گفت‌وگو با «ران پرلمن» بازیگر «پسر جهنمی 2»

هر کسی فکر می‌کند فیلم متعلق به اوست‌

ران پرلمن متولد 13 آوریل 1950 شهر نیویورک است. تخصص اصلی‌اش بازی در نمایش‌های کلاسیک تئاتری است. با همسر و دو فرزندش در لس‌آنجلس زندگی‌ می‌کند. پدر و مادرش کارمند ساده دولت بودند. بیش از 3 دهه است که روی صحنه ظاهر می‌شود. همبازی‌های صحنه‌ای‌اش از جمله مارلون براندو، کامرون دیاز، اد هریس، جودلا، وزلی اسنایپس و سیگورئی ویور بوده‌اند. در دنیای سینما هیچ‌وقت حکم یک ستاره قابل سرمایه‌گذاری را نداشته، ولی «پسر جهنمی» (2004)‌ او فروش خوبی در سراسر جهان کرد و باعث شهرت و اعتبار زیاد او شد. برای فیلم‌هایش چند بار نامزد دریافت جایزه گلدن کلوپ (کره طلایی)‌ شده است. همزمان در تعدادی از فیلم‌های‌ مطرح فرانسوی بازی کرده است. جزیره دکتر مورو (1996)‌، بیگانه 4 (1997)‌، دشمن پشت دروازه‌ها (2001)‌، بلید 2 و پیشتازان فضا، دشمنان، (هر دو 2002)‌ از دیگر کارهای او هستند. پرلمن قرار است در قسمت سوم پسر جهنمی هم بازی کند.
کد خبر: ۱۹۵۵۵۷

از دیدگاه شما کار تولید فیلم چگونه بود؟

خیلی از همکارانم در این فیلم کسانی هستند که پیش از این هم با آنها کار کرده‌ام. پیش از این گیلرمو دل تورو (کارگردان فیلم)‌ بلید 2 را با من و همین جمع ساخت. خیلی جالب است که این فیلم هم مثل پسر جهنمی 2 در شهر پراگ فیلمبرداری شد. 4 سال پیش بود. آدم‌های خیلی جالبی برای کار سر صحنه فیلمبرداری آمده بودند و گیلرمو خیلی از آنها را رد کرد. آنچه باقی ‌ماند، تبدیل به یک جمع خانوادگی شد. این از مزایای گیلرمو است که کار کردن با او تبدیل به کاری عاشقانه می‌شود. اشتیاق او برای کار همه را به وجد می‌آورد و تاثیر خیلی خوبی روی همکارانش دارد. این مساله خودش را هنگام تولید فیلم نشان می‌دهد و با آن‌که جدول کاری‌مان همیشه شلوغ و سخت است، ولی کسی گله و شکایت نمی‌کند. همه دوست دارند سر صحنه نهایت تلاش خودرا به خرج دهند تا فیلمی تماشایی تولید شود. بچه‌ها خسته می‌‌شوند، ولی به روی خودشان نمی‌آورند. هر کسی فکر می‌کند فیلم متعلق به اوست و باید نهایت همکاری را داشته باشد.

این دومین بار است که نقش کاراکتر کمیک استریپی پسر جهنمی را بازی می‌کنید. کار کردن در نقشی که چنین گریم سنگینی دارد چگونه است؟

پیش از این هم گریم سنگین را روی صورتم تحمل کرده‌ام. به همین دلیل، وقتی نوبت پسر جهنمی رسید جای شگفتی و تعجب زیادی نبود. من با بهترین گریمورها کار کردم و سیر پیشرفت کارها خیلی خوب بود. البته گریم چهره‌ام خیلی دقیق بود و دقت زیادی می‌برد. پس از گریم، دوربین از من فیلم می‌گرفت تا معلوم شود کار گریم درست و دقیق بوده است. وقتی فیلم‌ها را می‌دیدم، تازه متوجه می‌شدم علت این همه دقت چه بوده است و چرا گیلرمو نسبت به حالت چهره‌ام این قدر حساس بوده است. در حقیقت کار گریم چهره من بخش مهمی از کار بود. من ماسکی به چهره داشتم و در همان حال باید احساسات و عواطف خودم را به بهترین شکلی به نمایش می‌گذاشتم. حاصل کار همیشه فوق‌العاده بود. حساب کنید که باید با آن گریم و آرایش کاملا حقیقی و زنده به نظر می‌رسیدید. سعی داشتم این نقش را با آن ظاهر عجیب و غریب، خیلی ساده و معمولی بازی کنم. وقتی اولین بار جلوی دوربین قرار گرفتم، به خودم گفتم: تو باید این نقش را به راحت‌ترین شکل ممکن بازی کنی و خیلی هم به چیزهای دیگر فکر نکنی. پیش از شروع کار، حداقل 4 ساعت زیر دست گریمور بودم و دیگر به تمام این چیزها عادت کرده بودم.

کار کردن سر صحنه فیلمبرداری با آن موجودات عجیب و غریب چگونه بود؟

خوب بود! همه خونسرد و راحت بودیم. به هر حال، برای خلق آنها زحمت زیادی کشیده شده و پول بسیاری خرج شده بود. این کاراکتر‌ها حالتی استعاره‌ای داشتند. خودم هم کاراکتر عجیب و غریبی در فیلم دارم. با این وسایلی که به من آویزان است!

ظاهر شدن مقابل داگ جونز که در فیلم نقش آبه ساپین را بازی می‌کند، راحت بود؟

داگ یکی از آن آدم‌های خیلی خوبی است که می‌شناسم. موجودی مهربان و شفیق است و آدم را تحت‌تاثیر خود قرار می‌دهد. سر صحنه همکاری خیلی زیاد با همبازی‌ها و دیگر و عوامل گروه دارد و این جنبه از شخصیت‌ او تحسین‌برانگیز است.

شرایط کاری در فیلمی مثل پسر جهنمی خیلی سخت است. از یک سو گریم تند و از سوی دیگر جلوه‌های ویژه و صحنه‌های سخت و خطرناک. در چنین حالتی، همه زود خسته می‌شوند و دیگر حوصله‌ای برای کسی نمی‌ماند. اما در چنین شرایطی، داگ به همه روحیه می‌دهد و خوش و بش می‌کند و این روحیه خیلی خوبی است.

همبازی شدن دوباره با سلمابلر چطور بود؟

او یکی از نقش‌های مهم فیلم را دارد. کاراکتر او در فیلم از کاراکترهایی است که گیلرمو همیشه در فیلم‌هایش برای خلق لحظات تراژیک به وجود می‌آورد. او شخصیتی سه بعدی دارد و سلما همیشه آمادگی آن را داشت که به بهترین شکل ممکن این نقش را بازی کند.

برگردیم به کاراکتر خودتان در فیلم. در نقش پسر جهنمی شما باید لباس‌های مخصوصی بپوشید و جز آن گریم سنگین، لوازم و ادوات زیادی به خودتان آویزان می‌کنید. با این وضعیت سر صحنه راحت بودید؟!

تمام آنچه را که در فیلم می‌پوشم و به خودم آویزان می‌کنم، دوست دارم. این قیافه عجیب و غریب هم سخت موردپسند است! شما وقتی فیلم را می‌بینید، فکر می‌کنید این خرت و پرت‌های خیلی سنگین است و جلوی دست و پای مرا می‌گیرد. ولی این طور نیست. فناوری کمک خیلی زیادی به دنیای سینما کرده و انجام بعضی کارها راحت‌تر شده است.در این لباس و لوازم مربوط به آن راحت بودم. به اضافه این که صحنه فیلمبرداری‌مان کاملا امن و مطمئن بود و نگرانی از بابت صحنه‌های مشکل یا خطرناک نداشتیم.

کمی هم درباره اعضای مصنوعی که سازندگان فیلم برایتان خلق کردند و صحنه‌ها را با کمک آنها انجام دادید، صحبت می‌کنید؟

سازندگان فیلم همه تلاش خود را انجام دادند تا کاراکتر فانتزی و خیالی‌ام در فیلم واقعی و قابل قبول به نظر برسد. پسر جهنمی موجودی پرانرژی است، فراموش نکنید او یک کاراکتر کمیک‌استریپی است و کارهای خارق‌العاده‌اش را در این ارتباط می‌توان توجیه کرد و توضیح داد. در عین حال، یادتان باشد که من حالا دیگر یک جوان 23 ساله نیستم. تمام سعی‌ام این بود که پسر جهنمی روی پرده سرزنده و جوان به نظر برسد. بعضی بدل‌کارهای و صحنه‌های سخت فیلم را بدل انجام داد؛ زیرا او بهتر می‌توانست از عهده آن کارها برآید. اعضای مصنوعی بدنم هم خیلی اذیتم نمی‌کرد و در فیلم اصلا مصنوعی به نظر نمی‌رسند.

کار فیلمبرداری خیلی مشکل که نبود؟

خاطرات روزانه کاری‌ام را همیشه یادداشت می‌کنم. احساس شخصی‌ام را می‌نویسم و هر چند وقت یک بار به آنها مراجعه می‌کنم تا ببینم حال و هوای درونی‌ام هر بار چگونه بوده است. مراجعه به این نوشته‌ها کمک خیلی زیادی به بهتر شدن کارم می‌کند. نکته‌ای را صادقانه به شما بگویم. در طول این 30 سال فعالیت هنری به هیچ‌کس به اندازه گیلرمو اعتماد نکرده‌ام. او مرا خیلی خوب درک می‌کند و می‌داند نقاط ضعف یا قوتم کدام است. همین مساله باعث می‌شود تا بهتر بتوانم جلوی دوربین ظاهر شوم و نقشم را بهتر بازی کنم. اگر کارم مشکلی داشته باشد، به زبانی منطقی و جذاب برایم توضیح می‌دهد. البته چنین چیزی خیلی کم اتفاق می‌‌افتد. تا آنجا که یادم می‌آید، ما هیچ‌وقت صحنه‌ای را 2 بار فیلمبرداری نکردیم و کارمان به فیلمبرداری مجدد کشیده نشده است.

مجموعه فیلم پسر جهنمی طرفداران خیلی زیادی دارد. پیام ویژه‌ای برای آنها دارید؟

مدافع این فیلم باشید و از تماشای ماجراجویی‌های آن لذت ببرید!

از این که قسمت دیگری از فیلم تولید شد خوشحال هستید؟

به صورت طبیعی بله. موفقیت فیلم بیش از حد انتظار من و سازندگان آن بود. کسی فکر نمی‌کرد استقبال تماشاگران آن‌قدر زیاد باشد که کار به تولید دنباله آن برسد. وقتی تهیه‌کنندگان فیلم چراغ سبز تولید قسمت دوم را دادند، همه خوشحال شدیم. حال و هوای پسر جهنمی به گونه‌ای بود که توانست خیلی‌ها را جذب خودش کند.

وقتی قسمت دوم ساخته می‌شد، می‌خواستید چگونه فیلمی باشد؟

همه ما می‌‌خواستیم فیلمی باشد که تمام اتفاقاتی که تماشاچی آنها را دوست دارد، در این قصه رخ بدهد. تماشاچی این بار باید با چیزهایی روبه‌رو می‌شد که در قسمت اول نبود و اصلا انتظار دیدن آنها را نداشت.

اصراری بود که ضدقهرمان‌های تازه‌ای در قصه فیلم معرفی شود؟

برای جذاب‌تر شدن فیلم چنین چیزی لازم بود. ضدقهرمان اصلی فیلم از درون جهنم می‌آید و قرار بود به صورتی به تصویر کشیده شود که تا به حال نمونه‌اش روی پرده سینما دیده نشده است. با این حال، او هم یک ضدقهرمان و آدم شرور قصه‌های کمیک استریپی است.

گیلر مو دل تورو از روز اول می‌خواست جز تهیه‌کنندگی، کارگردان فیلم هم باشد؟

او کلید اصلی همه چیز فیلم است. بدون حضور او در پشت دوربین، هیچ کاری جلو نمی‌رفت.

خیلی جالب است که بازیگران معمولا به دلیل چهره خوبی که از آنها در فیلم‌ها به نمایش درمی‌آید، مشهور می‌شوند؛ ولی چهره شما روی پرده زشت و غیرزیباست.

هیچ‌وقت روی پرده سینما نخواسته‌ام چهره جذابی از خودم به نمایش بگذارم. من از دنیای تئاتر به سینما آمده‌ام. در تئاتر به ما یاد می‌‌دهند که خوب و موجه بازی کنیم و سعی داشته باشیم در جلد نقش فرو برویم و آن را به شکلی رئال و منطقی ارائه کنیم. در این حالت، دیگر چهره ظاهری آدم‌ها اهمیتی ندارد. به اعتقاد من، مردم برای این به تماشای فیلمی از من می‌آیند که یک بازی خوب ببینند. برای آنها مهم این است که ببینند من چگونه نقشم را بازی می‌کنم و بس. من هم تلاش می‌کنم جلوی دوربین خوب بازی کنم.

پس مشکلی هم با این که نقاب به چهره بزنید ندارید؟

خیر. وحشتی از بازی در نقش یک  کاراکتر نقاب به چهره زده ندارم. همان‌طور که گفتم، ارائه یک بازی خوب برایم مهم‌ترین چیز است برایم بسیار باعث افتخار است که نقش کاراکتری مثل پسر جهنمی را بازی کنم؛ زیرا او برخلاف ظاهر خشن و غیرزیبایش قلبی جادویی و طلایی دارد. او موجودی افسانه‌ای و حماسی است خودم او را یک پدیده ارزیابی می‌کنم و گذراندن وقت با او برایم جذاب بود.

پیشینه این کاراکتر برایتان جذاب بود تا بازی در نقش را قبول کنید؟

این مساله نقش مهمی در پذیرش نقش داشت. قصه کتاب می‌گوید او در شعله‌های آتش به دنیا آمده است. زمان تولد او هم در دوران جنگ جهانی دوم و زمانی است که غول حزب نازی در حال قدرت گرفتن بود. پس می‌بینید که اصل قصه خصلت ضدجنگ و ضدفاشیتی دارد. او ابرقهرمانی شبیه دیگر ابرقهرمان‌های قصه‌های کمیک استریپی نیست. وی که شبیه یک موجود شیطانی عضلانی به نظر می‌رسد، به وسیله یک پروفسور مهربان بزرگ می‌شود و یاد می‌گیرد که کارهای خوب انجام دهد و به مردم عادی کمک کند.

قسمت سوم فیلم هم ساخته می‌شود؟

همه ما می‌خواهیم این اتفاق بیفتد و تهیه‌کنندگان فیلم بیشتر از همه در این رابطه مشتاق هستند. ولی گیلرمو دل‌تورو قرارداد کارگردانی فیلم دو قسمتی هابیت را امضا کرده و اول باید آنها را بسازد. ساخت این دو فیلم هم حداقل 2 سال طول می‌کشد. امیدوارم او در این بین فرصتی پیدا کند تا به ما هم سری بزند و به کمک او فیلم را به سرانجام برسانیم.

احتمال ندارد کس دیگری آن را کارگردانی کند؟

یک چیز را مطمئن باشید. پسر جهنمی 3 بدون حضور گیلرمو در پشت دوربین هرگز ساخته نخواهد شد.

مترجم: کیکاووس زیاری‌
منبع: countdown

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها