او تاریخ را جوری روایت میکند که خودش میپسندد و دوست دارد. این نکته یکی از مهمترین ایرادهایی است که مخالفانش به او نسبت میدهند. حرف آنها این است که حاتمی با این روش به نوعی از تاریخ استفاده ابزاری میکند تا بتواند حرف خودش را بزند و داستان خود را بگوید. در مقابل هم عدهای او را کاملا برای انجام این کار محق میدانند. با این نگاه که او یک هنرمند است و برای همین حق دارد که نگاه و دیدگاه خودش را نسبت به هرچیز و موضوعی داشته باشد.
«کمالالملک» در نگاه اول جزو همین فیلمهاست. چیزی که از اسم این فیلم برمیآید، این است که مخاطبانش با یک فیلم بیوگرافیک از زندگی این نقاش مشهور روبهرویند. ولی این بار هم حاتمی چنین انتظاری را برآورده نکرده. برای او تاریخ بستری است برای طرح و روایت قصههای خودش.
برای این کار هم جوری واقعیت و خیال را با هم میآمیزد که تشخیصاش برای بیننده عام ممکن نیست. دلیل این مدعا هم شاید این حرف جمشید مشایخی باشد که ناصرالدین شاه این فیلم با ناصرالدین شاه سریال «سلطان صاحبقران» که همین فیلمساز ساخته و خیلی از آدمهای نسل ما ندیده اند زمین تا آسمان فرق دارد.
شاید چیزی که در حالت کلی به طور خاص در این فیلم مدنظر او بوده، رابطه یک هنرمند با قدرت باشد. موضوعی که او برای طرحش مقطع حساسی از تاریخ را هم انتخاب کرده؛ دوره قاجار که به مشروطه منتهی میشود و البته اوایل دوره پهلوی با همه فراز و فرودهایش.ویژگی و مشخصه مثبت آثار حاتمی، دیالوگهای شاعرانه و پرمغز آنهاست. دیالوگهایی که خیلی وقتها سکانسهایی بی بدیل در تاریخ سینمای ایران خلق کرده.
این جور صحنهها در فیلمهای او کم نیست و علاقهمندان جدیتر سینما معمولا در همه کارهای او میتوانند چندتایی از آنها را پیدا کنند تا بعدا با یادآوریاش طعم خوش فضای نوستالژیک فیلم را برای خودشان و دوستانشان تکرار کنند.
به یاد بیاورید جواب کمالالملک به ناصرالدین شاه را در همین فیلم، که میگوید: «هنر مزرعه بلال نیست که هر سال محصولش بهتر شود. از ستارههای آسمان هم یکی میشود کوکب درخشان، الباقی ... سوسو میزنند.»
یا این دیالوگ را که کمال الملک در واقع از زبان حاتمی میگوید: «من خلاقم، در دیار کلام غریبم. آرزو طلب نمیکنم، آرزو میسازم!»
خلاصه این که اگر قرار باشد مجموعهای از دیالوگهای به یادماندنی سینمای ایران جمعآوری شود، مطمئنا سهم خیلی زیادی از آن به حاتمی تعلق خواهد داشت. مجموعهای که در کنار مشخصات و ویژگیهای سینمای حاتمی، به حق باعث شده لقب «سعدی سینمای ایران» به او تعلق بگیرد.
خیلی از سینماگران و فیلمنامهنویسان مثل کیومرث پوراحمد اذعان کردهاند که صدای ضبط شده فیلمهای او را بارها و بارها شنیدهاند، اما همین مشخصه نیز باعث شده بعضی کارهای او را رادیویی بدانند. صفتی که با لحاظ کردن دقت نظر او در گرفتن بازیهای درخشان و ظرافت کارش در طراحی صحنه فیلمهایش خیلی غیر منصفانه جلوه میکند.
یادم هست در مصاحبهای با او خواندم که پن هایش (حرکتهای افقی دوربین) را مثل خط فارسی از راست به چپ شروع میکند و سنگینی میزانسنهایش را به سمت راست میدهد. تمام این جزئیات فنی در کنار نوع داستان پردازی، فضاهایی که خلق میکرد، تسلط بیچون و چرایش بر آداب و فرهنگ و سنتهای بومی و ایرانی و پرداخت آنها با در نظر گرفتن معیارهای یک اثر هنری و فرهیخته، باعث شده که حاتمی ایرانیترین فیلمساز ایرانی باشد.
فیلمهای او نه فقط برای نسل قدیم که برای نسلی که این فضا را هم از نزدیک لمس و تجربه نکرده، جذاب و دیدنی است. نمونهاش «طوقی» است که با این که به ظاهر حال و هوای همان فیلمفارسیهای دوران خودش را دارد، ولی وجوه تمایز زیادی هم با آنها دارد.
بعد از او هم کارگردانانی مثل داوود میرباقری و حسن فتحی هم تلاش کردهاند راه و روش و سبک او را ادامه بدهند. هرکدام از آنها با این که در راهی که در پیش گرفتهاند موفق بودهاند، اما نمیشود کتمان کرد که تا قلهای که حاتمی پرچمش را در آن فرو کرد و به اهتزاز در آورده، راه درازی در پیش دارند.
اهل سوگ و آه و ناله برای مرگ آدمها نیستم. ولی هروقت که پای تماشای کاری از حاتمی مینشینم، این سوال ذهنم را مشغول میکند که مگر توان یک آدم چقدر میتواند باشد؟ او تا 52 سالگی این همه فیلم ساخت و این همه کار مفید کرد. وقتی هم که رفت، چیزی از جذابیت آثارش و دنیایی که به تصویر میکشید، کم نشده بود و بر عکس، تازه میرفت که اوج پختگی و خلاقیتش را به رخ بکشد. خلاصه این که این سن برای رفتن آدمی مثل او خیلی زود بود. حتی همین شهرک سینمایی هم برای آمرزش روحش کافی است.
و اما اگر قرار باشد به قول معلمهای انشاء یک پیام از این فیلم استخراج کنیم، همان دیالوگی است که اول این یادداشت هم آمد؛ کمالالملک در جواب این حرف که امیدوارم مدرسه هنر شما هر سال محصول بهتری بدهد، میگوید: «هنر مزرعه بلال نیست آقا!» بهترین جواب یک هنرمند به یک صاحب قدرت به خاطر دیدگاه ابزاریاش به هنر!
فیلم سینمایی کمال الملک روز گذشته ساعت 45/16از برنامه سینما گلخانه ( شبکه 3) پخش شد.
جابر تواضعی
ابراهیم قاسمپور در گفتوگو با جام جم آنلاین مطرح کرد ؛