صحبت درباره پاتوق را چه جملهای شروع میکنی؟
پاتوق میتواند برای کسانی که به صورت آغازین میخواهند وارد حرفه فیلمسازی بشوند، بار آموزشی داشته باشد.
از چه نظر؟
وقتی میخواهی یک فیلم 90 دقیقهای یا یک سریال 1260 دقیقهای یا سریال 570 دقیقهای بسازی، وقتداری یک شروع و پایان را در نظر بگیری و قصهپردازی بکنی. ولی همانطور که میگویند ساخت فیلم کوتاه سختتر از فیلم بلند در سینماست، سریال کوتاه ساختن هم از ساخت سریالهای روتین و معمولی خیلی سختتر است.
من در پاتوق دارم تجربه جدیدی را پشت سر میگذارم و آن هم تجربه ساخت 70 فیلم کوتاه است که همه شان باید آغاز و پایان درستی داشته باشند و وسطشان هم جذاب باشد تا بتواند مخاطب را هم جذب کند. در صورتی که در سینمای مستند یا فیلم داستانی کوتاه به مخاطب عام کاری نداری. ولی اینجا باید به قصهات شکل بدهی، مردم را بخندانی یا بگریانی و با یک نتیجهگیری مثبت قصهات را تمام کنی.
بیشتر اینها که میگویی، به فیلمنامه بر نمیگردد؟
فیلمنامهنوشتن خیلی کار سختی است. ولی اگر بهترین فیلمنامه هم درست کارگردانی نشود، اصلا به درد نمیخورد. فرض کن 2 نفر با شرایط و مصالح یک جور توی 2 تا زمین یکجور شروع به ساخت کنند. معلوم است کسی که این که اینکاره نیست، ساختمان بدی میسازد و خانهاش خراب میشود.
فیلمنامه بخش اصلی کار است و حتی میشود گفت 80درصد کار است. ولی کار این 20 درصد باقیمانده برای این که آن 80درصد را به 100 درصد برساند، خیلی سختتر و تعیینکنندهتر است.چون باعث میشود زحمتهایی که آنها کشیدهاند، دیده بشود. برای همین میگویم پاتوق خیلی کار سختی است.
کمی از این سختیها را بگو.
هر روز چندتا بازیگر مهمان داریم. همان پیش تولید یک فیلم 35 یا سریال بلندمدت را ما اینجا در 2 روز مجبوریم انجام بدهیم. چون بازیگرها در کارهای مختلف مشغولند و ما این قدر بودجه نداریم که بتوانیم بازیگرها را آماده به کار نگه داریم تا هر وقت لازم داشتیم ازشان استفاده کنیم.
باید زمان کاریمان را با بازیگریهایی که آزادند هماهنگ کنیم و این باعث میشود پیشتولید سختی داشته باشیم. این پیش تولید درباره بازیگر مهمان شامل چیزهای مختلفی است: پیدا کردن گریم خاص، تهیه لباس، خواندن فیلمنامه، توجیه فیلمنامه، توضیح شخصیت و کاراکترش و قبولاندن این که کار نتیجه خوبی دارد.
تا آنجا که یادم میآید از خیلی وقت پیش برای تولیدش دور خیز کرده بودی؟
بله، حتی با خیلی از بازیگرها هم صحبت کرده بودم. ولی نمیتوانستم آنها را برای کار خودم نگه دارم. برای همین مجبور بودم با توجه به بیکاری به روز تصمیم بگیرم. اصلا فکر نمیکردم این جوری باشد. الان که وارد شدهام میبینم همین تک لوکیشن بودنش خیلی کار را سخت میکند.
در حالی که چند لوکیشن بودن هم گرفتاریهای خودش را دارد. از همه اینها گذشته، باید بازیگر را بیاوری به حال و هوا و به فضای پاتوق نزدیک کنی. ما تصمیم داشتیم با 2 دوربین ظرف 75 روز کار را بگیریم. ولی وقتی شروع کردیم، دیدیم کار 75 روز نیست. تلویزیون خیلی به من لطف داشت و کار را تمدید کرد. با همه اینها احساس میکنم هنوز عقبم و باید خودم را به روزی یک متن برسانم.
به نظرت این میتواند یک قاعده کلی باشد که کارهای اپیزودیک کلا ریزش مخاطب دارد و نمیتواند مخاطب را مثل کارهایی که داستان پیوستهای دارند جلب کند؟
نه، موافق نیستم. خیلی از کارهای روتین به مرور جای خودشان را باز میکنند.
شاید انتخاب گروه در نوع کار خیلی تاثیر بگذارد. درست یا غلط ما از گروه خانواده انتظار کارهای عامهپسندتری را داریم.
خب من سعی میکنم این فضا و تصور را بشکنم. به خاطر بودجه کم این گروه، سطح کیفی کارها خیلی پایین آمده و حتی بازیگرها هم خیلی راغب نیستند. بازیگر میخواهد کار خوب بکند. گروه برایش مهم نیست. چون بودجهاش کم است، ممکن است این اتفاق بیفتد. وقتی بازیگر از متن خوشش بیاید و بداند قرار است با کارگردانی کار کند که کارش خوب است، با قیمت پایین هم کار میکند. من سعی کردم بازیگری که میآید، راضی برود بیرون.
ده، دوازده سال پیش وقتی از گروه خانواده کار میدیدم، میگفتم خدایا چرا این جوری است. بعدها با آمدن مدیریت جدید و تغییر و تحولات دیدیم که کار گروه خانواده روز به روز بهتر شد.
نمونهاش کارهای رحمانیان است یا کار وحید حسینی در «پنجره». پس نظارت خاصی انجام شده که درجه کیفی کارها بالا رفته. اصلا به نظرم نباید راجع به گروه حرف زد. برای تماشاگر گروه مهم نیست، دیدن کار خوب مهم است. گروه بیشتر مربوط به یک طبقهبندی اداری است و ربطی به من سفارش گیرنده ندارد.
حرف آخر؟
متاسفم که در این سالها تعهد و انضباط کاری مخصوصا در مقوله بازیگری از دست رفته و روز به روز هم دارد بیشتر از بین میرود. بازیگرانی دارند وارد عرصه سینما و تلویزیون میشوند که در درازمدت هنر ما را خالی میکنند. قبل از این که دنبال یادگیری حرفهای و درست این مقوله باشند، بیشتر از روی هوا و هوس آمدهاند. این در درازمدت به این حرفه لطمه میزند.