یک بازی با ایده‌های خوب و اجرای ضعیف‌

هم‌خوب،‌هم ‌بد،‌هم ‌زشت!

«تنها در تاریکی» جزو بازی‌هایی است که حتما باید آن را بازی کنید. به امتیازها و نقدهای فوق‌العاده منفی‌ای که تا به‌حال برای این بازی منتشر شده‌اند، توجهی نکنید. تنها در تاریکی مطمئنا ارزش یک بار بازی کردن را دارد و در این یک بار، صحنه‌هایی می‌بینید که تا به‌حال در هیچ بازی رایانه‌ای دیگری تجربه نکرده‌اید. مشکل بزرگ تنها در تاریکی، اجرای ضعیف ایده‌های خوب و وجود باگ‌های فراوان است.
کد خبر: ۱۹۱۵۳۴

بازی یک آغاز واقعا باشکوه و نفس‌گیر دارد. حرکت در طبقات بالایی یک آسمان‌خراش که در اولین نگاه شبیه لوکیشن معمولی بسیاری از بازی‌های این سبکی است، این حس را به شما می‌دهد که با یک بازی کلیشه‌ای طرفید. اما همین‌که شکاف کذایی حمله‌اش را آغاز می‌کند، همه چیز به‌هم می‌ریزد. در یک چشم به‌هم زدن دیوارها و سقف فرو می‌ریزند و در عرض دو دقیقه کل آسمان‌خراش جلوی چشمتان خراب می‌شود.

فیزیک بازی مثال زدنی است و توانایی سازنده‌ها در خلق صحنه‌های سینمایی ما را یاد بازی‌هایی همچون فارنهایت می‌اندازد.

بخش‌های ماجرایی و معمایی تنها در تاریکی عموما مشکلی ندارند. بیشتر شکایت‌ها از بخش‌های اکشن سرچشمه می‌گیرند. شبه‌زامبی‌هایی که هر از چندی سر راهتان سبز می‌شوند، واقعا اعصاب خردکن هستند.
دلیل بزرگش هم این است که آنها نسبت به شما چالاکی بسیار بیشتری دارند و با هیچ چیزی جز آتش نمی‌میرند. اولین نبرد با اولین زامبی آن‌قدر اعصاب خردکن است که کابوس این‌که احتمالا تا پایان بازی تعداد بیشتری از این زامبی‌ها روی سرتان بریزند، لحظه‌ای شما را آرام نمی‌گذارد. این کابوس در مرحله هفتم و در ایستگاه مترو تعبیر می‌شود.

در بیشتر مواقع دشمن نه زامبی است و نه هیچ هیولای دیگر، اصلی‌ترین دشمن ادوارد کارنبی، محیط اطراف است. شاید به‌جای توضیح دادن در مورد معماهای محیطی و فیزیک خوب بازی، بهتر است بگویم معماها شباهت زیادی به هاف‌لایف 2 دارند. اما در بیشتر مواقع بیش از یک راه حل برای رد کردن یک مانع هست. مثلا می‌توانید با شلیک به قفل یک در بسته آن را بشکنید، با یک کپسول آتش نشانی آن را خرد کنید یا با یک کوکتل مولوتوف آن را بسوزانید.

حالا که صحبت از سوختن شد، کم‌لطفی است اگر به فیزیک آتش و شبیه‌سازی سوختن در این بازی اشاره نکنیم! برای نخستین بار در یک بازی رایانه‌ای شعله‌های آتش رفتار بسیار طبیعی و زیبا از خود نشان می‌دهند. اگر کوکتل مولوتوفی را در یک اتاق منفجر کنید، نتیجه بسیار جالب است: طولی نمی‌کشد که همه چیزهای قابل اشتعال مانند قفسه‌ها یا صندلی‌های چوبی می‌سوزند، اما قاب‌های فلزی سالم باقی می‌مانند. سوزاندن چیزهای چوبی و درست کردن مشعل یکی از بخش‌های عادی بازی است.

تنها در تاریکی در سنترال پارک نیویورک اتفاق می‌افتد. سازنده‌های تلاش زیادی کرده‌اند که محیط بزرگ سنترال پارک را شبیه به سایلنت‌هیل در بیاورند. درست مانند سایلنت‌هیل، برای رفتن از جایی به‌جای دیگر باید مدتی در پارک پرسه بزنید و در این مدت تعداد بی‌شماری زامبی به شما حمله می‌کنند. اما برخلاف سایلنت هیل، در تنها در تاریکی برای رفت‌وآمد می‌توان از ماشین استفاده کرد. خودرو‌ها چندان خوش دست نیستند، اما جلوی بازی کردن را نمی‌گیرند. یکی از هیجان‌انگیزترین مراحل بازی، بخش فرار از آسمان‌خراش با اتومبیل است؛ در حالی‌که همه شهر جلوی چشم و پشت سرتان خراب می‌شود. در دو فصل نهایی، بازی شما را وادار می‌کند، تا در پارک بچرخید و همه جا را ببینید، که این کار واقعا آزار دهنده است و با روند کلی بازی تضاد بزرگی دارد.

زاویه دوربین تنها در تاریکی همان زاویه دوربین کلاسیک بازی‌هایی مانند سایلنت‌هیل است که از ترکیب دو نوع روی شانه و ثابت استفاده می‌کند. اما بازی دقتی را از شما می‌خواهد که با زاویه دوربین سوم شخص قابل اجرا نیست. به همین دلیل زاویه دوربین اول شخص هم افزوده شده که کاملا آزار دهنده است. نبردهای تن‌به‌تن با زامبی‌ها به‌صورت سوم‌شخص انجام می‌شود، اما در همان حال اگر بخواهید به یک عنکبوت آزاردهنده شلیک کنید، باید به نمای اول شخص بروید. این تغییر نماهای مکرر تا انتهای بازی هم قابل هضم نیستند.

یک هفت‌تیر، تنها سلاح گرم ادوارد است. این را هم بگویم که هفت‌تیر ادوارد موفق می‌شود عنوان بی‌خاصیت‌ترین سلاح گرم تاریخ بازی‌های رایانه‌ای را از آن خود کند. هفت‌تیر شما به‌جز کشتن چند عنکبوت به‌هیچ درد دیگری نمی‌خورد. زامبی‌ها را باید با چیزهایی از قبیل صندلی، قابلمه، گرز یا چوب بیسبال بزنید و پس از این‌که روی زمین افتادند، بسوزانیدشان. به‌طور کلی همه چیز از جمله مبارزه با غول‌ها با پرت کردن یک شیشه مایع منفجر شونده و شلیک به آن حل و فصل می‌شود. فقط در پایان بازی است که می‌توانید با گلوله‌های آتشین و شلیک آنها به‌ نقاط حساس بدن زامبی‌ها (که قبلا دیده نمی‌شد) دلی از عزا دربیاورید!

تنها در تاریکی، داستان بسیار ضعیفی دارد. در کنار داستان، وجود باگ‌ها و بلندپروازی در طراحی یک بازی غیرخطی باعث شده کیفیت محصول نهایی اصلا قابل قبول نباشد؛ حتی اگر صحنه‌های نابی مانند معمای اتاق 943 یا سکانس آویزان شدن از هلی‌کوپتر لبه پرتگاه در بازی وجود داشته باشد.

سید طه رسولی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها