فریدون جیرانی در سریال خود دنیایی را خلق کرده که فضای کلی آن با جامعه ما فاصلهای طولانی دارد. برای افرادی که با شرایط ادبی جامعه ایران آشنا باشند، شخصیتی مانند مارال که با چاپ یک کتاب به شهرت و محبوبیتی عظیم میرسد و این مساله زندگی او را تحت تاثیر قرار میدهد، غیرواقعی و خندهدار است.
هیچ نویسندهای در کشور ما مانند استفن کینگ کتابش با چاپهای متعدد و تیراژهای میلیونی منتشر نمیشود که بتواند در هنگام امضای قرارداد، پیشقسط خود را که شامل یک دسته چک پول است دریافت کند و یا در وزارت ارشاد، بعد از دادن مجوز کتابش با او درباره اصلاحیههای اثرش گفتگویی «دوستانه» شود.
برای تماشاگران نیز این مساله که زنی نویسنده آنقدر مشغله داشته باشد که به وسوسه اطرافیانش برای سقط جنین فکر کند هم کمی عجیب و اغراقآمیز است. در این سریال نه آدمها به دنیای قبلی جیرانی تعلق دارند و نه مناسبات میان آنها شبیه کارهای دیگر این کارگردان است. حالا در چنین شرایطی که اغلب عناصر داستان سست و غیرواقعی است، چگونه میتوان توقع داشت تا داستان تاثیر درستی بر مخاطب بگذارد؟
میگویند حرفه سینما و تلویزیون جزو مشاغل سخت محسوب میشود. هیچ کارگردانی در سر صحنه وزنه 100 کیلویی جابهجا نمیکند و مانند یک کارگر معدن عمق زمین را نمیکاود، اما روایت داستانی که برای مخاطب قابل حدس زدن نباشد نیز دست کمی از کشف یک رگه طلا در دل یک معدن ندارد، اما داستان این سریال آنچنان سست است که بر اساس آنچه تاکنون دیده شده و نیز تیزرهای پخش شده میتوان به سادگی حدس زد احتمالا مارال به دنبال آریان به لندن خواهد رفت و در ترکیه گرفتار قاچاقچیها خواهد شد و حامد نیز به دنبال او راهی ترکیه خواهد شد.
چنین مناسبات و روابطی با در نظر گرفتن صحنههایی که با تاکید زیاد قشر نویسنده مورد اشاره داستان را اهل «الکل» و « سگ» نشان داده میتوان پیشبینی کرد این سریال نیز به نوعی مکمل فیلم «ستاره میشود» است که در آن جیرانی با نمایش روابط پشت صحنه سینمای ایران، تصویر تعجببرانگیزی از مناسبات این حرفه نشان داد که با اعتراضهایی نیز مواجه شد.
البته هنوز مشخص نیست این سریال نیز یک افشاگری درباره قشر نویسنده است یا با همین صحنهها کار خاتمه مییابد و در ادامه داستان شکلی امیدوارکننده به خود میگیرد؟ به عنوان یکی از علاقهمندان آثار جیرانی دوست دارم اتفاق دوم بیفتد.
تجربه نشان داده مخاطب تلویزیون بیش از آنکه مجذوب ایدههایی همچون «اسلوب اسکرین» یا «همان چند تصویر در قاب» شود و از تماشای چنین جلوههایی لذت ببرد، تمایل دارد یک داستان جذاب را مشاهده کند.
جیرانی به سادگی میتواند برای ادامه سریال خود، در صحنههای مبهم و گنگی که واقعا معلوم نیست به چه دلیل از سریال او سر درآورده؛ از این تکنیک تصویری استفاده کند تا سریالی روانتر را به مخاطب خود عرضه کند.
مرگ تدریجی یک رویا سهشنبهها ساعت 15/21 از شبکه دو سیما پخش و چهارشنبهها ساعت 14 تکرار میشود.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم