در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از آفتهایی که باعث میشود برنامههای گفتگومحور مخاطب واقعی خود را نداشته باشند، کلیگویی است.
کلیگویی به معنای اظهارنظرهای عمومی و غیرتخصصی درباره موضوعی است که حوزههای آن چندان مشخص نیست. برای مثال، میتوان گفت بررسی وضعیت توزیع انرژی در استان موضوعی کلی محسوب میشود؛ در حالی که بررسی مشکلات گازرسانی شهر تهران موضوعی جزئی و متمرکز است.
برای بحث پیرامون یک موضوع کلی مجبوریم به ارائه کلیاتی دیگر بپردازیم؛ در حالی که یک موضوع جزئی محدوده مشخصی دارد و موضوع برنامهساز را مقید میکند که هر چیزی را که دلش میخواهد بیان نکند.
موضوعات کلی موضوعات سمینارها هستند تا افراد بتوانند پیرامون آنها از زوایای مختلف به طرح مساله بپردازند؛ در حالی که مدیوم رسانه بویژه رادیو که شنونده آن حوصله شنیدن گفتگوی طولانی را ندارد، به موضوعات جزئی نزدیکتر است. همچنین موضوعات کلی پاسخهای کلی را میطلبد که باعت میشود پاسخها مقدمه و موخره مشخصی نداشته باشند و براساس قدرت بیان گوینده کم و زیاد شوند.
همان طور که همه برنامهسازان معتقدند، برنامههای گفتگومحور به مجریان مسلط به موضوع نیاز دارند. مجریای که هیچ اطلاعات ضمنی نداشته باشد، خودش عامل بازدارندهای در جذب مخاطب است. هر چقدر اطلاعات مجری و احاطه او بر موضوع بیشتر باشد، تاثیرش را در جذب مخاطب خواهد گذاشت، نه اعلامکننده برنامه که نتواند مو را از ماست بیرون بکشد.
همچنین زمان کافی و مناسب مانع از دست دادن مخاطب واقعی میشود. در این باره هر کدام از برنامهسازان زمانی را برای پخش برنامههای گفتگومحور دوست دارند. گاهی میگویند عصر مناسب است و گاهی میگویند صبح یا ظهر، اما این عقیدهای شخصی است.
به طور علمی بهترین زمان برای پخش برنامههای گفتگومحور صبح است؛ چون شنونده تازه از خواب بیدار شده آماده دریافت هر نوعی حرف و سخنی است.
مدت برنامه هم یکی دیگر از آسیبهای موجود است، چون زمان بسیاری از میزگردها طولانی است. مشاهده شده که گاهی زمان یک میزگرد به 100 دقیقه هم میرسد. شاید کمتر موضوعی باشد که بتواند این میزان کشش را داشته باشد که مخاطب در این زمان طولانی آن را تعقیب کند. اگرچه اصلیترین دلیل طولانی بودن میزگردها پر کردن آنتن است، ولی در بسیاری مواقع ریشه در مسائل دیگر هم دارد.
گفتگومحور، نه مسوولمحور
هومن عرب شیرازی، سردبیر برنامه بحث روز رادیو تهران ضمن تصدیق فاصله گرفتن مخاطب از برنامههای گفتگومحور که بیشتر مواقع بینتیجه ختم میشود، معتقد است: متاسفانه این گونه برنامهها بیشتر مسوولمحور است تا اجتماعمحور، در صورتی که در برنامههای گفتگومحور مسوولان زیرمجموعه خرد جمعی هستند.
وی تاکید میکند اگر ما بخواهیم آن اتفاق خوب که همه به دنبال آن هستند، بیفتد، باید خرد جمعی را درگیر کنیم.
هر چقدر سلیقه مردم، منطق، شعور و بینش آنها را به برنامه وارد کنیم، بهتر است چون مساله اصلی در خرد جمعی حل میشود.
او معتقد است: برنامههای گفتگومحور مانند اجرای مسابقه بین مسوولان و برنامهسازان است و چون ما به دنبال آن هستیم که پای مردم را به برنامه بکشیم، نه این که پایشان را قطع کنیم، این هنر برنامهساز است که اطلاعات خود را به سطح یک مسوول یا فراتر از آن برساند تا بتواند در مسابقهای که خود برپا کرده، موفق شود.
او درخصوص یک گفتگو میگوید: همه برنامههای گفتگومحور که به حل مشکلات نمیرسد. این برنامهها دعوت به هماندیشی یا ارائه نظرسنجی و آمار است؛ اما در نهایت یک جریان و اندیشه دنبال میشود، به شرط این که موضوعی انتخاب شود که با جوانب مختلف زندگی مردم در ارتباط باشد.
رادیو گفتگو و گفتگوی روز
گفتگوی روز نخستین برنامه شبکه گفتگو است که پس از اعلام شبکه به روی آنتن میرود و تقریبا مهمترین برنامه این شبکه است.
در ابتدای راهاندازی، اولین طرحی که در نظر مسوولان بود، این بود که سعی داشتند نخستین برنامه این شبکه یک برنامه زنده و تقریبا چالشی و دربرگیرنده همه موضوعات مختلف هفته باشد. برای همین، تقسیمبندی شد که در هر روز یک موضوع مطرح شود.
مهرداد صادقی از سردبیران گفتگوی روز معتقد است: برنامه گفتگومحور رویکردی متفاوت با دیگر برنامههای رادیو دارد. این برنامهها سعی ندارند مخاطب را اقناع یا پیام مشخصی را القا کند، بلکه هدف اصلی شفافسازی، طرح ایدهها و نظریههای مختلف و فراهم شدن بستری مناسب برای مخاطب به منظور رسیدن به استدلال، استنتاج و برداشت شخصی و منطقی از موضوع است.
برنامههای گفتگومحور باید به سمتی بروند که سعی شود بیطرفی را رعایت کنند تا موضوع را به طور علمی، دقیق و عمیق بررسی کنند.
وی در ادامه مجری و تحقیق و پژوهش را 2 مولفه مهم در برنامههای گفتگومحور میخواند و میگوید: نقش مجری به قدری تعیینکننده است که قابل مقایسه با هیچکدام از اجزای دیگر برنامه نیست و حتی میتواند بر بخشهای دیگر برنامه نیز تاثیر بسزایی بگذارد.
در این برنامهها هر چقدر مجری قوی و توانا باشد و نقشی حرفهای ایفا کند به همان میزان برنامه برای مخاطب موثرتر، مفیدتر و جذابتر خواهد بود و دیگر این که موضوعی که قرار است در برنامه بررسی شود، از پیش تحقیقی دقیق روی آن انجام گیرد و براساس آن تحقیق و پژوهش، مهمانان برنامه انتخاب و دعوت میشوند. هر چقدر که بار تحقیق سنگینتر باشد، هم به تسلط مجری کمک میکند و هم موضوعات در برنامه عمیقتر و روشنتر بررسی میشود.
صادقی درباره خط قرمز در رادیو گفتگو بر این باور است که در هر رسانهای خط قرمز وجود دارد و هیچ رسانهای نمیتواند بدون خط قرمز باشد. او میگوید: شاید آنچه برای ما خط قرمز است، برای دیگران نباشد و بعکس.
البته منظور از خط قرمز، خط قرمز واقعی است؛ نه خط قرمز خودساختهای که از سوی برخی مسوولان و برنامهسازان شکل میگیرد. میزان نزدیک شدن به خط قرمزها متفاوت است. برخی شبکهها بیشتر به خط قرمز نزدیک میشوند و برخی دیگر کمتر. رادیو گفتگو از آن دست شبکههاست که قرار است زمینهای را برای آزاداندیشی و تبادل آزاد اندیشهها و دیدگاههای مختلف فراهم کند.
این سردبیر درخصوص زمان برنامه میگوید: این برنامه نخستین برنامه رادیو گفتگو است و ساعت 18 تا 30/19 پخش میشود. زمانی که مردم بیشتر در اتومبیل هستند و رادیو روشن است.
از نظر ساعت پخش خوب است و مدت برنامه هم مناسب است و این اجازه را داریم که برای موضوعات با حساسیت بالا وقت بیشتری از پخش بگیریم.
صادقی درخصوص قالب برنامههای گفتگومحور میگوید: ساختار این گونه برنامهها یکی از جذابترینهاست و از سوی دیگر، ساخت برنامههای گفتگومحور سهل و ممتنع است.
سهل است از این منظر که یک برنامه گفتگومحور را بدون نیاز به تجربه حرفهای میتوان فقط با دعوت از چند مهمان و به وسیله یک مجری روی آنتن برد و سخت است چون قرار است در طول یک ساعت و نیم یک ساختار رادیویی گفتگومحور را که تقریبا بدون ریتم است، روی آنتن ببریم و با ترفند برنامهسازی و بالا و پایین کردن سوالات، مخاطب را همراه کنیم. این امر تجربه زیادی میطلبد.
اینجاست که جمع کردن یک برنامه 90 دقیقهای گفتگومحور سخت میشود.
عصرها گفتگو میکردیم بهتر بود
فرانک نوهسی از سردبیران بحث روز رادیو تهران است که تقریبا موضوعات مربوط به زنان را روی آنتن زنده مطرح میکند. موضوعاتی که کمتر در رسانه گفته میشود، مانند وضعیت آرایشگاههای زنانه، لوازم آرایشی استاندارد و میزان امنیت اجتماعی زنان.
در برنامههای او به نظر میرسد مهمان و میزبان با هم دست به یکی کردهاند و پرسشها از پیش در اختیار مهمان گذاشته شده است، اما نوه سی این طور بیان میکند که ما به دلیل رعایت اخلاق حرفهای و انسانی محور برنامه را با صداقت کامل با مهمان برنامه در میان میگذاریم که در بسیاری مواقع ممکن است به عقبنشینی و حضور نیافتن مهمان بخصوص مهمان مسوول در برنامه منجر نشود ولی در اختیار قرار دادن پرسشهای معین در دستور کار ما نیست. شنونده توقع دارد در پایان بحث به نتیجه مطلوبی برسد و دریافت اطلاعات پیوسته و مرتبط با موضوع مورد بحث هم میتواند برای مخاطب جذاب باشد.
نوهسی درخصوص این که آیا 50 دقیقه برای یک گفتگو کافی است میگوید: مسلما مطابق استانداردهای جهانی رسانه حداکثر زمان مناسب برای یک تاکشو نهایتا 45 دقیقه است که اگر تعارفات معمول ایرانیان و مشکلات فنی و طفره رفتنها را محاسبه کنیم، زمان 50 تا 55 دقیقه برای برنامه گفتگومحور مناسب است. گو این که گاهی بحث آنقدر شیرین و جذاب است که هم مخاطب و هم حاضران دوست دارند حالا حالاها ادامه پیدا کند، ولی من همیشه دوست داشتهام این گونه برنامهها در ساعتی از عصر باشد.
گفتگوهای فرهنگی جوان در ساعت 25
زینت صالحپور، از سردبیران ساعت 25 شبکه جوان است که موضوعات فرهنگی هنری را به چالش میکشند. وی درخصوص هدف برنامههای گفتگومحور میگوید: گفتگو خیلی جواب میدهد؛ چراکه بررسی معضلات و چالشها و
رد و بدل نظرات باعث میشود مسائل شکافته شود.
وی درباره نتیجه گفتگوهای فرهنگی میگوید: موضوعات فرهنگی هنری در برنامه ساعت 25 تعاملی است که میان شنوندگان، کارشناسان و مسوولان ایجاد میشود. یک تعامل چندجانبه و چندمنظوره که به شکافتن و از بین بردن مسائل کمک میکند.
صالحپور ادامه میدهد: ما معمولا پیش از این که مهمان دعوت کنیم در مرحله اول فرضیه را مطالعه میکنیم تا برای خودمان مساله باز شود. بعد با کارشناس موافق موضوع صحبت میکنیم تا نظر آنها را درباره این مساله بدانیم و در مقابل آن نظر کارشناس مخالف را هم پیگیری میکنیم و سپس پرسشها را مطرح میکنیم و آنها را پیش از پخش برنامه در جریان میگذاریم و اگر جایش باشد، سوال اضافه میکنیم.
مثلا آماری بود مربوط به بزهکاری جوانان. کارشناس و روانشناس برنامه میگفتند این آمار به لحاظ از میان بردن شور و حال جوانی بهتر است مطرح نشود و درست نیست اشاره مستقیم به آمار شود. پس آن آمار حذف شد.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا این همفکری با مهمان چالشی بودن برنامه ساعت 25 را نمایشی نمیکند، میگوید: اصلا فیالبداهه بودن سوالات باعث میشود برنامه به سمت و سویی دیگر رود و من اگر از کارشناس سوال میکنم، میگوید حذف کن. بررسی میکنم که آیا مهمان حالتی محافظهکارانه دارد یا مدافع موضع دیگری است. اگر لازم باشد دیدگاه کارشناس در این تبادلنظر ایجاد شود، حساب شده عمل میکنیم و برای نظرشان احترام قائل هستیم، نه این که صرفا برنامه طبق نظر آنها پیش رود.
توجیه کنیم یا پاسخ بگیریم
با وجود همه تلاشهایی که برنامهسازان رادیو در برنامههای گفتگومحور میکنند، هنوز این پرسش پابرجاست که آیا این برنامهها مخاطب واقعی خود را دارند؟ علی گرانمایهپور، مدرس دانشگاه و کارشناس امور رسانه میگوید: عمدتا رادیو در ارتباط با مسائل اجتماعی فرهنگی یا سیاسی از لحاظ کارشناسی و پرداختن به مسائل، متفاوت با تلویزیون عمل میکند. تفاوت در محتوا و مسائل ذهنی و انتزاعیای که ارائه میکند.
ما باید بدانیم چه موضوعاتی را و با چه هدفی باید در برنامههای گفتگومحور رادیو مطرح کنیم در برنامه گفتگومحور تلویزیون، مخاطب شاهد واکنش کلامی و غیر کلامی مهمان است؛ ولی در رادیو متاثر از مجری است که به برنامه حرارت میدهد، نه مهمان، حتی اگر از ردههای بالای مملکت باشد.
گرانمایهپور که به برنامهکاری مجریها معترض است، میگوید: متاسفانه یکی دیگر از موانع جذب مخاطب به برنامههای گفتگومحور، برنامهریزی مجریهاست که صبح در برنامه وزرشی حضور دارند، ظهر در برنامه اجتماعی شرکت میکنند، عصر هم در برنامه دیگری حاضر میشوند. در صورتی که مجری باید بداند اگر فردا مهمان برنامه فلان وزیر و مدیر است چگونه پاسخ را از زبان او بیرون بکشد، نه این که زمان شروع برنامه به او متن گفتگو و سوالات را بدهند.
او بر این باور است که با گفتگو مسائل جامعه حل نمیشود. این برنامهها باید به سمتی بروند که به افکار عمومی حداقل یک راهکار ارائه کنند. به مانند گرانیهای اخیر که همه میگویند ما نمیدانیم چه شد؟! در این میان رادیو میتواند مهمانانی را دعوت کند؛ اما باید مشخص کند که میخواهد مردم را به آرامش دعوت کند یا به تشدید اذهان بپردازد.
در تئوری برجستهسازی رسانه به مردم میگویند به چه چیزی فکر کنند و به چه چیزی فکر نکنند.
این نکته خیلی مهم است که میخواهید به برجستهسازی آن موضوع بپردازید یا به اطلاع مردم برسانید، یعنی آن موضوع برای متقاعد کردن است یا توجیه کردن مردم.
به هر حال، چه بخواهیم و چه نخواهیم برنامههای گفتگومحور ما چالشی نیست و فقط به درد آگاهی دادن میخورد.
این کارشناس رسانه که در بسیاری از برنامههای گفتگومحور به عنوان مهمان حضور داشته، بیان میکند این است که قبل از هر برنامهای خط و خطوط برای کارشناس مشخص نمیکنند و میگویند میخواهیم در برنامه مطرح کنیم اما باید بدانید اگر موضوعی را مطرح میکنید، فقط برای مردم مهم است یا برای مسوولی که به برنامه دعوت میشود هم اهمیت دارد؟ اگر چند مهمان را دعوت میکنید؛ طرح دیدگاههای مختلف آنان چه اثری بر برنامه میگذارد؟
بحث بعدی در برنامه گفتگومحور تعیین این است که برنامههای گفتگومحور میخواهند به سمت بیپردگی حرکت کنند یا نه، کاملا محتاطانه حرف بزنند. چون این برنامهها گاهی چالشی است و میشود خیلی راحت حرف زد؛ اما باید روشن شود کجا خط قرمز وجود دارد تا با پرده حرف زد.
این مدرس دانشگاه میگوید: پخش کردن این برنامهها با این نکته همراه است که در کشور ما ساخت برنامههای گفتگومحور مانند سریدوزی است. سریدوزی باعث بیهدف و بینتیجه شدن برنامه میشود. دیگر برای برنامهساز کیفیت مهم نیست، کمیت لازم است.
و همین است که تقلید در این برنامهها فوران میکند. سردبیر برای تعیین موضوع به سراغ تیتر روزنامهها میرود و بدون مطالعه موضوعی را، انتخاب میکند و چون تحقیق و آگاهی کافی ندارد، باعث خراب کردن طرح موضوع میشود. بهترین کار این است که گروههای رادیویی از مشاوران استفاده کنند.
وی میافزاید: طرح بیشتر مسائل و مشکلات باید به دور از شعارزدگی باشد. اگر به سمت احتیاط پیش بروید، برنامه میشود شو، داستان یا بولتن خبری، نه یک بحث رادیویی. در رادیو تصویر را نمیبینید، اما صدا را تشخیص میدهید. اگر میخواهید از شعارزدگی دوری کنید، باید کارشناسانی به برنامه بیایند که هم رسانه را بشناسند و هم حوزهای را که میخواهند در موردش حرف بزنند. خیلی وقتها شنیدهام که در معرفی فردی گفتهاند در خدمت مدیر زحمتکش فلان سازمان هستیم. از کجا میدانید زحمتکش است؟ باید مشخص کنید میخواهید طرف را زیرسوال ببرید یا تعریف و تمجید کنید. مگر برنامه رادیویی رپِرتاژ آگهی است؟ این همه تعارفات برای چیست؟ باید از آن دوری کرد وگرنه رسانه میشود دستگاه تمجید کن.
او در آخر حلقه مفقوده در جذب مخاطب را همان پشتوانه تحقیقی و خط قرمز کاذب میداند و ادامه میدهد: اول باید ارتباطی با حوزه مطالعاتی و تحقیقاتی داشته باشند تا برنامه از حرکت روی سطح دور و به عمق نزدیک شود و این که تهیهکننده و سردبیر و مجری برای خودشان خط قرمز را مشخص کنند بعد مدیر را در جریان بگذارند، در غیر این صورت شما یک خط قرمز دارید. مهمان یک خط قرمز دیگر که همه خط قرمزها هم کاذب است و این وسط نه مخاطب به پاسخ خود میرسد و نه برنامه به هدف مشخص و در نتیجه برنامه شیر توشیر میشود.
با همه این تفاسیر، برنامههای گفتگومحور ظرفیتهای نهفتهای در جذب مخاطب دارند. به شرط آن که جدی گرفته شوند. یکی از راههای همیشه مثبت ارتقای کیفی این نوع برنامهها؛ همانطور که در خلال این گزارش گفته شد استفاده از تجربه کارشناسان متعهد و مجرب رسانه است تا در تمام مراحل ساخت و بازخورد بتواند برنامهساز را همراهی کند.
بایستگیهای گفتگو
برنامههای گفتگو محور، بر پایه 2 بستر موضوعی تعریف میشود:
یک چیستی شناسی و مطالعه چرایی یک پدیده یا رخداد مانند پدیده شیوع یک عارضه اجتماعی یا سیاسی
دو تحلیل شخصیت؛ این شخصیت میتواند یک ستاره سینمایی باشد یا شخصیت ورزشی
در برگیری ، شهرت ، برخورد ، استثنا و شگفتی ، بزرگی و فراوانی تعداد و مقدار ، مجاورت و تازگی که در نگاه رسانهای به عنوان ارزشهای خبری یاد میشوند، معیارها و شاخصهایی است که بدان پدیده یا رخدادها یا شخصیتها را ویژه طرح در 2 بستر موضوعی برنامههای گفتگومحور ارزیابی و شناسایی میشود.
هر اندازه نسبت پدیده، رخداد و شخصیت با ارزشهای خبری نزدیکی و همپوشانی بیشتری داشته باشد، موضوع برنامه تپنده و از جذابیت بیشتری برخوردار است.روشن است، تنها یک موضوع جذاب، تضمینکننده جذابیت و کارایی یک برنامه از حیث مهندسی افکار و اذهان نیست.
موضوع تنها یک ضلع از مثلث برنامه گفتگو محور است.
دیگر اضلاع عبارتند از: مجری گفتگو کننده/ مهمان مصاحبهشونده
گفتگوکننده، فردی است که علاوه بر احاطه به ماهیت و جوانب موضوع برنامه، لاجرم باید به فنون گفتگو مسلط باشد:
توانایی هدایت گفتگو در مسیر موضوع و تبیین مفاهیم و مباحث / توانایی طراحی پرسش از بستر پاسخهای مصاحبهشونده/ شکستن حبس اطلاعاتی مصاحبهشونده با ایجاد محیط و فضای مشحون از اعتماد میان خود و مصاحبهشونده.
آنچه گفته آمد، فشردهای از ماهیت و بایستگیهای برنامههای گفتگومحور است که نگاه و ادای آن، اثری مطلوب در فرآیند اطلاعرسانی و اقناع مخاطب دارد.
پژمان کریمی برنامهساز رادیو تهران
سمانه عبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: