کارشناسان از جوان‌گرایی در تیم ملی فوتبال می‌گویند

تجربه، قابل چشم‌پوشی نیست‌

«با همین جوانان تیم ملی را به جام جهانی می‌برم»؛ جمله‌ای از سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان که ساده‌ترین برداشت از آن می‌تواند انگیزه دایی برای جوان‌گرایی در تیمی باشد که هدف مهم صعود به جام جهانی را دنبال می‌کند.
کد خبر: ۱۹۴۰۹۵
اما آیا علی دایی که در 38 سالگی هم خود را شایسته حضور در تیم ملی می‌دانست و عقیده داشت که تجربه در هر حالتی ارزشمند است و می‌تواند در روزهای بحرانی گره‌گشا باشد، با در نظر گرفتن تمام جوانب امر روی نام‌های باتجربه تیم ملی خط قرمز کشیده است؟

چه تضمینی وجود دارد که اصرار اسطوره فوتبال کشور برای پشت خط ماندن کسانی که می‌توانند اسطوره شوند، به حضور در جام جهانی 2010 آفریقا منجر شود و اگر اینچنین نشود و تیم ملی نتواند از این جوان‌گرایی نتیجه بگیرد، تکلیف روزها، هفته‌ها و ماه‌های 4 سال انتظار فوتبال ایران برای حضور در جمع برترین‌های دنیا چه می‌شود؟

مصاحبه، انتقاد یا هر پیش‌زمینه دیگری حاصل نگاهی بدبینانه به حذف امثال کریمی، مهدوی‌کیا و هاشمیان از تیم ملی است و در خوشبینانه‌ترین حالت که کمی از منطق فاصله دارد، مشکل گذر این بازیکنان از مرز 30 سالگی تا جام جهانی 2010 است.

بازگشت به گذشته تا حدی حقانیت جوان‌گرایی صرف را زیر سایه تردید قرار می‌دهد. به یاد آوردن روزهایی که حتی حامیان همیشگی دایی صلاح می‌دیدند کنار برود سخت نیست؛ اما تصور این که برانکو در همان مقطع زمانی دایی را با انگیزه جوان‌گرایی کنار بگذارد و او با سکوت تماشا کند و برای تیم ملی فقط آرزوی موفقیت کند، واقعا کار سختی است.

از روزهایی که سرمربی امروز تیم ملی در لباس یک بازیکن حضور مالدینی و کافو را توجیه ادامه حضورش در میدان می‌دانست و منکر تجربه نبود، تا امروز که حذف رائول از تیم ملی اسپانیا با کنار گذاشتن مهره‌هایی مثل کریمی، مهدوی‌کیا و هاشمیان مقایسه می‌شود، فاصله زیادی نیست. در این میان آنچه مبهم می‌ماند، درستی این مقایسه‌هاست.

فوتبال در ایران تا چه حد به اسپانیا و ایتالیا شباهت دارد که این گونه اتفاقات قابل مقایسه کردن باشد؟ اگر فراموش نشود که در فوتبال ما برای برگزاری یک دیدار تدارکاتی هماهنگ کردن همان جوان‌هایی که قرار است طرح جوان‌گرایی را به ثمر برسانند هزار و یک اما و اگر وجود دارد، شاید خیلی از معادلات بر هم بخورد.

در هر صورت حمایت از تیم ملی و دایی تا رسیدن به جام جهانی وظیفه‌ای همه‌جانبه برای مردم، مسوولان و رسانه‌هاست، اگر هم حرفی هست، تنها نگرانی برای تیمی است که بخشی از زندگی میلیون‌ها ایرانی است. کاش دایی اشتباه نکند، کاش جوان‌گرایی جواب بدهد و کاش ایران به جام جهانی 2010 آفریقا برسد؛ چیزی که کارشناسان هم با وجود انتقادهایی که نسبت به تیم ملی دارند، آرزو می‌کنند.

ضرورت تغییر نسل‌

مجید جلالی تغییر نسل در تیم ملی را ضروری می‌داند. وی با اشاره به این موضوع به خبرنگار جام‌جم می‌گوید: به نظر من، اتفاق خوبی است که در تیم ملی رخ داده است؛ اما امیدوارم همگان با صبر و حوصله با این تغییرات برخورد کنند و اجازه دهند تیم ملی در آرامش کارش را دنبال کند.

جلالی ادامه می‌دهد: تیم ملی سابق حدود 6 سال بود که با همان نفرات کار می‌کرد؛ نفراتی که از نظر انگیزه هم اشباع شده بودند. تعدادی از بازیکنان تا جام جهانی از مرز 33 سالگی هم می‌گذرند. بنابراین این تغییر نسل یک ضرورت بود. نگرانی‌ها طبیعی است و باید اجازه دهیم سرمربی تیم ملی کارش را انجام دهد.

او برای خواست عمومی مردم مبنی بر حضور بازیکنانی مثل کریمی، مهدوی‌کیا و هاشمیان هم راهکاری دارد. جلالی می‌گوید: این ما و رسانه‌ها هستیم که خواست مردم را جهت می‌دهیم. مردم هم باید آینده‌نگر باشند. طبیعی است سلیقه طرفداران فوتبال به سمت کسانی است که با آنها خاطره دارند؛ اما این بازیکنان همیشه نمی‌توانند باشند و باید روزی جای خود را به جوان‌ها بدهند، همان طور که دایی روزی کنار رفت. در مجموع معتقدم اگر بازیکنانی مثل کریمی و مهدوی‌کیا در اوج آمادگی باشند، می‌توانند به تیم جوان کمک کنند.

حمید درخشان اما نظر دیگری دارد: طرح جوان‌گرایی باید در باشگاه‌ها آزمایش شود؛ چون تیم ملی جای چنین کارهایی نیست. وی این را می‌گوید و ادامه می‌دهد: متاسفانه ما در باشگاه‌ها دنبال نام‌ها و باتجربه‌ها هستیم و در تیم ملی خلاف آن را می‌خواهیم؛ در حالی که باید در باشگاه‌ها این طرح را‌ آزمایش کنیم.

درخشان می‌افزاید: در تیم ملی می‌توان نهایت دو سه تغییر اینچنینی داشت؛ چون فکر می‌کنم اگر بالای 50 درصد تغییر ایجاد شود، مشکلات جبران‌ناپذیری ایجاد خواهد شد. درست است که در تفکر سرمربی نباید دخالت کرد و خرده گرفت؛ اما حقیقت این است که نمی‌توان از تجربه بازیکنانی که سال‌ها زحمت کشیدند، بسادگی گذشت و در واقع حذف بازیکنانی مثل کریمی، مهدوی‌کیا و هاشمیان خیلی زود است.

درخشان می‌گوید: بازیکن باتجربه‌ای که آماده باشد، در بازی‌های حساس سرمایه یک تیم است و به هیچ قیمتی نمی‌توان از آن چشمپوشی کرد، هرچند وظیفه همه ما حمایت از تیم ملی است و آرزو می‌کنیم در نهایت به جام جهانی راه یابد.

در صداقت دایی شکی نیست‌

امیر حاج‌رضایی بحث درباره درستی جوان‌گرایی تیم ملی فوتبال در این مقطع را این گونه آغاز می‌کند: جوان‌گرایی یک تیم پروسه‌ای است که به زمان هم نیاز دارد؛ چیزی که در تمام دنیا دیده می‌شود که جوان‌ترها و بااستعدادها فارغ از هر نامی جایگزین بازیکنان قدیمی می‌شوند. با شناختی که از دایی دارم، در صداقت او تردیدی نیست و شک ندارم آنقدر باهوش هست که مسائل شخصی را به مسائل ملی ربط ندهد.

وی ادامه می‌دهد: خود علی دایی در گفتگوهایش اذعان کرده هر بازیکنی که آماده باشد، به تیم ملی دعوت می‌شود. بنابراین تصور می‌کنم اگر بازیکنان باتجربه به اوج آمادگی برسند، می‌توانند تیم ملی را کمک کنند.

وی به حذف رائول از تیم ملی اسپانیا اشاره می‌کند و می‌افزاید: آراگونس در مصاحبه با وردساکر گفته، پس از حذف رائول بشدت تحت فشار مردم و رسانه‌ها بودم؛ اما من به رئیس فدراسیون فوتبال گفتم که با وجود درخشش رائول در تیم باشگاهی‌اش، این بازیکن در اندیشه‌های من جایی ندارد، بنابراین کنار گذاشتن یک بازیکن به مفهوم بد بودن عملکردش نیست و ممکن است در تفکر یک مربی دیگر اتفاقا بازیکن خوب و تاثیرگذاری باشد.

بیژن ذوالفقارنسب ترجیح می‌دهد که به جای اظهارنظر در این خصوص، توپ را به میدان فدراسیون و کمیته تیم‌های ملی بیندازد. به نظر می‌رسد احتیاط سبب می‌شود او چیزی در این باره نگوید.

وی به جام‌جم می‌گوید: فکر می‌کنم در این زمینه‌ها سیاستگذاری و خط‌مشی فدراسیون و کمیته تیم‌های ملی تعیین‌کننده است و حتما مصلحتی برای جوان‌گرایی وجود دارد.

سارا احمدیان‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها