تولید و پخش برنامه های تلویزیونی
در تعامل با بیننده (1)
مخاطبان و بینندگان تلویزیون پرارج ترین و ارزشمندترین سرمایه های رسانه ملی و در واقع صاحبان اصلی آن به شمار می آیند. پس راهکارهایی که بتوانند هر چه بیشتر موجبات تعامل میان این دو را فراهم کنند باید هر چه بیشتر ارائه شوند و این روند
کد خبر: ۲۰۱۶۵
، حرکتی پویا داشته باشد. آنچه از این پس در ستون تازه تولد یافته نمای اصلی یا
master shot
ارائه می شود، تلاشی است (مقدماتی و به سهم خود جزیی) به منظور به دست دادن تعامل هر چه بیشتر میان مخاطبان و رسانه ملی . روندی که در حرکت اصلی و ذات خود می تواند مهمترین زیرساخت های فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی را شکل دهد؛ زیرا به هر روی در عصر انفجار اطلاعات ، از تعامل میان مخاطب و رسانه ها به عنوان مهمترین و اصلی ترین هدف ارتباطاتی یاد می شود و نتیجه این مشارکت رسیدن به بالاترین حد ارتباط دو سویه یعنی تعامل طلایی است . رسانه ملی با توجه به گستردگی ، فراگیری و علاقه مندی مخاطبانش در به دست آوردن این تعامل ، با تجربه ها و راهکارهای متفاوتی روبه رو بوده است . تامین نظر مخاطب ، ارائه برنامه های متنوع برحسب سلایق گوناگون ، احترام به مخاطب با ساخت برنامه های الف و سنگین ، ارزیابی آنچه مخاطبان نسبت به برنامه های ارائه شده اعلام داشته اند و گردآوری و استخراج یافته های آن برای به کارگیری راهکارهایی که هر چه بیشتر، بهتر و سریعتر به تامین نظر مخاطبان میلیونی نایل آید و موارد دیگر. مخاطب نیز به سهم خود سعی می کند بیش از پیش نسبت به آنچه از صفحه جادویی پخش می شود، صبر و تحمل به خرج دهد تا بتواند بهترین و موثرترین انگاره ها را انتخاب و سپس جذب و تحلیل کنند. آموزش غیرمستقیم رسانه ملی برای بیننده و مخاطب خود یکی از راهکارهای اساسی برای به دست آوردن همان تعامل طلایی است . وقتی در لابلای برنامه های متنوع تلویزیون بعضی از اصول اولیه و برنامه سازی و برخی فنون درک بهتر و مناسبتر از برنامه ها با زبانی ساده بیان شود، ضمن تاثیرگذاری در زمان حال ، با ادامه این روند، در فرصتهای بعدی می توان موارد مهمتر و اصلیتر در این رابطه را بیان کرد که مهمترین نتیجه آن به وجود آمدن مخاطب مطلع و داناست که این شکل گیری آتی ، در جای خود یک شاخص اصلی توسعه فرهنگی به شمار می آید. جدای از این ، شناسایی و آشنایی بعضی از موارد مرتبط با ماهیت برنامه ها می تواند قدرت درک و تفسیر و در نهایت تاثیرپذیری مخاطب را از برنامه های ارزشی و مفید را دو چندان کند. یکی از این موارد مهم ، شناسایی نوع ژانر از سوی بیننده است و آنچه دراین نوشتار به آن پرداخته خواهد شد، مربوط به همین مقوله است که به عنوان اولین راهکار تولید و پخش برنامه های تلویزیونی و در تعامل با بیننده ارائه می شود. تنوع و تعدد موضوعاتی که براساس آنها می توان سریال یا مجموعه ای تلویزیونی ساخت به دلیل کثرت شاید قابل شمارش نباشد. از سوی دیگر، گونه یا نوع یک سریال تلویزیونی و حتی فیلمی سینمایی می تواند برای هر 10یا 20موضوع مورد استفاده در ساخت و تولید یک اثر تلویزیونی ، شاخص و انگاره ای تفکیک کننده باشد. ژانر که در اینجا به معنای نوع یا گونه استفاده می شود همان شاخص یا انگاره تفکیک شده است و در این میان ژانرهای متفاوتی می توانند دستمایه اولیه و حتی اصلی برای شروع و ساخت یک سریال تلویزیونی باشند. با توجه به این که در یک ژانر ممکن است یک یا دو و حتی بیشتر از آن موضوع وجود داشته و تمامی آنان زیرمجموعه همان ژانر قرار بگیرند، شناسایی انواع ژانر از سوی مخاطب و بیننده او را در درک و تفسیر اثر تلویزیونی یاری می رساند. در این روند بیننده این توانایی را دارد که موضوعات مختلف را دسته بندی کند. یعنی هم از طریق درک موضوع و هم با شناسایی محتوا و یا ماهیت و همچنین با شناخت فناوری موجود در اثر، می تواند ژانر یک سریال تلویزیونی را شناسایی نماید. دسته بندی یا شکل سریال یا همان
Genre
اثر تلویزیونی می تواند در یکی یابه صورت مختلط در چند نمونه جای بگیرد. برای مثال سریال های «تنهاترین سردار» ، «ولایت عشق» ، «سربداران» و چند نمونه دیگر مربوط به ژانر حماسی می شوند. در ژانر حماسی عمدتا صحنه پردازی های قدیمی ، با تکیه بر داستان ها، اتفاقات و رویدادهای تاریخی و آنچه در قدیم روی داده است ، شکل می گیرد. بر این اساس سریال های نامبرده می توانند جدای از ژانر حماسی در نوع تاریخی نیز جای بگیرند. در این گونه ، موضوع تاریخی می تواند حتی تخیلی نیز باشد؛ اما عمدتا داستان اصلی بر حقیقت پایه ریزی می شود. ذکر این نکته نیز ضروری است که در ژانر حماسی ، اصولا برای شکوه فریم ها و نماهای گرفته شده ، از سیاهی لشکر فراوان استفاده می شود. البته ممکن است در ژانر حماسی و یا تاریخی ، آن قسمت داستان که بر جنگ و میدان نبرد تکیه بیشتر دارد، دستمایه اصلی تولید قرار گیرد. در این صورت می توان سریال را در ژانر جنگی نیز جای داد. همچنان که در مثال های بالا و در سریال سربداران بسیاری از صحنه ها به میدان های جنگ اختصاص داده شده بود؛ اما این روند نمی تواند باعث شود که سربداران تنها سریالی در ژانر جنگی نام بگیرد. به این دلیل که در زیرساخت خود مواردی تاریخی و اجتماعی را نیز بسیار مشخص ارائه کرده است . پس می توان اظهار داشت : سریال تلویزیونی سربداران ، مجموعه ای است که در ژانرهای حماسی ، تاریخی و جنگی شکل گرفته است که سهم هر کدام از آنها با یکدیگر تفاوت بسیار دارد. اگر بیننده تلویزیونی با ژانرها آشنا باشد و تفاوت سهم ژانر را شناسایی کند، آن وقت است که به بهترین وجه با سریال ارتباط برقرار می کند. روندی که در بالاترین درجه تعامل از ارائه یک اثر تلویزیونی به دست آمده است و رابطه رسانه با مخاطب در بیشترین حد خود اجرا شده است . و حتی ممکن است این تعامل پخته تر و پویاتر نیز دنبال شود. برای مثال سهم ژانر در سریال های سربداران ، ولایت عشق و تنهاترین سردار می تواند به ژانر مذهبی نیز تعمیم داده شود. از این رو سهم این ژانر در سریال سربداران کمتر و 2سریال دیگر بیشتر به دست می آید. با این وصف تحلیل سریال سربداران با توجه به لحاظ کردن ژانرهای حماسی ، تاریخی ، جنگی و مذهبی و انگار کردن سهم هر اثر برای آن ، متفاوت تر از زمانی می شود که تنها 3ژانر برای آن از سوی بیننده در نظر گرفته شده بود. حال حتی می توان این مقوله را بیشتر گسترده کرد. در این راستا ژانر مجلل را نیز در نظر بگیریم . در این ژانر علاوه بر سیاهی لشکرهای فراوان ، میزانسن و صحنه پردازی های بسیار باشکوه و لباس های طراحی شده بسیار گران قیمت و خوش دوخت برای عوامل صحنه حتی بسیاری از سیاهی لشکرها در نظر گرفته می شود و آنچه در بیان ، گفتار و فیزیک حرکات و در نتیجه پیشبرد داستان وجود دارد در مقوله های مذکور نیز اهمیت می یابد.