به گزارش ایسنا ، این کارگردان که شب گذشته به همراه رضا ناجی به تالار فردوسی دانشگاه تهران آمده بود، بعد از نمایش فیلم «آواز گنجشکها» در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان شرکت کرد و اظهار داشت: من به فیلمسازی هیچوقت به عنوان شغل و پیشه نگاه نکردم و همیشه از دغدغههایم بوده و از همان روزهای اول هم به عنوان یک تکلیف قلمداد کرده بودم.
وی افزود: با این نیت وارد سینما شدم که مسیر تازهای را باز کند و خدا کمک کرد و توانستم به عهدی که بسته بودم پایبند بمانم و امیدوارم در آینده هم به همین شکل باشد.
مجیدی با بیان اینکه فیلمهای من از یک بستر اجتماعی و درونی شروع میشود و به قصهای درونی میرسد تصریح کرد: همه عناصر فیلم کارکرد مضمونی پیدا میکنند و یکی از دغدغههای همیشگی من موضوع انسان است. همیشه یکی از دغدغههایم فضای شهر و شهرنشینی بوده که آفتهای زیادی دارد و همه را به تسخیر فضای زندگیاش درمیآورد و این تعلق خاطرها منجر به ساخت «آواز گنجشکها» شد.
وی گفت: آدمهای که به ظاهر در حاشیه بودند اما متن اصلی جامعه بودند چیزی که اساس انقلاب را شکل داد و برگرفته از این آدمهای کوچه و بازار بود، این فیلم بهانهای بود برای نشاندادن ارزشها و حقیقتهایی که گم شده است.
این کارگردان درباره شکلگرفتن ایده این فیلم با بیان اینکه عمده قصه و موضوعاتش را از جامعه گرفته است اظهار داشت: برای اینکار هم به مزرعه شترمرغ رفته بودم و با دیدن یکی از کارگرهای آنجا شخصیت
«کریم» در ذهنم شکل بست. شخصی که بسیار شفاف بود و همیشه فکر میکردم این آدم با این روح لطیف اگر وارد فضای شهری شود چه اتفاقی میافتد.
وی در پاسخ به پرسشی درباره نام فیلم گفت: گنجشک آواز و زیبایی ندارد و آنچه که زیباست، مناعت طبع این پرنده است که «کریم» هم به همین گونه است و علیرغم ظاهرش اما باطن زیبایی دارد و دوست داشتم این پارادوکس در نام فیلم باشد.
مجیدی در پاسخ به سوال دیگری درباره نشاندادن فقر در فیلمهایش اظهار داشت: در طول این سالها نقدهای بسیاری در این خصوص مطرح شده است و خیلیها معتقدند این سیاهنمایی باعث موفقیت فیلم در خارج از کشور میشود، اما اگر نشاندادن فقر باعث توفیق یک فیلم شود کافی است به افغانستان، پاکستان و هند رفت و آنجا فیلم گرفت. اگر هم بگوییم ایران زیر ذرهبین است که آن هم موضوعی نخنما شده است.
الآن در همه ارتباطات میتوان با یک دکمه به آنسوی دنیا وصل شد و دیگر اینچیزها خیلی عنصر جذابی برای خارجیها محسوب نمیشود. فقری که در فیلمهای من هست شرمنده و ذلیل نیست و اصالت ندارد و اگر هست فقر باشکوهی است.
مجیدی تصریح کرد: آنچه این فیلم و «بچههای آسمان» را توانسته است جهانی بکند، فطرت انسانی و وجه معرفتی است که در اثر وجود دارد و عنصر فقر فضیلت یک اثر هنری نمیتواند محسوب شود.
این کارگردان درباره وجود شترمرغ در این فیلماش با بیان اینکه همیشه تلاش میکنم از پیچیدگی عبور و به سادگی برسد گفت: شترمرغ یک وجه تقبیحی دارد و میآید و کریم را بزرگتر میکند، درواقع شترمرغ باعث آغاز سفر درونی «کریم» میشود و این مشکلاتی که پیش میآید آن را بزرگتر میکند و در پایان هم شترمرغها به استقبال «کریم» میآیند و انگار سفر او کامل شده است.
وی درباره استفاده از زبان ترکی در فیلمهایش اظهار داشت: زبان ترکی را خیلی دوست دارم و یک زیبایی خاصی دارد در تلویزیون لودگیهایی که با لهجهها میشود شکلهای توهینآمیزی پیدا میکند، اما در فیلمهای من لهجه شکوه خاصی دارد، زبان ترکی هم صلابت و کاراکترهای دوستداشتنی دارد و حس میکنم میتواند به کاراکتر فیلمهای من نزدیک باشد.
مجیدی در پاسخ به سوال دیگری درباره تکراری بودن تم کارهایش گفت: در «آواز گنجشکها» تلاش کردم با شکل و قالبهای جدیدتری کار ارایه کنم و معتقدم از نظر ساختاری با کارهای دیگرم بسیار متفاوت است و تلاش کردم به لحاظ زبان سینما، کاملتر باشد.
رضا ناجی بازیگر این فیلم هم با بیان اینکه هرچه دارد از مجید مجیدی است اظهار داشت: ایشان من را از میان 2500 نفر برای «بچههای آسمان» انتخاب کرد و برای این فیلم هم 9 ماه به دنبال بازیگر بود و حتا افرادی را خودم معرفی کردم و تا اینکه قرار شد خود من بازی کنم.
وی افزود: مجیدی سینما را خوب میشناسد و به دنبال جنس اصلی میگردد و مشابه قبول نمیکند، من هم با راهنماییهای ایشان در قالب شخصیت «کریم» فرو رفتم.
تاجبخش فنائیان که به عنوان کارشناس در این نشست حاضر بود نوجوانان را در فیلمهای مجیدی محرک اصلی دانست و گفت: از 27 سال پیش که من نمایشی به نام «طیاره» از مجیدی دیدم، تا به امروز این موضوع ادامه داشته است و در «آواز گنجشکها» هم محرک اصلی «کریم» نوجوانی است که سمعک میخواهد و در مجموع این محرکها شخصیتی به مجیدی داده است که تزلزل پیدا نمیکند.
مجیدی در فیلمهایش حرف دلش را میزند و خلوص خاصی در کارش دارد که امیدوارم ادامه داشته باشد.
علی معلم هم که اجرای این نشست را برعهده داشت از مجیدی و آثارش به عنوان شاخصهایی سینمای بعد از انقلاب یاد کرد و گفت: فیلمهای مجیدی در دو محور مشخص اخلاق و عدالت اجتماعی استوار است و زبان فیلمسازیاش از ابتدا تا امروز مشخص بوده و جزو معدود فیلمسازانی است که به بازار فیلم جهانی راه پیدا کرده و آثارش بیننده جهانی دارد و زبان فیلمهایش قابلیت ارتباط با مخاطب جهانی را دارد. قابلیت سینمای مجیدی برای ایجاد یک گفتوگوی تحولی کاملا مناسب است و فیلمسازان زیادی داریم که آثارشان به این قابلیت نمیرسد.
در پایان این نشست فرهاد رهبر رییس دانشگاه تهران در سخنانی مجیدی را یک افتخار ملی و چهرهای بینالمللی و منحصربهفرد در قاره آسیا دانست و گفت: مهمترین دلیل رسیدن ایشان به چنین جایگاهی خلوص، عشق، ایمان به کار و ولایتمداری است و با اخلاق حرفهای که در مجید مجیدی سراغ دارم، میدانم که کارش را با عشق و علاقه انجام میدهد و کاسبکارانه با سینما برخورد نمیکند و مهمترین مساله برایش مخاطب است.
وی افزود: به اینجا آمدن ایشان نشان میدهد نظرات نخبگان دانشگاهی برایش مهم است و این مسیری که دانشگاه آغاز کرده کریدوری است که دریچهای باز میکند تا اصحاب فرهنگ و هنر بتوانند با جامعه دانشگاهی ارتباط برقرار کنند و اگر دانشگاه هم نتواند با اصحاب هنر ارتباط برقرار کند در آموزش و پرورش توفیقی نخواهد داشت و این جلسات برای ارتقاء سطح علمی دانشگاه هم بسیار مفید و موثر است.
مجیدی در پایان سخنان رییس دانشگاه تهران اظهار داشت: من اگر اعتباری داشته باشم از مردم، جامعه فرهیخته و به خصوص جامعه دانشگاهی گرفتهام و این اعتبار را از اینجا به آنطرف بردهام. امشب هم فرصت طلایی نصیب من شد و انرژی به خصوصی از این جلسه گرفتم.
این نشست با اهدای لوح تقدیر توسط رییس دانشگاه تهران به مجید مجیدی و رضا ناجی به پایان رسید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم