینما که موجب می‌شود به بهانه‌هایی، ما همدیگر را ببینیم. این هم جزو همان آفت‌ها است که درد همدیگر را نمی‌فهمیم.

چرا فیلمسازان ارزشی دیگر دور هم جمع نمی‌شوند؟

این کارگردان متعهد در ادامه گفت‌گوی خود با فارس تصریح می‌کند: من می‌گویم لااقل بچه‌هائی که دغدغه‌های مشترک دارند و بر روی مسایل ارزشی اشتراک نظر دارند، چرا نمی‌آیند دور هم جمع شوند؟ متاسفانه این موضوع هیچ‌وقت هم اتفاق نمی‌افتد. ممکن است من را به مراسم افطار هم دعوت کنند، نروم چون خیلی مسأله‌ام نیست که فقط سال به سال یک چنین مراسمی باشد و یک‌سری مسئول حرف‌هایی را بزنند و چون علاقه ندارم در نتیجه به این محافل نمی‌روم. من نمی‌دانم جواب این بغض را چه جوری بدهم و از کدام منظر نگاه کنم که حداقل بتوانم حرف خودم را زده باشم.

افتخار نمی‌کنم به رنگ ارغوان توقیف است
 
وی درباره به نمایش در نیامدن «به رنگ ارغوان» می‌گوید: «به رنگ ارغوان» یک شرایط دیگری دارد، اما من واقعا انتظار دارم و منتظر هستم که این شیرینی را تشکیلات وزارت اطلاعات به من و مخاطبین بدهد که با نمایش این فیلم در جشنواره امسال و در آستانه سی‌امین سالگرد پیروزی انقلاب، دامنه تحمل‌مان را بالا ببریم. امیدوارم با نمایش «به رنگ ارغوان» نظام همه تحملش را نشان بدهد. سی‌سال زمان تثبیت این نظام بوده و با وجود افرادی مثل ما که در جهت نظام کار کردیم این فیلم می‌تواند از جشنواره فجر می‌تواند به پرده سینماها برود.
وی ادامه می‌دهد: «به رنگ ارغوان» هم مثل بقیه فیلم‌های من است اما اصلا دلم نمی‌خواهد افتخار کنم به اینکه فیلمم در محاق توقیف است و دلم می‌خواهد که این هدیه را از این دوستان می‌گرفتم و تحمل می‌کردند تا مردم این فیلم را ببینند.

«دعوت» ذهن را درگیر می‌کند، منتقدان احترام بگذارند

«حاتمی‌کیا» در بخش پایانی گفت‌وگو با فارس در مورد فیلم اخیرش، اظهار می‌دارد: من در مخالفت‌ منتقدان با «دعوت»، به آنها حق می‌دهم. شاید من از یکسری انتقادات دلخور باشم، اما بازهم این دلخوری زیبا است و البته معنایش این نیست که دستورالعمل آن برای من باشد. من واقعا به حرمت قلم احترام می‌گذارم و دلم می‌سوزد برای کسانی که مغلوب نفسانیت می‌شوند و خودشان را کور می‌کنند و نمی‌بینند که مخاطب چه برخوردی با فیلم‌های من دارد. من نمی‌گویم که فیلمی بدون ایراد ساخته‌ام اما آیا «دعوت» ذهن را درگیر می کند یا نه؟ پس به این دیگری احترام بگذار.ولی من اصلا راهم را عوض نخواهم کرد و به کوری چشم برخی منتقدین کور همین راه را ادامه خواهم داد و باز هم از این سینما حرف خواهم زد و بازهم از این جنس فیلم‌ها خواهم ساخت.

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها