انگاره های عشق و سرگشتگی در سریال «سفر سبز»

«سفر سبز» از آن دسته آثار ایرانی است که تمام آلام و احساسات و آیتم های نوستالژیک لازمه چنین آثاری را در خود دارد و تمام مولفه های ایرانی در آن بکار رفته ؛ مذهب ، عشق ، درد، هجران ، وصل و...
کد خبر: ۱۹۸۶۴
از این روست که سفر سبز برای ما ایرانیان غریبه نیست . تاکید بر لفظ «ایرانی بودن» آن ، به خاطر ارتباط تنگاتنگی است که این سریال با مولفه های فرهنگی ، اجتماعی این کشور دارد. گرچه داستان از کشور دیگری آغاز می شود، ولی باز همین دوری از وطن باعث شوق و شور شده است و کلمات دانیل نشان از غم دوری از هویت ایرانی اوست . اما محرم ؛ داستان باید در دهه محرم اتفاق بیفتد. چرا؛! دانیل دلتنگ است ؛ ناراحت و منتظر دیدار مادر، داستان در بهترین زمان ممکن اتفاق می افتد. در محرم مردم همه سیاهپوش هستند، درودیوار بوی غربت و عزا می دهند، مثل دانیل که غریب است . حس ارتباطی میان دانیل و فضایی که در آن به جستجوی مادر است ، حس غریبی است ؛ حسی که برای همذات پنداری مخاطب با داستان لازم است . وجود اکبر نیز حلقه واسط میان دانیل با کشورش و دیگر آیتم های ضروری است . اکبر هم مثل دانیل جستجوگر است . دانیل به جستجوی گذشته و اکبر هم آینده را نگاه می کند؛ اما خسته تر از دانیل و این که او هم عاشق است . دختر نابینای مسیحی ، با قلبی آکنده از صفا، صمیمیت و عشق جزو دیگر داستان است . او رویای کودکی دانیل است . شاید همین رویا برقرارکننده نیاز عاطفی دانیل در دوران هجرت باشد. او محبت می خواهد. محبتی که از مادر نداشته و حالا آن را در دختر نابینای پیانوزن کلیسا می یابد. دختر نابینا هم عشق را از دانیل دریغ نمی کند و شاید از خودش . نابینایی او استعاره زیبای «معرفت درونی » است که او کسب کرده . شاید باید برای به دست آوردن این کالای گرانبها بهایی با ارزش همانند چشمانش را می داده ، هر چند که او در این معامله سود کرده ؛ اما اطرافیانش او را سرزنش می کنند که به یاد خود نیست ؛! شخصیت حاج رضا بزرگ بازار، با معرفت ، باصفا، دستگیر محرومان ، میاندار هیات محبان الحسین (ع) ،... و نمونه کامل یک بزرگ محله است . زندگی حاج رضا پر از نقاط تاریک است که نگذاشته در این قضایای پنهان روشنایی و روز داشته باشد. شاید به خاطر فتوت و جوانمردی اش نمی خواهد پرده ها بیرون افتد و همه بدانند که او چه کرده . هر چند که این اعمال نیک و پسندیده باشند. او نیز با گذشته دانیل آشنایی دارد، به گونه ای که بخشی از گذشته اوست . اما مادر برای دانیل ناشناخته است . او مادر را فقط در رویاهای کودکانه خود حس کرده است . مادر دانیل در قبرستان زندگی می کند. شاید این نشان از گم گشتگی او دارد. انزوای مادر دانیل در کنج اتاقک مخروب قبرستان تمثیل «نیستی مادر برای دانیل» است . او باید مادر را در میان قبرهای سرد و سنگهای بی روح جستجو کند و مادر هم در میان قبرها به دنبال فرزند خود می گردد، شاید که او را بیابد. مونس سالهای تنهایی مادر، قبرهایی هستند که تنها حس آشنایی میان آنها نامهایی است که بر سنگهای سیاه حک شده . مادر هم تنهاست ؛ مثل دانیل ، اکبر و... «سفر سبز» پر از «نقطه چین» است که باید رمزهای آن را گشود. سیر داستانی اثر بسیار شیرین است و جذاب . «سفر سبز» قصه ای اشراقی دارد، مثل حرکت از مسیری به مسیر دیگر برای یافتن منشاء خوبیها، کمالات و فضایل اخلاقی . دانیل مسافر این مسیر پر از پیچ و خم است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها