در این محوطه چه خبر است؟

«محوطه» محصول سال 2000 صنعت سینما یک درام دلهره‌آور و جنایتکارانه به کارگردانی جیمز گرمی است. مارک والبرگ، بوآکین فانیکس، شارلیز ترون، جیمز کان، الن برستین، فی داناوی، استیو لاورنس و اندی داوولی بازیگران آن هستند. قصه فیلم می‌خواهد این نکته را مطرح کند که «هیچ چیزی خطرناک‌تر از یک آدم بی‌گناه نیست.»
کد خبر: ۱۸۲۱۱۲
محل رخدادهای فیلم محوطه خط آهن کبک کاناداست. یک سری از آدم‌های محل در حال بازسازی و تعمیر ماشین‌های خط راه‌آهن زیرزمینی هستند. قراردادهایی که برای کار این افراد نوشته شده، چندان هم منطقی و قانونی نیستند. به واسطه این قراردادها می‌توان افراد مختلف را استثمار کرد و به این ترتیب فساد در محل ریشه می‌دواند.

زمانی که لیوهند (با بازی والبرگ)‌ از زندان آزاد می‌شود متوجه این نکته می‌شود که عمه‌اش با فراک اولچین (با بازی جیمز کان)‌ ازدواج کرده است. فرانک یکی از کارفرمایان و کارگزاران بزرگ منطقه است. او در حال مبارزه برای کسب حقوق قرارداد خود با یک شرکت خصوصی است که مالکین آن یک گروه از اقلیت‌ها هستند. ویلی (با بازی فانیکس)‌ صمیمی‌‌ترین دوست لیو است که برای فرانک کار می‌کند. ویلی گروهی کوچک و خرابکار درست کرده که شب‌ها مخفیانه به محل شرکت آن مرد پورتوریکویی‌تبار رفته و در آنجا دست به خرابکاری می‌زنند. لیو نیازمند یک کار است و ویلی به او کمک مالی می‌کند. هدف او از این کمک مالی این است که لیو را با خود همراه کند. اما یک شب کارها مسیر غلطی را طی می‌کند. یک مامور پلیس موفق به شناسایی هویت لیو می‌شود و حالا همه می‌خواهند اثری از لیو نباشد. بجز مادر بیمار و دخترعمه‌اش اریکا (با بازی شارلیز ترون)‌ لیو به سمت چه کس دیگری می‌تواند برود؟

بسیاری از منتقدان از احساسات‌گرایی فیلم و میل آن به سانتی‌مانتالیزم گفته‌اند. جیمز گری که با اولین ساخته سینمایی‌اش «اودسای کوچک» منتقدان را سخت هیجان‌زده کرد (و همه از آن به عنوان اثری پرقدرت اسم بردند)‌ در «محوطه» نتواسته آن قدرت و هنر را ارائه داده و تکرار کند. دلیلش چیست؟ خود گری می‌گوید بخش مهمی از مضمون فیلم «محوطه» برگرفته از تجربیات واقعی زندگی پدرش بوده  که در یک منطقه صنعتی خط آهن زیرزمینی کار می‌کرده است. محیط چنین کارهایی سخت و آهنین است و همین باعث می‌شود تا فیلمنامه با مشکلات زیادی روبه‌رو شود. به احتمال زیاد تماشاگران فیلمنامه را به صورت قصه و نوشته‌ای غیرقابل باور ارزیابی می‌کنند. قصه فیلم می‌گوید لیو به خاطر یک سرقت شانزده ماه را در زندان گذرانده است. او جوانی خودرای و قاطع است. ویلی تلاش دارد لیو را وارد بخش سیاه حرفه منطقه کند، رقابتی که در منطقه وجود دارد، خرابکاری را به عنوان یک حربه موثر می‌پذیرد و همه به نوعی از این حربه بهره می‌گیرند. فیلمنامه فیلم، لیورا در اولین ماموریتش با مشکل روبه‌رو می‌کند. یک مرد کشته و فرد دیگری هم به شدت زخمی می‌شود و نوک تیز حمله جانب لیو نشانه گرفته می‌شود. فقط اریکا و مادرش بی‌گناهی او را باور دارند، ولی آنها هم نمی‌توانند کاری برایش انجام دهند. همه به دنبال لیو هستند و او به صورت یک طعمه درآمده است. نه فقط پلیس، که آدم‌های فرانک هم او را می‌خواهند. حتی ویلی (که نگران موقعیت، امنیت و شهرت خود است) هم در شرایط تازه به دوست صمیمی خود پشت می‌کند.
«محوطه» تلاش دارد قصه‌اش را خوب و منطقی تعریف کرده و پیش ببرد، چند سکانس خیلی خوب دارد که سرشار از تعلیق و تنش است. اما در برخی لحظات اوضاع از دست کارگردان در می‌رود. جیمز گرمی قصد دارد لحن واقع‌گرایانه‌ قصه را حفظ کند، ولی ناگهان کارهایی غیرعادی از قصه و آدم‌هایش سر می‌زند. برای مثال، لیو که تحت تعقیب است، به‌راحتی به خانه‌اش رفت و آمد می‌کند تا مادر بیمارش را ببیند و کسی هم مانع او نمی‌شود. چنین چیزی از یک قصه رئالیستی بعید به نظر می‌رسد.

می‌توان فهرستی از این‌گونه خطارها را فهرست کرد و نوشت. شاید قصه فیلم شرح واقعی زندگی پدر فیلمساز باشد، اما بسیاری از جزئیات آن غلط است. برای فیلمی مثل «محوطه» این جزئیات نه تنها مهم، بلکه جزو نکات حیاتی آن هستند و این چیزی است که گری موفق به رعایت آن شده است.

از اینها که بگذریم، جیمز براردنیلی منتقد سرشناس از پایان فیلم هم ایران می‌گیرد و آن را از بخش‌های مشکل‌زای فیلم می‌داند. فیلم سه نقطه هیجان اصلی دارد، ولی نمی‌تواند ارتباطی منطقی بین آنها برقرار کند. پایان فیلم همخوانی خوبی با کل ماجرا ندارد و انگار که تحمیلی است. این طور به نظر می‌رسد که گری چند پایان برای فیلم درنظر گرفته و بالاخره این یکی را بهتر از بقیه دانسته و آن را انتخاب کرده است. با این وجود، فیلم از جمع بازیگران خیلی خوب و تاثیرگذاری بهره گرفته است.

برای سه نقش اصلی فیلم (لیو،ویلی و اریکا) کارگردان سه بازیگر جوان و توانا را انتخاب کرده است. سه بازیگر کهنه‌کار هم نقش مقابل آنها را خیلی خوب بازی کرده‌اند. «محوطه» هم مثل فیلمهای مارتین اسکورسیزی می‌خواهد افشاکننده سیاست‌های فسادبرانگیز موجود در نیویورک باشد. این حس افشاگرانه خیلی خوب است، اما قصه فیلم چیز تازه‌ای به دانسته‌های قبلی ما از این فساد اضافه نمی‌کند. جنایت‌های سازمان‌یافته، فساد، مجازات و خیانت از جمله چیزهایی هستند که در فیلمهای زیادی مشابه آن را دیده‌ایم و به صورت طبیعی فیلمی می‌تواند حکم یک کار ویژه و استثنایی را بگیرد که یا این مضمون را به شکل تازه و بکری ارائه کند و یا درباره چیزهایی پنهان صحبت کند که برای تماشاچی تازه است و حوصله شنیدن آنها را دارد. حتی مارتین اسکورسیزی هم در کار آخرش «رفتگان» در دام تکرار و دوباره‌گویی افتاده بود. این فیلم سینمایی امشب ساعت 22 از طریق برنامه «سینما یک» (شبکه یک) پخش می‌شود.

کیکاووس زیاری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها