در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برنامه «کارآگاهان جدید» محصول یکی از این فشار آوردنها به سلولهای خاکستری است. اینکه موضوعی مانند «عکاسی در پروندههای جنایی» تا چه اندازه میتواند دستمایه ساخت یک برنامه تلویزیونی قرار بگیرد، موضوعی است که در نگاه اول با اما و اگرهای فراوانی مواجه است. مساله اول این است که اساسا پرداختن به چنین سوژهای چندان خوشایند مخاطب نیست. بسیاری از افرادی که در زندگی حرفهای خود با این مقوله مواجه هستند و سر و کار آنها با قتل و جسد میافتد، رضایت چندانی از شغل خود ندارند. افرادی نیز که در زندگی یک بار دیدن جنازه را تجربه کرده باشند همیشه از این مساله به عنوان تجربهای تلخ یاد میکنند و خاطرات تکاندهنده چنین موضوعی هیچگاه از ذهن آنها محو نمیشود. اکنون در نظر بگیرید چطور میتوان از چنین سوژهای با این حساسیت یک برنامه تلویزیونی جذاب ساخت؟
برنامه کارآگاهان جدید نیز تا حدود زیادی از نظر ساختاری، شکل و شمایل سریالهای پلیسی را دارد. در بیشتر این سریالها حادثهای رخ میدهد. کارآگاهی وارد میدان شده، با پیگیریهای او راز قتل بر ملا میشود. این چارچوب نیز در این برنامه مورد استفاده قرار گرفته، اما تنها تفاوتش این است که همه چیز از منظر افرادی روایت میشود که به عنوان عکاس حرفهای در سر صحنه چنین حوادثی حضور دارند.
در این برنامه مخاطب در هر قسمت با چند داستان مختلف مواجه میشود و این تنوع مهمترین دلیلی است که سبب میشود چنین برنامههایی لحن خسته کنندهای به خود نگیرند. برنامه تاکید فراوانی بر مساله عدالت و تحقق آن دارد. ضمن اینکه با استفاده از ریتمی مناسب، اضطراب موجود در داستان را نیز به مخاطب خود منتقل میکند. یکی از ویژگیهای چنین مستندی این است که هر مخاطبی میتواند به قهرمان قصه تبدیل شود. داستان همه چیز را از ابتدا روایت میکند و مقدمه چینیهای داستان درباره علت یک قتل سبب میشود مخاطب نیز بتواند حدسهایی درباره علت و انگیزه قتل بزند. مثلا در داستانی که مربوط به، به جای ماندن اثر کفش یک مظنون در صحنه است، مخاطب نیز پا به پای پلیس با تکیه بر اطلاعاتی که برنامه به او میدهد، درباره داستان حدسهایی میزند. اگر پایه و اساس کار سینما را پرداختن به جزئیات بدانیم، این نوع سوژهها محمل بسیار مناسبی برای پرداختن به جزییات فراوان است و ترکیب پازلگونه آنها میتواند فضای خوبی را برای جستجوگری مخاطب ایجاد کند.
در همین برنامه نیز مخاطب با کنار هم چیدن شیشه خردههایی که روی زمین ریخته شده، گلولههایی که شلیک شده و... به یک نتیجه کلی درباره حقیقت میرسد.
شاید یکی از مشکلاتی که به نظر میرسد این برنامه دارد لحن گفتار روی تصویر آن است که بیش از حد رسمی و خشک میباشد. تردیدی در این مساله نیست که شخصیتهای پلیس داستان به دلیل نوع خاص کاری که انجام میدهند ، نمیتوانند لحن جذابی را در صحبت کردن داشته باشند، اما وقتی برنامهای دوبله میشود، این امکان هم فراهم است که در لحن گفتار آن متناسب با زبانی که برنامه به آن دوبله میشود تغییری در جهت جذاب شدن آن ایجاد گردد، اما به نظر میرسد این برنامه بیش از حد لحنی رسمی دارد و هم در ترجمه و هم در دوبله دقت خاصی نسبت به این موضوع نشده است.
انتخاب زوایای دوربین هم از دیگر موضوعهای قابل تامل در این برنامه است. باید به این نکته توجه داشت که موضوع برنامهای مانند کارآگاهان جدید به اندازه کافی خشن است و باید چنین برنامهای، نگاهی معتدل به این موضوع داشته باشد و از سوی دیگر هم نباید انتخاب تصاویر آنچنان محدود باشد که برنامه به مجموعهای از تصاویر گنگ و بیارتباط با هم تبدیل شود. بخش عمدهای از برنامه مربوط به بازسازی صحنههاست که خود این مساله از میزان خشونت برنامه میکاهد. در بخشهای عمدهای از برنامه نیز تصویربرداری در فضاهای باز و روشن اتفاق میافتد که نمونه آن در این برنامه، صحنههای مربوط به پزشکی قانونی است.
در این بخشها به جای کلیشه رایج درباره چنین فضاهایی، با محلی مدرن، دلباز و پر نور مواجه هستیم که بشدت یادآور یک آزمایشگاه جدید است. از سوی دیگر، برنامه تاکید فراوانی بر جنبههای علمی دارد و مثلا در نمایش صحنه مربوط به پرتونگاری از جمجمه برای تشخیص علت مرگ، توضیحاتی کاملا علمی ارائه میکند. این برنامه از عکاسی پلیسی به عنوان یکی از سلاحهای مخفی کارآگاهان جدید نام میبرد. آیا همه این نکاتی که به آن اشاره شد کافی نیست تا شما هم یکی از بینندگان این برنامه جذاب باشید؟
اگر چنین تصمیمی گرفته اید، میتوانید هر هفته یکشنبهها ساعت 30/15 از شبکه 4 بیننده این برنامه باشید.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: