کیانوش عیاری در ابتدای سخنان خود درباره انتخاب این سوژه گفت: در آن سال، سیمافیلم 2 موضوع را به من پیشنهاد داد؛ یکی ساخت سریال «روزگار قریب» و دیگری ساخت سریال «شهریار» بود که من فکر میکردم دکتر قریب به دلیل حرفهاش و زمینه و گسترهای که در این حرفه داشته است، بهتر میتوان در این مجموعه به بعضی از جاهای تاریک و سربسته تاریخ یکصدسالهمان مراجعه کرد، به همین دلیل آن را پذیرفتم.
البته مدت کوتاهی نزدیک به 2 ماه هم درگیر سریال شهریار بودم؛ اما بعد فکر کردم که پزشکی شاید بیشتر ما را به بطن تاریخ ببرد و به متن جامعه نزدیک کند؛ ولی در مورد شهریار شاید به واسطه ادبیات، مجبور باشیم در حوزه نخبگان آن زمان ادبیات کشور سیر کنیم و فکر میکردم پرداختن زیاد به نخبگان، بین مخاطب و سریال فاصله ایجاد میکند.
وی درباره تاثیر تحقیق در ساخت این سریال نیز گفت: تحقیقات ما تا الان هم ادامه دارد، یعنی برای متنی که نوشته میشود و خیلی از کارهای دیگر، دائم تحقیق کردهایم و ثانیهای از تحقیق غافل نبودهایم. من هم که علاقهمندی بسیاری به بحث تحقیقات دارم. زمانی که فیلم «تنوره دیو» را میساختم، غرق تحقیق بودم چه در کنج عزلت کتابخانهام و یا در تحقیقات میدانی. بعد از 3 سال متوجه شدم که من فیلمساز هستم، نه اینکه فقط تحقیق کنم. اتفاقی در مناطق مرکزی کویر ایران افتاد که شوکی به من وارد کرد و متوجه شدم که همین جا باید کار را متوقف کرده و به خود فیلم بپردازم که این اتفاق مربوط به سال 62 میشود.
کارگردان مجموعه تلویزیونی «روزگار قریب» درباره چگونگی خلق داستانهای فرعی سریال نیز گفت: این مساله خیلی پیچیده است؛ چون هر کدام از آنها به شکل خاصی خلق شدهاند و از این جهت دشوار میتوان به این سوال پاسخ داد؛ ولی عمدتا تخیل هستند.
وی با بیان اینکه تمام وجوه مجموعه روزگار قریب ریسک بود، درباره علت مخاطبان بالای این سریال با وجود اینکه اثر فاقد ریتم تند و یا تعلیق است، اظهار کرد: مسائلی مانند ریتم تند، عناصر فریبندهای برای جذب تماشاچی هستند.
البته لزوما ریتم تند چیز بدی نیست، حتی خود من هم موافق آن هستم؛ ولی اینجا ما ریتم کند و یا تندی نداشتهایم؛ بلکه ریتم زائدی نبوده است، یعنی آنچه که به قاعده باید باشد، همراه با فضا و احترام متقابل بین تصویر و مخاطب، بویژه سفر منحصر به فرد به زوایای تاریک تاریخ معاصر از جمله دلایل موفقیت این سریال است.
وی راجع به بازی بازیگرانش در این مجموعه نیز گفت: ما در موفقیت سریال روزگار قریب شانسهای بسیاری داشتهایم که یکی از آنها، شانس کار کردن با بازیگرانی است که خیلی خیلی خوب بودند. مثلا خانم عبیسی دریا و اقیانوسی از احساسات بودند در این کار و از همان اول همه شیفته شخصیت زری مامان شده بودند یا آقای رجبی از حیث بیان دیالوگ خیرهکننده هستند و من براساس شخصیت او، دیالوگ مینوشتم و برای این نقش دیالوگهای نفسگیری نوشته میشد که احتیاج به توان و قدرت دارد.
عیاری تصریح کرد: ناصر هاشمی و مهدی هاشمی، شهاب کسرایی و پرهام کریمی و کاوه آهنگر، جزو شانسهای سریال بودند که خیلی تاثیرگذار بودند و همه اینها ذهنیتهای خوبی در رابطه با بیننده و کاری که در حال عرضه شدن است، ایجاد میکند. این باور را من چند سال پیش که فیلمی را -که چندان نزدیک به خلق و خوی من نبود- با نام «روز باشکوه» ساختم، حس کردم. این فیلم که تمام تجربیات خود را در آن صرف کرده بودم، در سمنان فیلمبرداری شده بود و یک روز خانمی که مرا اتفاقی در خیابان دیده بود، گفت: اگر من روزی به سمنان بروم و در آن خانهها را باز کنم، آدمهای فیلم شما را آنجا خواهم دید و این بهترین تمجید برای من بود. وی ادامه داد: در همان روز اول پخش سریال روزگار قریب برخوردهایی که دیگران با من داشتند این بود که ما فکر میکنیم که این چند نفر واقعا فرزندان خانم عبیسی و مهدی هاشمی هستند و من فکر میکردم که بیش از این تعریفی از سریال نمیخواهم و این چیزی است که خود من هم وقتی اثری را میبینیم آن را جستجو میکنم.
به گزارش فارس، ناصر هاشمی بازیگر این فیلم نیز گفت : بخش مهمی از تاریخ فشرده کشور در این سریال به تصویر کشیده شده است. از هر زاویهای میتوان این سریال را دید و نمیتوانم بگویم سریال صرفا آموزشی است، اما اینکه این شخصیت آرمانگرایانه صرف است، چنین چیزی را به عنوان یک بیننده ندیدهام.
ناصر هاشمی درباره نقش خود در این مجموعه تلویزیونی و هماهنگی بازیهای بازیگران نقش دکتر قریب در سنین مختلف گفت: تمام کارهای هماهنگی نقشها را آقای عیاری انجام دادهاند و این اولین کاری بود که من خودم را به طور کامل در اختیار کارگردان قرار دادم. آن هم به دلیل اینکه کارهای قبلی ایشان را میشناختم و تجربیاتی هم از طریق مهدی هاشمی به دست آورده بودم.
وی افزود: با توجه به این فاکتورها، خودم را رها کرده بودم و تردید نداشتم که تمام این کارها را عیاری انجام میدهد. همه اینها بندرت اتفاق میافتد. برای من هم اولینبار بود که اتفاق افتاد و فکر نمیکنم بعد از این هم دوباره اتفاق بیفتد، چون من از جمله آدمهایی هستم که باید سناریو را بخوانم.