یادی از مرحوم کنعان کیانی هنرمند دوبله ، رادیو و تلویزیون

خبر را آن قدر ناگهانی شنیدیم که تنها کاری که می توانستیم انجام دهیم ، تحمل کردن بود. تحمل ، حالت تعلیقی دردناک که دایم ادامه دارد و هیچ عکس العملی هم نمی توان نشان داد.
کد خبر: ۱۸۹۷۲
چندی پیش پروین ملکوتی رفت و حالا هم کنعان کیانی . هر هنرمندی که می رود، بخشی از فرهنگ و هنر را به خاطره تبدیل می کند. یک ماه و نیم پیش بود که با او قرار مصاحبه گذاشتیم و قبول کرد، عصر یکی از پنجشنبه های نه چندان سرد در انبوه واحدهای مجتمع آتی ساز، زنگ خانه اش را زدیم ، خودش در را باز کرد، مبهوت ماندم و زل زدم توی صورتش . خودش هم فهمید که خیلی تعجب کرده ام . گفت : چرا این طوری نگاه می کنید. گفتم : همین طوری . اما خودم می دانستم همین طوری نیست ، خیلی پیر و شکسته شده بود. با آن زرگنده معروفی که من می شناختم و کودکی مان را پر کرده بود، خیلی فرق داشت ، سوالاتی را که می بایست ، از او پرسیدم . وقتی مطمئن شد، مصاحبه تمام شده و ضبط صوت خاموش است ، انگار تازه حرفهای اصلی اش شروع شده است ؛ درد دلهایش . همان حرفهایی که شاید پیش از او هم گفته اند. شاید حسین معمارزاده ، حسن عباسی ، تاجی احمدی ، آذر دانشی و مهدی آژیر و... هم گفته اند. همان کم توجهی های حاکم بر هنر. اما آیا کسی توجهی هم کرده است .گفت : حالا بگو چرا آن طور عجیب نگاهم کردی . گفتم : اصلا فکر نمی کردم این قدر پیر و شکسته شده باشید، ما چهره دیگری از کنعان کیانی در ذهن داشتیم . خندید، وقتی می خندید، چشمهایش باریک تر می شد، گفت : بلند شید و برید آن عکس روی دیوار را نگاه کنید. وقتی اسم کنعان را شنیدید، آن چهره را در ذهن مرور کنید. عکس مربوط به دوران جوانی اش بود. حالا کنعان کیانی نیست و ما هرگز نمی توانیم این را قبول کنیم ، چه رسد به این که عکس را... انگار همیشه عادت کرده ایم و اصلا انگار منتظریم که کسی برود و تازه دوست داشتنمان را ابراز کنیم و چه خوب که این بار ما این کار را نکردیم و پیش از رفتنش حرفهایش را شنیدیم و منتشر کردیم.
روحش شاد

شهاب نادری مقدم
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها