قول داده بودم در محضرتان باشم ولی دعوت شدم و اجابت کردم به همانجا که گفته بودم:
هزار جهد بکردم که یار من باشی
مراد بخش دل بی قرار من باشی
انشاءالله در اختتامیه حضورا در خدمتتان باشم. چند کلمهای در مورد تولیدات صدا و سیما در گفتمان شما مشارکت کرده باشم. قبل از طرح موضوع، لازم میدانم محضر جناب آقای ضرغامی و برادران و خواهران عرض کنم اول جهتیابی بعد حرکت، که هستیم؟ چه هستیم؟ در اطراف ما چه خبر است؟ و ما باید به کجا برویم؟ چه اتفاقی دارد در عالم میافتد؟ دارند انسانهای صالح برای مصاحبت آنکه جهان در انتظار اوست متولد میشوند، بزرگ میشوند و به میدان میآیند.
خضر علیه السلام به موسی علیه السلام فرمود: «انک لن تستطیع معی صبرا یا کیف تصبر علی ما لم تحط خیرا» ظهور. یعنی آمدن انسانهایی که آن شخصیت مافوق خضر و بالاتر از خضر به آنها نمیگوید: «انک لن تستطیع معی صبرا» با آنها کار میکند و میگوید: «در انتظار تولد شما هزار سال و بیشتر انتظار کشیدم»
مخاطب شما صدا و سیما این گونه انسانها هستند اگر شما تولید نکنید تولیدات ماهوارهها جزء دستور غذای فکری این انسانها قرار خواهد گرفت. حیف است بهترین انسان مجبور به تغذیه بدترین و آلوده ترین غذاهای فکری شود. شما مسوول تهیه خوراک فرهنگی برای یاران آن بزرگوار هستید.
اول نشاط و جاذبه مشخصه کار فرهنگی سالم است. دوم سلامت و طهارت. پس خود را بشناسید، که هستید و چه هستید. بازوی فرهنگی ولایت هستید که برای نجات این انسانهای برجسته از مرداب تهاجم فرهنگی به کار افتاده اید.
ای بازوان پرتوان با توکل به خدا تولید کیند، خروجی مصرف تولیدات شما چه باید باشد؟ آنکه تولیدات شما را مصرف میکند خود را باور کند، ارزش خود را رسالت خود را.
حزب الله لبنان مگر چه کرد؟ ولایت طاغوت را پسزد و ولایت ولی خدا را محکم گرفت. گام سوم حزب الله همین سیر از ضعف به قدرت، از پراکندگی به وحدت، اگر گام اول و دوم برداشته شد گام سوم کار خداست...
«الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور». اگر کسی مجذوب ولایت طاغوت شد به سمت همه آلودگیها کشیده خواهد شد.
هر کس در این دنیا حرف برای گفتن داشته باشد پیروز میدان است. غرب حرفی برای گفتن ندارد. غرب میگوید: « دانش». دانش در حوزه امنیت سراب است. آب نماست. امنیت نماست و ناامنی بیشتر، بشر با دانش از سنگ به شمشیر رسید که در پناه آن از سنگ در امان باشد در خطر شمشیر رقیب قرار گرفت زیرا کسی به شمشیر رسیده بود که خود نگهدار نبود. دانش به قدرت تبدیل شد اما دانش به خودداری از سوء استفاده از قدرت تبدیل نشد.
غرب چه حرفی برای گفتن دارد؟ دانش منهای دین یعنی قدرت بدون خود نگهداری.
اسلام حرف دارد. امام حرف داشت، شاه حرفی برای گفتن نداشت امروز ما با کل غرب همین وضعیت را داریم ما میگوییم اگر آب از ترکیب اکسیژن و هیدروژن است امنیت هم از ترکیب دین و دانش است.
شما با تولیدات خود خوبیها را عرفی و معروف کنید و بدیها را از مد افتاده و منکر کنید نمیخواهد به مردم بگویید امر به معروف و نهی از منکر کنید. لازمه معروف شدن امر کردن همگانی است. لازمه منکر شدن نهی همگانی است. دقت کنید واجب باید با تولیدات شما معروف شود. حرام بایستی با تولیدات شما منکر شود.