مکث

رسانه؛ هنر چندم؟!

ما ایرانی‌ها یک عادت فرهنگی عجیب داریم و براساس آن، دوست داریم ابتدا محصول را برداشت کنیم، سپس در یک برنامه‌ریزی بلندمدت به عملیات کاشت بیاندیشیم! به عبارت دیگر، بدون تدبیر برای پیمودن مسیر، بازخوانی عجولانه هدف را با رسیدن به آن یکسان می‌پنداریم و متاسفانه این منطق معیوب بر بسیاری از حوزه‌های فعالیت اجتماعی سیاسی ما سایه افکنده است.
کد خبر: ۲۰۵۰۲۳
با این مقدمه، به اصل قضیه می‌پردازم. با آن‌که در پویایی ساختار تکنیکی صنعت رسانه، ریشه‌های عمیق هنری وجود دارد؛ اما در دهه‌های اخیر، بیشترین کارکرد این سه‌گانه (هنر تکنیک صنعت)‌ در حوزه سیاست اجتماع طرف توجه بوده است.

اینک سال‌های طولانی از اولین استفاده‌های سیاستمداران جهان از قدرت‌ رسانه در مهندسی افکار عمومی گذشته و هنوز تاثیرگذاری این پدیده بسیاری از دولتمردان را تهییج می‌کند.

این واقعیت است و براساس آن، تعداد بیشماری از رسانه‌های دیواری و شنیداری جهان، پوشش‌دهنده برنامه ‌ریزی‌های پیدا و پنهان اصحاب سیاست به حساب می‌‌آیند، کشور ما هم در این میان از این مسیر جدا نیست؛ اما مهم‌ترین تفاوت رسانه‌های ایرانی اعم از پوشش‌دهی داخلی و خارجی با دیگر نمونه‌های تاثیرگذار غربی در آن است که ما براساس همان عادت فرهنگی عجیب که در ابتدای نوشتار اشاره شد؛ در بازخوانی مفهوم رسانه و مهندسی پیام، تنها به تکنیک  صنعت اکتفا می‌کنیم و از ریشه ذاتی این پدیده که همان «هنرورزی‌» است، غافل می‌مانیم و به بیانی دیگر، با استفاده ذوق‌زده از دو ضلع معلق، مثلث متساوی‌الساقین خوشبختی‌امان را ترسیم می‌کنیم! غافل از آن‌که این مثلث، نیازمند یک ضلع سوم یا همان تدبیر هنری است.

رمز موفقیت رسانه‌های پیش‌رو در مهندسی افکار عمومی به هنرورزی گردانندگان آنها در مقدمه‌چینی و برنامه‌ریزی انتقال پیام باز می‌گردد؛ یعنی آنها برای برداشت محصول، مرحله کاشت بذر و مراقبت از آن را ضروری می‌دانند!

این در حالی است که ما گمان می‌کنیم با برپایی گفتگویی تلویزیونی با یک سیاستمدار، بدون هیچ‌گونه برنامه‌ریزی و تدبیر حتی گاهی در چارچوبی کاملا جهت‌دار تمام افکار عمومی را شخم زده و زیر و رو کرده‌ایم!

نه... اینچنین نیست برادر!

برای تاثیرگذار بودن، باید اصول حرفه‌ای را رعایت کنیم و حتی برای یک لحظه از روان‌شناسی مخاطبان، غافل نمانیم. گمان نکنیم افکار عمومی فقط تشنه مهندسی و جهت‌دهی ما هستند و همان روخوانی پیام، آنها را دچار تحول کرده و بسیاری از ایشان منقلب شده‌اند!

نمی‌دانم به نوع گفتگوهای رسانه‌های سرشناس با رئیس‌جمهور کشورمان در سفر اخیر به ینگه‌دنیا دقت کرده‌اید یا نه؟ یکی از برجسته‌ترین آنها، گفتگوی لری‌کینگ با آقای احمدی‌نژاد بود.

این مرد کهنه‌کار گفتگوهای تلویزیونی،‌ در نهایت دقت و آرامش مقابل طرف گفتگویش می‌نشیند و با کمال احترام برنامه خود را آغاز می‌کند. با هوشمندی کامل پازل پرسش‌های خود را پیش می‌برد و مهمان‌اش را در فضای آکنده از صراحت و البته آرامش خاطر، نگه می‌دارد و آقای احمدی‌نژاد هم با همان بیان معروف و جذابش پاسخ می‌دهد.

در یک لحظه تماشایی از گفتگو، آقای رئیس‌جمهور پاسخ یک سوال را با سوالی دیگر پیوند می‌دهد و از لری کینگ می‌خواهد که نظرش را درباره حمله آمریکا به ایران بگوید و همان‌جاست که او با هوشمندی‌ رسانه‌ای‌اش تاکید می‌کند به عنوان مجری تلویزیون،‌ آن‌ هم مقابل یک پرزیدنت،‌ خود را مجاز به اظهارنظر نمی‌داند!

و صد البته در حقیقت تلاش می‌کند تا بی‌طرفی گفتگو را به مخاطب تفهیم کند. مهمان را در موضع آزادی کامل برای اظهار نظر قرار دهد. با خودم فکر می‌کردم اگر چنین موقعیتی در اختیار بعضی از ما [اصحاب رسانه] قرار می‌گرفت، دقایق طولانی از برنامه را به اظهار فضل شخصی و دفاع غلیظ از سیاست‌های شبکه تلویزیونی خودمان اختصاص می‌دادیم لابد با خود می‌گویید چه آدم خوبیست این لری کینگ یا چقدر شبکه تلویزیونی آنها بی‌طرف است. نه ... اینچنین نیست برادر!

آنها هم صحنه‌گردان سیاست‌های منفعت‌طلبانه دولتمردان خود هستند. با این تفاوت که در مرحله کاشت بذر با دقت و حوصله فراوان عمل می‌کنند تا آهسته آهسته به روزهای دلخواه برداشت محصول برسند. هرچند در این مسیر، خود را برخلاف ذات پنهانشان بی‌طرف و آزادمنش نشان می‌دهند.

آن‌وقت ما در این سوی دنیا نشسته‌ایم و هزار محنت و رنج در یک گفتگوی نیم‌ساعته به خرج می‌دهیم تا به زور هم شده مخاطبمان بفهمد که فلان وزیر خیلی مردمی است چون موسیقی گوش می‌دهد یا فلان کارگردان خیلی آدم خوبی است چون برادرش در جبهه بوده یا فلان سوپراستار سینما خیلی مذهبی است چون نماز می‌خواند! باور نمی‌کنید؟ همین الان خودش گفت!

آری ... اینچنین است برادر!

رضا رشیدپور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها