برنامه ریزی متمرکز درسی کارآیی ندارد

بررسی نظریه های برنامه ریزی درسی نشان می دهد بحث تمرکز و نبود تمرکز در نظام برنامه ریزی درسی ، به عنوان یکی از عناصر نظری فرآیند برنامه ریزی درسی مورد توجه صاحب نظران است .
کد خبر: ۲۰۷۳۵
در برنامه ریزی درسی متمرکز، اجرای وفادارانه از مربی مورد انتظار است و کتابهای درسی به عنوان جلوه ای روشن از برنامه درسی ، کاملا تعریف شده و غیرقابل انعطاف است . این رویکرد، مسوولیت مربی را در حد اجرای تمام و کمال تنزل می دهد و امکان دخل و تصرف را از وی و دانش آموز سلب می کند. برنامه ریزی درسی غیرمتمرکز با تعیین چارچوب ، امکان تولید محتوا و فعالیت های یاددهی یادگیری عملیاتی کردن برنامه را موکول به تشخیص مربی و دیگر کارکنان مراکز آموزشی می کند. محدود کردن وظیفه تشکیلات برنامه ریزی درسی به تهیه چارچوب برنامه ، در افقهای برنامه درسی ، توان و انرژی گروههای برنامه ریز را تنها به امر خطیر طراحی برنامه معطوف می کند و امکان بهره مند شدن از نیروی کیفی جامعه و حسن استفاده از توانایی های بالقوه مربیان و دیگر اقشار علاقه مند به تهیه محتوا را فراهم می آورد. در بسیاری از کشورهای جهان ، بعضی از مولفه های برنامه های درسی و مواد آموزشی به صورت غیرمتمرکز تولید می شود و برنامه های درسی ملی ، منطقه ای ، محلی و مدرسه ای دارند. در این کشورها، برنامه درسی ملی با آن که در مرکز تصمیم گیری آموزش و پرورش تدوین می شود؛ ولی از مشارکت مدارس ، متخصصان محلی و منطقه ای بهره مند می شود. مدارس در برگیرنده دانش آموزان ، خانواده ها و معلمان است و عهده دار آموزش ، پیگیری موفقیت ، عدالت ، کاوش و پیشبرد توسعه اجتماعی ، گروهی و فردی هستند و در تمام مراحل برنامه ریزی و اجرا مشارکت می کنند. تشکیلات برنامه ریزی درسی ایران طی چند دهه گذشته ، متمرکز بوده و دفتر برنامه ریزی و تالیف کتابهای درسی به عنوان یکی از دفاتر سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی به این امر مهم اهتمام دارد. با آن که مربیان در گروههای برنامه ریزی درسی شرکت دارند؛ اما نقش تعیین کننده با استادان و متخصصان دانشگاهی است . فرآیند برنامه ریزی درسی به این ترتیب از بسیاری از تجربه ها، بصیرت ها و دانش حرفه ای مربیان که جزو ذخایر ارزشمند و منحصر به فرد تعلیم و تربیت است و باید در کنار دانش موضوعی ، در تصمیم گیری برنامه ای به کار گرفته شود، بی بهره می ماند. این نوع برنامه ریزی اجرای بدون دخل و تصرف برنامه را از مربی طلب می کند و مربی به عنوان مجری صرف در چارچوب برنامه بدون قدرت تصمیم گیری به اجرای برنامه می پردازد. پژوهش های به عمل آمده ، نشان می دهد که اجرای برنامه درسی ، جریانی پویاست و انتظار اجرای گام به گام برنامه درسی توهمی بیش نیست . برنامه های درسی نظامهای برنامه ریزی متمرکز، خواه ناخواه در پرتو شرایط ویژه محیط اعم از امکانات و تجهیزات و خصوصیات و ویژگی های فراگیران اعم از علایق ، استعدادها و پیشینه اطلاعاتی و همچنین دیدگاه ها، ذهنیت ها، باورها و... معلمان با توجه به توانایی و قابلیت های آنها، دستخوش تغییراتی می شود. یک برنامه درسی هر قدر هم که به شکل اصولی و بدون کم و کاست طراحی شده باشد، نمی تواند از دخل و تصرف عوامل ذکر شده تاثیر نپذیرد. جهتگیری های نوین آموزش و پرورش پیش از دبستان ، موجب شکسته شدن حصار تمرکزگرایی در نظام آموزش و پرورش کشور و شکل گیری شوراهای استانی متشکل از مربیان باتجربه و برنامه ریزان شده است . اندیشه داشتن واحدهای کار یکسان و بدون انعطاف برای کل کشور شکسته شده و این امکان فراهم شده است که در چارچوب برنامه و در حد مورد نیاز، واحدهای کار خاص استانی به وجود آید. این رویکرد موجب تطبیق هر چه بیشتر محتوای واحدهای کار با فرهنگ ، نیازها و علایق خاص نوآموزان در مناطق مختلف کشور شده است . هر چه واحدهای کار را به واحدهای آموزشی ، که تحت تاثیر تعامل میان مربی و نوآموز است ، نزدیکتر کنیم به همان اندازه جوشش ، تمایل و انگیزش نوآموزان را در یادگیری و همچنین امکان تحقق یادگیری معنادار و پایدار را افزایش داده ایم . خروج از اتکای انحصاری به واحدهای کار طراحی شده به صورت متمرکز به عنوان تنها منبع یاددهی یادگیری ، جریان تغذیه فرآیند برنامه ریزی از تجربه ها و بصیرت حرفه ای مربیان را استمرار می دهد و برنامه درسی را از کیفیت برتری بهره مند می سازد. در این رویکرد، تصمیم گیرندگان اصلی درخصوص محتوای آموزش دوره پیش از دبستان ، مربیان هستند که باید با الهام از هدفها و رعایت اصل ارتباط میان هدفها و محتوا و در پرتو شرایط ویژه دوره پیش از دبستان ، ویژگی های نوآموزان ، دست به انتخاب محتوا بزنند. مربیان می توانند با توجه چارچوب برنامه درسی اهداف را عملیاتی کنند. با حضور فعال مربیان در عرصه تولید، عنصر محتوا به شکلی کاملا انعطاف پذیر بوده و به عنوان یکی از تعیین کننده ترین عناصر برنامه درسی در سایه قضاوت و تشخیص مربیان شکل می گیرد. در رویکرد جدید، چارچوب برنامه درسی از پرداختن به روشها و راهبردهای تدریس کاملا صرف نظر می کند و تصمیم گیری در این زمینه را در حوزه اختیارات مربیان می داند و به صلاحیت ها و شایستگی های حرفه ای آنها واگذار می نماید. مربیان در فرآیند برنامه ریزی جایگاه بسیار حساس ، خطیر و قابل توجه ای دارند و برای آنها هیچ جایگزینی متصور نیست و خلائ ناشی از نبود حضور آنها در این فرآیند، غیرقابل جبران است . تعامل چهره به چهره مربی و نوآموز در شرایط و موقعیت های گوناگون ، زمینه ساز درک واقع بینانه او از ابعاد ظریف و عوامل متعدد موثر بر جریان یاددهی یادگیری است . مربی با حضور فعال و معنادار خود در این فرآیند، خلائ خطرناک و ویرانگر میان نظر و عمل و یا برنامه و اجرا را پر می کند.

جواد یزدانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها