رضا عطاران برای اولین بار در نقشی ظاهر شده که خیلی محبوب نیست. از این گذشته داستان سریال خیلی دیر شروع میشود یعنی شاید تا قسمت هفت، سریال سرگرم معرفی شخصیتهای مختلف داستان است و تنها بعد از آن است که سریال در مسیری که باید میافتد.
در بزنگاه برخلاف بیشتر کارهای عطاران، دیگر دعوای «فقر و غنا» و مسائل حاشیهای آن مطرح نمیشود، اگر چه میتوان همچنان بسیاری از نشانههای کارهای قبلی عطاران را دید و البته شیوه بخصوص او در ارائه «طنزش» همچنان مشهود است.
همچنین معلوم است بسیاری از شوخیها در هنگام نوشتن فیلمنامه پیشبینی شده، اما عطاران تنها به «متن» خود را محدود و مقید نکرده است و همچنان ریزهکاریهایی که نوع طنز او را از دیگران متمایز میکند در کار گنجانده است. این شوخیها خصوصا در لحظاتی که به «موقعیتها» و «اسباب صحنه» مربوط است بیشتر به چشم میآیند. نگاه کنید که از شوخی دندان مصنوعی پدر در لیوان آب در چند جا استفاده شده است.
در بزنگاه مانند بیشتر کارهای عطاران باز هم سرزندگی یک خانواده متوسط دیده میشود. سرخوردگی و امید و تلاش افراد خانواده در کار تعریف شده است و در این میان هیچ حاشیه امنی برای هیچ شخصیتی تدارک دیده نشده است.
آدمهای بزنگاه مانند بیشتر آثار کارگردانش به طور مطلق در زیر یک مجموعه «خوب و بد» دستهبندی نمیشوند. در واقع از هر تمهیدی استفاده شده تا آدمها ملموستر و قابل باورتر به نظر برسند و در اجرا هم تا حدود زیادی موفق میشود این «نسبتها» را رعایت کند.
در بزنگاه خطرکردن سازندگان برای ساخت یک طنز متفاوت کاملا مشهود است. با این همه به نظر میرسد بزنگاه در محدوده آثار تلویزیونی و نیز طرح نوع طنزی که با مخاطب در میان میگذارد آنقدر به روز است که بازتابهای مثبت داشته باشد. در بزنگاه تلاش شده در کنار طرح یک موضوع به روز، خنداندن مخاطب هم هدف قرار بگیرد.
خود این مساله یعنی بازگویی یک قصه تلخ (مردی که معتاد است و از همسرش طلاق گرفته و اکنون با خانواده بر سر تقسیم ارث دعوا دارد) به همراه خنداندن مخاطب آنقدر کار سخت و خطرناکی به نظر میرسد که خیلیها ترجیح میدهند اصلا خود را وارد چنین فضای مخاطرهآمیز و «پارادوکسیکالی» نکنند؛ اما سازندگان بزنگاه انگار به مشکلات کار واقف بودهاند و میدانستهاند که پا در چه مسیر ناهموار و دشواری میگذارند. نتیجه کار هم تا اینجا به نظر راضیکننده میرسد. حداقلش این است که مخاطب از کنار آن بیتفاوت عبور نکرده.
شاید خود همین بیتفاوت عبور نکردن و حساسیت نشان دادن به موضوع تلخ و فراگیری مثل اعتیاد که خیلی از ما به سادگی از کنارش عبور میکنیم و جمع کردن آن زیر سقفی به نام طنز خودش یک کار بزرگ باشد که در بزنگاه اتفاق افتاده است.
در شکلگیری نهایی «بزنگاه» البته نویسندگان فیلمنامه نقش بسزایی داشتهاند، اما نمیشود از بازی خوب خود عطاران و تلاش او برای ارائه یک کار متفاوت به راحتی گذشت، همچنان که حمید لولایی و علی صادقی بیهیچ ظرافتی در کار تقریبا همان بازیهای همیشگی را ارائه دادهاند.
با بسط و گسترش داستان بزنگاه این انتظار هست که در شبهای آینده شاهد قسمتهای متفاوتی از این سریال طنز باشیم.
مهدی غلامحیدری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم