چگونه بودجه دولت را نقد کنیم

در بخش پایانی مبحث نقد بودجه ، نگارنده با طرح این موضوع که این شکل بودجه ریزی در هیچ جای دنیا و بویژه در اقتصادهای پیشرفته وجود ندارد که کسی در مقابل هزینه کرد خود پاسخگو نباشد و ضمانتی برای استحصال بیشترین ارزش افزوده اقتصادی
کد خبر: ۲۰۷۷۵
وجود نداشته باشد ، پیشنهادهایی در خصوص کارآمدی بودجه مطرح کرده است . در بودجه سال آینده دولت 4هزار و 500میلیارد ریال از منابع بخش عمومی و حدود 4میلیارد دلار از منابع ارزی حساب صندوق ذخیره ارزی را برای ایجاد اشتغال اختصاص داده است که معادل ریالی آن 5/36هزار میلیارد ریال خواهد بود. اگر هزینه ایجاد هر شغل را در بالاترین میزان آن ، یعنی 100میلیون ریال در نظر بگیریم ، باید معادل 365هزار فرصت شغلی از این محل ایجاد شود که با احتساب بودجه های عمرانی شرکتهای دولتی ، سرمایه گذاری جدید آنها تسهیلات بانکی و وجوه اداره شده این رقم تا بیش از 4برابر باید افزایش یابد و ادعای 2میلیون فرصت شغلی گزافه گویی نیست . اما آیا این هدف تحقق خواهد یافت ؛ با روند سالهای گذشته باید گفت که خیر. اینجاست که می گویند در کشورهای در حال توسعه بهتر است به جای نمایش های گوناگون برنامه ها روی کاغذ گران برقی و چاپ و انتشار آنها که محتوای فنی و علمی آن ، ارزش آن کاغذ را ندارد و فقط 4فرمول ریاضی و فرنگی روی آن نقش بسته است ، اندکی عقلانیت اقتصادی را تقویت نکند و از شعار بپرهیزند و به شعور اقتصادی اهمیت دهند و این کاغذها را اسراف نکنند. اما متاسفانه بودجه سالانه همیشه از طرف منابع درآمدی تخصیصی و توزیعی نقد و تحلیل می شود. این که این درآمد چگونه تعیین می شود و به چه دستگاهی ، چقدر می رسد. رویکرد بخشی نگری و نبود استراتژی ملی و کلان و از همه مهمتر نبود شاخص های کارآمدی و بیشترکردن بهره وری و ارزش افزوده بویژه در بعد اقتصادی باعث شده است بخش دولتی که همیشه برچسب ناکارآمدی را بر پیشانی خود حمل می کند به ظرف اسفنجی شکل تبدیل شده که هر چه در آن تزریق می شود به خروجی نمی رسد، یعنی مشکل اینجاست که در ایران از منابعی که در اختیار داریم ، نمی توانیم استفاده اقتصادی کنیم . ارزش افزوده در ابعاد سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی و نظامی ، هدف فعالیت های بخش خصوصی ، دولتی و تعاونی در کشور است . این رویکرد در بخشهای دولتی و در هر 2قسمت یعنی بودجه عمرانی و بودجه جاری و عمومی صدق دارد. اصولا اگر اصل ارزش افزوده را حذف کنیم ، کمال بی انصافی خواهد بود که بودجه را به آن اختصاص دهیم . برای این که آن قسمت بر کل بیت المال و ملت «طفیل » خواهد بود، امری که در هر حال مردود و مطرود است ، متاسفانه در سالهای اخیر به نظر می رسد بخشی از هزینه های بخش دولتی به هدر می رود. در بخش هزینه های عمرانی نیز وجود طرحهای نیمه تمام و کلنگی نشاندهنده عدم تخصیص بهینه منابع بودجه ای است . دیوان محاسبات مجلس شورای اسلامی متاسفانه با تاخیر زمانی 2ساله ، گزارش تفریغ بودجه را ارائه می کند و در مقابل آن هیچ بخشی تقریبا پاسخگو نیستند. این شکل بودجه ریزی در هیچ جای دنیا و بویژه در اقتصادهای پیشرفته وجود ندارد که کسی در مقابل هزینه کرد خود پاسخگو نباشد و ضمانتی برای استحصال بیشترین ارزش افزوده اقتصادی وجود نداشته باشد. اما واقعا هزینه فرصت (opportunity cost) این منابع بودجه ای در کشور چقدر است؛ چرا آثار آن برای جامعه ملموس نیست؛ چرا برنامه ریزی استراتژیک نداریم و شاخص هایی برای ارزیابی عملکردهای اقتصادی تهیه نشده است و هیچ قضاوت اقتصادی صورت نمی گیرد؛ متاسفانه باید گفت که تحلیل بودجه به صورت هزینه ، فایده نیست و فقط چانه زنی ها برای برداشت هر چه بیشتر از منابع و ذخایر درآمدی و سرمایه خام یعنی نفت (مستقیم و غیرمستقیم ) است . هر دستگاهی و بخشی بیشتر بودجه بگیرد، ظاهرا موفق تر است ؛ اما از نظر اقتصادی پرسش همچنان باقی است ، این که چه بخشی از نظر استخراج ارزش افزوده اقتصادی موفق ترین است؛ و چه بخشی زیانده ترین می باشد؛
پیشنهاد
1) درآمدهای بودجه ای را باید در فرآیندی اختصاص داد که بیشترین بازدهی را داشته باشد.
2) شاخص های کارآمدی تخصیص بودجه تعریف شده و هزینه به استخراج بیشترین ارزش افزوده اقتصادی منجر شده.
3) نیمه پنهان تحلیل بودجه احیا شود. از این هزینه برای چه کار ، چگونه و برای چه استفاده خواهید کرد؛
4) بیشتر چانه زنی ها در تخصیص بودجه به طرف هزینه های کارآمد منتقل شود.
5) همیشه هزینه و فایده را با هم بررسی کنیم.
6) هزینه فرصت را در اولویت بندی ها و تدوین استراتژی اقتصادی و ملی کشور دخیل کنیم.
7) پرسش چه کرده اید ، چگونه و چه کار خواهید کرد؛ در سربرگ اوراق بودجه سالانه حک شود.
8) با شاخص های کارآیی اقتصادی و استخراج بیشترین ارزش افزوده ، طرحها و برنامه ها را ارزیابی و نقد کنیم ، مجازات و تشویق پیش بینی شود و کسی در برابر پرسش و خواسته ملت در صرف بیت المال پاسخگو باشد.
9) انصافا اگر طرح و برنامه ای بازدهی ندارد آن را حذف کنید.
10) عمده تحلیل ها را به طرف هزینه های کارآمد و تخصیص بهینه منابع اختصاص دهید.
11) بخش محوری اقتصاد کشور را اولین بار تعریف و برنامه ریزی کنید.
12) فضا را برای فعال کردن همه بخشهای اقتصادی فراهم کنید تا رشد و توسعه به بالاترین میزان حاصل شود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها