گفتگو با عوامل برنامه رادیویی «صدای سیمرغ و حافظ خوانی»

با وجود گذشت چند قرن از خلقت شاهنامه ، این شاهکار عظیم بشری توسط حکیم خوش صحبت توس و روایت غزلهای ناب
کد خبر: ۱۸۹۷۰
از خواجه شیراز که بر قله های رفیع ادبیات و شعر ایران به سربلندی ایستاده است ، هنوز این دو شاهکار سترگ نه خوب خوانده و نه درست فهمیده می شوند. شاید رسانه های جمعی ما در این زمینه کوتاهی کرده اند و شاید جوانان کمتر علاقه نشان داده اند که این بحثی است که مجال دیگر می طلبد؛ اما شبکه جوان مدتی است که با دو برنامه حافظ خوانی (زمان پخش :50/21) و شاهنامه خوانی تحت عنوان «صدای سیمرغ » (زمان پخش : جمعه ها 50/21) در صدد است تا این دو شاعر بزرگ و جهانی را هر چه بهتر و بیشتر به جوانان معرفی کند. براین اساس با گوینده (مهران دوستی) تهیه کننده (نعمت رووفی) و سردبیر (یدالله گودرزی) این دو برنامه گفتگویی داشته ایم که در پی می آید.

آقای گودرزی ، به عنوان اولین سوال بفرمایید هدف از تهیه برنامه ای تحت عنوان «حافظ خوانی یا شاهنامه خوانی» در شبکه ای مختص به جوانان چه بوده است؛
هر قومی پیشینه و سابقه ای دارد که سعی می کند آن را احیائ و به آن افتخار کند، حتی جوامعی که این پیشینه را ندارند، سعی می کنند به نوعی آن را بسازند. جوامعی مثل امریکا که اسطوره افسانه و سابقه فرهنگی ندارند، به نوعی می خواهند آن را به وجود بیاورند. همان طور که می دانید کشور ما مهد ادبیات و شعر است و از پرسابقه ترین کشورها و تمدن های دنیاست . از طرفی هم بخش عظیمی از اندیشه ها و فرهنگ و معارف ما در قالب شعر و نظم و نثر بیان شده است و ارباب سخن در این زمینه دلاوری ها کرده اند که نسل جوان ما کمتر با آنها آشناست . به نظر می رسد در شرایط جدید و هجوم فرهنگ های بیگانه ، ضروری است که ما برای احیای فرهنگ و ادبیات کهن ، رویکردی به آثار قدما داشته باشیم و از این رو فکر نمی کنم کسی در بایستگی اش تردید داشته باشد.
تعریف شما از بازخوانی متون ادبی در رادیو چیست؛
بازخوانی متون در شرایط و مناظر مختلف متفاوت است ، اما در رادیو باید حتی المقدور به شیوه ای جذاب ، شیوا و موجز باشد. ضمن این که از تمهیدات رسانه ای مثل صدا، افکت موسیقی و... نیز می توان بهره برد.
بغیر از کاربرد تکنیک هایی مثل افکت ، موسیقی و صدا به لحاظ محتوایی ، دیگر تمهیدات شما برای جذب مخاطب چیست؛
به طور مثال در حافظ خوانی ، درست خوانی شعر، صدای گوینده ، موسیقی و استفاده از کارشناسانی که به تحلیل اشعار می پردازند، بسیار مهم است . ما سعی کردیم درک جوانان را از اشعار حافظ بالا ببریم . در مورد شاهنامه هم سعی کردیم با روایت داستانی هم خط سیر طبیعی داستان های شعری حفظ شود و هم حال و هوای حماسی و زبان خاص حکیم فردوسی را به شنونده القا کنیم و برای هر آیتم برنامه ای زمان 10دقیقه ای را در نظر گرفته ایم.
با توجه به این که گاهی استادان حافظشناس درباره یک بیت دهها صفحه تحلیل و تفسیر نوشته اند، چگونه ممکن است یک غزل در فاصله 10دقیقه هم خوانده و هم تحلیل شود؛
بله ، دقایق و ظرایف شعری حافظ بسیار است . حافظ بزرگترین شاعر و «حافظه قومی» ماست و حتی نکاتی هست که هنوز بزرگان ادبیات هم کشف نکرده اند؛ اما به قول مولوی :
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید.

چرا برای برنامه شاهنامه خوانی نام صدای سیمرغ را انتخاب کردید؛
با توجه به این که سیمرغ ، مرغی افسانه ای است و در فرهنگ و کشور ما سابقه اسطوره ای دارد و یکی از پرسوناژهای شاهنامه هم هست ، می تواند بهترین انگاره ارجمندی و اسطوره ای شاهنامه باشد. ولی ترکیب صدای سیمرغ بیشتر منطق الطیر عطار یا یک اثر عرفانی را در ذهن تداعی می کند سیمرغ شاهنامه با سی مرغ عطار فرق می کند و این نامگذاری هم چندان بدون پژوهش نبوده است و ما حتی کتابهایی درباره شاهنامه داریم با این عناوین مثل «در سایه سار سیمرغ» ... و با توجه به این که ما هم با رادیو و عنصر صدا سر و کار داریم ، دوستان این اسم را انتخاب کردند.
آقای رووفی ، خود شما تا چه اندازه با حافظ مانوس بودید و با فضای کلی شاهنامه آشنا هستید چون به هر حال آشنایی شما در انتخاب نوع موسیقی بسیار موثر است؛
خوب من حدود 40سال است که در رادیو کار می کنم و برنامه های گوناگون ادبی و هنری را تهیه کرده ام و این تجارب مرا به این نکته رسانده است که شعر و موسیقی دو زاده به هم چسبیده اند که جدایی شان محال است . به طور کلی انتخاب موسیقی برای این دو برنامه تا حد زیادی به تجربه 40ساله کاری من وابسته است.
آقای دوستی ، شما چقدر با حافظ و فردوسی آشنا بوده اید و آیا این انس و الفت در ایجاد حس شما برای شعرخوانی موثر است؛
من از دوران کودکی وقتی که مدرسه می رفتم ، حافظ می خواندم و با آن خلوت می کردم . نمی گویم آن را خوب می شناسم ، اما انس و الفت خاصی با این غزلها دارم و فکر می کنم همه ایرانی ها این طور باشند. شاهنامه را هم یک بار در امریکا خواندم کار مشکلی بود، غلط هم زیاد داشتم ؛ ولی همان جا متوجه شدم که این شاهکار عظیمی است که فرهنگ ملی ما را حفظ کرده است و من سعی می کنم آن را حماسی بخوانم.
خوب آقای گودرزی ، در صورت به نثر درآوردن ابیات شاهنامه ، حالت حماسی آن کمرنگ خواهد شد.
در این برنامه ضمن این که متن شاهنامه به شکل منثور روایت می شود، ابیاتی از خود شاهنامه هم به عنوان مثال قرائت می شود و نکته دیگر آن که خیلی از بافت حماسی شاهنامه به خود داستان ها مربوط است . مثل نبرد خوبی و بدی که بافت دراماتیک و حماسی دارد.
آیا در تحلیل ابیات حافظ توسط اساتید ، تمام نکات ادبی و دقایق شعری یک غزل عنوان خواهد شد؛
کار ما در حد شرح ظاهری ابیات و بعضی نکات است و ظرایف ادبی در حد وسع و وقت برنامه تعریف می شود. اما قصد ما بیشتر درست خوانی و شرح محتوایی اشعار حافظ است.
آقای رووفی ، در حافظ خوانی بیشتر از چه ساز و موسیقی هایی استفاده می کنید؛
با توجه به این که اصولا اشعار سنتی ایران ارتباط بسیار نزدیکی به سازهای ملی و سنتی ایران دارد، لاجرم در ضبط برنامه حافظخوانی از چنین سازها و ارکستر ایرانی استفاده می کنیم به عنوان مثال بسیاری از اشعار حافظ با چند دستگاه ایرانی نظیر ماهور، دشتی ، شور و همایون همخوانی دارد و من در این برنامه در تلاشم که با ایجاد تنوع و انتخاب موسیقی ایرانی و ساز (تکنوازی) فضایی سنتی و ایرانی که مناسب همین برنامه هست ، ایجاد کنم. غزل حافظ باید با موسیقی زیبا و دلچسب این سرزمین هماهنگ باشد.
در شاهنامه خوانی چطور؛
شاهنامه به خاطر وزن و فضای خاصش ، موسیقی حماسی و ملی را می طلبد که ارکستراسیون بزرگ و هماهنگ می تواند خواسته ما را برآورده کند. شاهنامه فضایی پهلوانی و حماسی دارد به همین دلیل استفاده از دف و سازهای کوبه ای می تواند تنها پاسخگوی بخش کوچکی از این عظمت باشد. به همین دلیل ما از موسیقی ارکستری و کلاسیک ایرانی که قابلیت عرضه در تمام دنیا را دارد، استفاده می کنیم ، اما این دلیل بر آن نیست که در بخشهایی هم از دف ، طبل های ورزشی و نظایر آن بهره نبریم.
آقای دوستی ، نوع موسیقی انتخاب شده تاثیری در حس شما برای شعرخوانی غزلیات حافظ و روایت حماسی شاهنامه دارد. چون بخصوص غزلیات خواجه آهنگین هستند و ضرباهنگ تندی را می طلبند و در این نوع مثلا دستگاه دشتی حس شما را برای خواندن آهنگین اشعار فرو می کشاند.
انتخاب موسیقی بسیار موثر است . ولی من به این نتیجه رسیده ام که 3دستگاه ایرانی است که اکثر شعرها را می شود در آنها خواند؛ ماهور، دشتی و شور. البته بغیر از شاهنامه که فضایی حماسی دارد، در مورد حافظ شما درست می فرمایید. بعضی شعرها آهنگین و مطنطن است و نمی شود که در شور و دشتی آنها را خواند برای این اشعار باید آهنگ ساخته شود. من به هر حال صدایم را متناسب با موسیقی بالا و پایین می برم . در خصوص شاهنامه هم موسیقی حتما باید حماسی باشد تا حس مرا برای خواندن حماسی متون بالا ببرد به قول بتهوون : «کسی که از موسیقی تاثیر نمی گیرد، غیر عادی است».
فکر نمی کنید که اگر از سازهای کوبه ای و شرقی در شاهنامه خوانی استفاده شود، فضای حماسی کار مطلوب تر خواهد شد؛
به نظرم موسیقی های کلاسیکی که ضرباهنگ حماسی دارد، روی شعر فردوسی می نشیند چون شعر فردوسی همه زمانی و همه مکانی است و داستان های شاهنامه برای کسی که آن طرف امریکای لاتین هم زندگی می کند، جذاب است.
به هر حال شاهنامه فردوسی یک اثر ایرانی و متعلق به قوم ایرانی است و موسیقی این کار اگر ایرانی باشد....
چرا قوم گرایانه ببینیم ، چرا طوری کار نکنیم که یک خارجی که این برنامه را می شنود، کنجکاو شود که این چه می گوید و می خواند. موسیقی یک زبان جهانی است و به نظر من شاهنامه را نباید به موسیقی قوم خاصی اختصاص داد.
با سردبیر و تهیه کننده این دو برنامه چگونه به تعامل می رسید؛
من معتقدم که کار رادیو و هنر گروهی است ، یعنی آن گروه باید همدیگر را درک کنند و اگر چنین نباشد، مطمئنا ما سر هر کلمه بحث خواهیم کرد. ولی وقتی آن گروه یک نقاط اشتراک فرهنگی با هم دارند و آن را پرورش می دهند، به اجماع فکری می رسد و اختلاف نظر هم کم می شود.
آقای رووفی ، شما چطور؛
پس از سالها برنامه سازی در رادیو به این نتیجه رسیدیم که موفقیت هر برنامه به صفا و صمیمیت گروه مورد نظر مربوط می شود و اصلا اعتقاد به این مساله دارم که تنها با کار گروهی و منسجم و هماهنگ می توان برنامه ای خوب ارائه کرد. به عنوان مثال ، تهیه کنندگی برای رادیو به مثابه رهبری یک ارکستر بزرگ است که کوچکترین ناهماهنگی ، این ارکستر را به غلط نواختی وامی دارد. چرا که رهبر ارکستر با نوازندگان به تعامل و هماهنگی نرسیده است . در رادیو شناخت تهیه کننده از گوینده ، سردبیر و نویسنده ، صدابردار و حتی مدیر گروه مربوط بسیار موثر است و این تجربه همکاری پانزده - شانزده ساله با مهران دوستی به من ثابت کرده است که من می دانم او تحت تاثیر چه نوع موسیقی ای بهتر برنامه اجرا می کند با او مشورت می کنم و حتی در انتخاب نوع موسیقی با دکتر مرادی ، مدیر گروه جوان و فرهنگ و حتی سردبیر و صدابردار به تعامل می رسیم و مدام در حال گفتگو و تبادل نظر هستیم.
آقای دوستی و اما حرف آخر...
امیدوارم این برنامه مورد توجه جوانان قرار بگیرد. حیف است که حافظ مهجور بماند، متاسفانه حافظ نه خوب خوانده و نه درست فهمیده می شود. هر کدام از ما تاویل و تفسیری از حافظ داریم ، اول اجازه بدهید که حافظ را درست بخوانیم و از دریای عمیق شعر حافظ لذت ببریم بعد آن را به صورت علمی بررسی کنیم به همین سادگی !
فاطمه رحیمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها