در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در آخرین مصاحبهتان خواندم که گفته بودید در مشهد (چه در پیام و چه در ابومسلم) کار مربیگری نمیکنم؛ چرا؟ مگر فوتبال مشهد چند تا خداداد عزیزی دارد؟
برای من دیگر کار کردن در مشهد سخت است. مصداق این ضربالمثل است که میگویند مرغ همسایه غاز است. شاید چون از خودشان هستم، نتیجه نگرفتنم برایشان سخت است. جو مشهد دیگر برایم غیرقابل تحمل شده است.
الان بیشتر تیمهای لیگ برتر به دنبال تغییر سرمربی هستند. شما هم مثل بعضی از مربیان به کار در تهران اصرار دارید یا فرقی برایتان نمیکند؟
نه، اصراری به کار در تهران ندارم. من معتاد فوتبالم و دنبال جایی میگردم که در آن بتوانم به پیشرفت فوتبال کمک کنم. قصدم کمک به فوتبال است، تهران و شهرهای دیگر فرقی ندارد.
پیشنهاد استقلال اهواز به کجا انجامید؟
اخلاق و رفتار حرفهای ایجاب میکند تا وقتی قراردادی رسمی نشده دربارهاش صحبت نکنیم. به پیشنهاد استقلال اهواز هم مثل پیشنهاد سایر تیمها فکر میکنم، فعلا که چیزی قطعی نشده.
در دوران بازی خیلی به استقلال و پرسپولیس روی خوش نشان ندادید. ممکن است در آینده مربی یکی از این دو تیم شوید؟
در این باره فکر نکردهام. من معتقدم سرنوشت ما آدمها از قبل رقم خورده و روی پیشانی ما نوشته که در آینده چه بر سرمان میآید. برای استقلال و پرسپولیس برنامهریزی نکردهام. اگر قسمت باشد شاید در یکی از این دو تیم هم مربیگری کنم. همان طور که گفتم، نام تیم خیلی برایم مهم نیست. مهم این است که بتوانم فوتبالی را که در ذهن دارم، پیاده کنم.
به کار کردن در کدامیک از این دو تیم علاقه بیشتری دارید؟
ببینید، کار در استقلال و پرسپولیس سخت است و من با توجه به علاقهام به کارهای سخت، کار در این دو تیم را هم دوست دارم. نه من و نه هیچ کسی که در فوتبال ایران است، نمیتواند تمایلش را به کار در این دو تیم پنهان کند، اما چون من به هیچکدام از این 2 تیم وابستگی ندارم، برایم فرقی نمیکند، چون قبلا در این تیمها بازی نکردهام حساسیتها برایم کمتر است. هیچکس نمیگوید خداداد استقلالی است یا پرسپولیسی!
شما دو دوره متفاوت را در ابومسلم تجربه کردید. یکی آن فصل که آمدید و تیم را متحول کردید و یکی هم فصل پیش که با اینکه تیم را خودتان بسته بودید، چندان موفق عمل نکردید. دلیل این دو تجربه متضاد چه بود؟
تیم همان تیم بود و من هم همان خداداد. من که فرقی نکرده بودم، بازیکنان هم همینطور، اما نتایج متفاوت بود. هیچ تغییری در نفرات و تفکرات ایجاد نشده بود. البته مصدوم شدن فرانک آتسو در ابتدای فصل خیلی به تیم ضربه زد. این مدافع آفریقایی یک وزنه غیرقابل گذشت به شمار میرود. اگر زمان میگذشت، تیم ما بهتر میشد، اما تحمل مدیران کم بود. به نظر من، کادر فنی بعدی ابومسلم، نتیجه زحمات ما را گرفت. همانطور که وقتی به پیام آمدم، گفتم ما نتایج زحمات حنطه و چمنیان و مربیان قبلی را میگیریم. به هر حال ظاهرا شوکی که به ابومسلم وارد شد، تاثیرگذار بود.
فکر میکنید صبر و تحمل تماشاگران مشهدی کم بود؟
صبر و تحمل خودم کم بود، نه تماشاگران. وقتی به بازیکن 7 ماه حقوق ندهی، چطور میتوانی از او توقع داشته باشی؟ من پایه کارم را در مربیگری بر رفاقت گذاشتهام، چون خودم در گذشتهای نهچندان دور بازیکن بودم، بازیکنان را با خودم مقایسه میکنم. بهترین راه برای استفاده از خداداد، رفاقت با اوست، در این صورت او بالاترین بازدهی کاری را خواهد داشت. من با تمام بچهها رفیق بودم.
اما ابومسلم هم مشکل حاشیهای کم نداشت.
حاشیه که در تمام تیمها هست، اما رابطه من با بازیکنان بیشتر رفاقتی بود نه استاد و شاگردی. آنها مشکلات مالی را به من نمیگفتند و به دستیارانم انتقال میدادند. من چند بار سر پرداخت نشدن پیشقسط قرارداد بچهها با مدیرعامل تیم درگیر شدم. نمیخواستم اعتباری را که با زحمت بهدست آورده بودم، به آسانی خرج کنم، به همین دلیل میان من و شفق شکراب شد.
و رفتن شما از ابومسلم هم به دلیل همین مسائل حاشیهای بود؟
بله، آن اختلافهایی ک بین من و مدیرعامل تیم به وجود آمد، باعث شد زمینه فعالیتم در باشگاه دیگر فراهم نباشد. وقتی بین سرمربی و مدیرعامل توافق لازم نباشد، تمام تیم ضربه میخورد. با آن اتفاقی هم که در همدان در بازی با پاس به وجود آمد دیگر لازم شد که از ابومسلم جدا شوم.
در فوتبال ایران مربیان بیش از حد در میان فصل تغییر میکنند. یکی مثل امیر قلعهنویی در مس موفق عمل میکند و یکی مثل فیروز کریمی در استقلال مجبور به استعفا میشود. این همه تغییر و تحول به نفع فوتبال ماست؟
دلیل اولش بیثباتی مدیران است. مدیران عامل دولتی در صورت نتیجه نگرفتن، کارشان را از دست میدهند، به همین دلیل نتیجهگرا میشوند. من در فوتبال باشگاهی ایران کمتر دیدم که مدیران از مربیان حمایت کنند. تغییر مربیان در میانه فصل بدون شک به ضرر فوتبال ماست. فرصت و صبر کردن، بهترین کار مدیران در حق مربیان است.
با این حساب، نقش ویرا در موفقیت مقابل استرالیا و صعود ایران به جام جهانی را پررنگ نمیدانید؟
آن تغییر بیشتر یک شوک بود، ضمن اینکه بحث ملی با بحث باشگاهی فرق میکند. این دو موضوع را کنار هم نمیشود گذاشت در بازی با استرالیا، ویرا نمیتوانست تاثیر تاکتیکی روی تیم بگذارد. همانطور که قبلا شنیدهاید بین دو نیمه به بازیکنان گفت بروید داخل زمین و هر کس هر کاری دلش میخواهد انجام دهد اما فقط به صعود به جام جهانی فکر کنید.
نمونه بازی با استرالیا در تاریخ فوتبال ملی ایران تکرار خواهد شد؟
آن بازی بیشتر یک اتفاق بود، نه به خاطر اینکه من در متن آن بودم، اما معتقدم مثل آن روز دیگر نخواهد آمد.
چرا ؟ فوتبال ایران خیلی تغییر کرده یا ...
آن موقع مردم فوتبال را بیشتر دوست داشتند. تلویزیون حاشیههای فوتبال را تا این حد نشان نمیداد و مردم این همه از فوتبال زده نشده بودند. به نظر من، به تصویر کشیدن این حاشیهها برای جوانان بدآموزی دارد. شاید دیگر مردم با تمام وجود تیم ملی را دعا نمیکنند. آن موقع همه میخواستند تیم بعد از 20 سال به جام جهانی برود اما پیروزیهای اخیر تیم ملی، لطف آن موقع را ندارد.
خداداد عزیزی گلهای حساسی برای تیم ملی ایران زد، ستارهای مثل او ظهور خواهد کرد؟
فوتبالیستها میآیند و میروند. حتما در آینده فوتبالیستهای مستعد و خوب زیادی خواهند آمد، شاید هم آمده باشند.
تیم ملی خوب گل نمیزند و خیلیها معتقدند خلیلی و عنایتی بیشتر گلزن باشگاهی هستند تا ملی، نظر شما چیست؟
کل فوتبال ما نسبت به گذشته ضعیفتر شده است. از خلیلی و رضا عنایتی شناخت خوبی دارم، اتفاقا هر دو گلزنان خوبی هستند به شرطی که از آنها خوب بازی گرفته شود، ضمن اینکه نباید فراموش کنیم مهاجمان ما سالها زیر سایه علی دایی بودهاند و طول میکشد تا تیم ملی فوروارد ششدانگ خود را بشناسد.
چارهای هم جز صبر و تمرین کردن نداریم، نمیتوانیم که دوباره دایی را برگردانیم. او بهترین گلزن ملی جهان است و ما که به این عنوان افتخار میکنیم باید تاوان آن را هم پس بدهیم. به نظر من باید به مهاجمان جوان توجه کنیم تا جانشین شایسته او پیدا شود و تا آن موقع مشکلات به قوت خود باقی خواهد بود.
بازی تدارکاتی تیم ملی خیلی کم است و دایی به عنوان سرمربی تیم هم نسبت به این موضوع معترض است.
با او موافقم، بازی تدارکاتی برای تیم ملی آن هم در آستانه مسابقات مهمی مثل مقدماتی جامجهانی باید خیلی بیشتر از اینها باشد، ضمن این که ما باید به دنبال حریفانی قویتر از زامبیا باشیم. مسوولان فدراسیون فوتبال باید به فکر باشند، بدون تمرین و تدارک نمیشود نتیجه گرفت. دایی بهتر از من میداند که در مسابقات ملی نمیشود روی اسم بازیکنان حساب باز کرد. در جریان مسابقه خیلی از ابهامات روشن میشود که اگر مسابقه تدارکاتی وجود داشته باشد، عیبها و نقصانها آنجا خودشان را نشان میدهند نه در مسابقات رسمی. به نظر من اگر الان به جای دایی، فرگوسن هم سرمربی ایران شود بدون بازی تدارکاتی و محک زدن بازیکنان کنار هم نمیتواند نتیجه بگیرد.
بعضیها معتقدند کم برگزار کردن بازیهای تدارکاتی به ترس مسوولان فوتبال از نزول رتبه ایران در رنکینگ فیفا برمیگردد.
اگر در رنکینگ، اول جهان هم باشیم اما به جامجهانی صعود نکنیم چه فایدهای دارد؟ در یک دوره رتبه هجدهم جهان را داشتیم، ولی چک بیستم بود. یعنی واقعا ما از چک قویتر هستیم؟ شاید با بهتر شدن رنکینگها سر بعضیها کلاه برود، اما کسانی که فوتبال را میشناسند خیلی خوب میدانند که رنکینگ هیچ ارزشی ندارد.
ما نباید خودمان را اسیر این رتبهبندیهای تشریفاتی کنیم. بلغارستان و رومانی شاید رنکینگ خوبی نداشته باشند، اما در فوتبال خیلی جلوتر از ما هستند. دل فدراسیون فوتبال اگر به رنکینگ خوش است وای به حال فوتبال ما! خدا آخر و عاقبت فوتبال ما را به خیر کند.
چرا لژیونرهای ما این قدر افت کردهاند؟ هاشمیان، مهدویکیا و علی کریمی سال خوبی را در تیمهای باشگاهیشان پشت سر نگذاشتند.
گفتم کل فوتبالها افت کرده. ما باید بپذیریم که نسبت به چند سال پیش فوتبال ایران ضعیفتر شده است. ما الان اصلا لژیونر نداریم. اگر وحید و مهدی فیکس بازی نمیکنند نظر مربی تیمشان است، ولی ما به نسبت دیگر کشورها خیلی کم به فوتبال اروپا لژیونر معرفی میکنیم. فقط دل بستهایم به همین چند نفری که از قبل در اروپا بازی میکردهاند و طبیعی است که آنها هم به سالهای آخر فوتبالشان نزدیک شوند. ما دیگر براحتی گذشته نمیتوانیم به فوتبال اروپا لژیونر بدهیم. در فصل نقل و انتقالات تیمها بازیکنان آفریقایی را میخرند که هم ارزانتر هستند و هم قویتر.
اما کشورهای آسیای شرقی هم در این زمینه از ما موفقتر هستند. خوب آنها با ما قابل مقایسه نبودند. زمانی ما در فوتبال آلمان چندین لژیونر داشتیم، اما از چین، کره و ژاپن شاید فقط یک نفر در اروپا بازی میکرد، اما الان منچستر و تاتنهام در ترکیب ثابت خود از بازیکنان چشمبادامی بهره میبرند. مدیریت صحیح باعث شده آنها راه لژیونر شدن را بخوبی بیاموزند، ولی ما به دلیل ضعفهایمان نتوانستیم لژیونرهای جدیدی معرفی کنیم و برای لژیونرهای سابق هم شرایط روز به روز بدتر میشود.
تیم ملی با علی دایی به جامجهانی صعود میکند؟
امیدوارم، اما کار سختی داریم. در همین مرحله گروهی هم باید خیلی مراقب باشیم. اگر تکلیف صعود به بازی با سوریه که در آن مهمان هستیم کشیده شود، کار خیلی سخت میشود. به هیچوجه نباید بازی با امارات آن هم با <برونو متسور> را دستکم بگیریم. من بازیهای امارات را دیدهام، تیم خیلی خوبی تشکیل داده و حتی میتواند برای ما خطرناک باشد. به هر حال برای تیم دایی آرزوی موفقیت میکنم.
شما سابقه موفقیت با علی دایی را در تیم ملی داشتهاید، مربیگری دایی را چطور میبینید؟
ما از سال 96 کنار هم بازی کرده بودیم و چشمبسته یکدیگر را پیدا میکردیم. موفقیت در صعود به جامجهانی 98 هم به خاطر همین بازی کردن در کنار هم بود. به نظر من باید به دایی زمان داد. او باید با آرامش به نفرات مورد اعتماد خود برسد. پیدا کردن ارنج ثابت مهمترین کار او در شرایط فعلی است. موفقیت دایی موفقیت نسل مربیان جوان است. خوشبختانه اکنون در فوتبال ما نگاه به مربیان جوان مثبت است و امیدوارم این نگاه ادامه داشته باشد.
احمدزاده از تیم ملی کنار رفته، ممکن است شما جای او به دایی کمک کنید؟
فکر نمیکنم. من علی را خیلی دوست دارم، اما تفکرات فوتبالی ما دو نفر با هم در تضاد است. دو همکار باید تفکرات همسویی داشته باشند.
انتخاب بازیکنان تیم ملی هم مورد انتقاد زیادی واقع شده است. مثلا آخرین نمونهاش دعوت از رحمان احمدی و دعوت نکردن از وحید طالبلو است.
انتخاب بازیکن به عهده مربی است و هیچکس نباید در این مورد دخالت کند. هرچند معتقدم دایی میتوانست با وسواس بیشتری بازیکنان را به اردوی تیم ملی دعوت کند، اما چون مسوولیت نتایج با سرمربی است باید در انتخاب بازیکن هم دست او را باز گذاشت. به نظر من رحمتی انتخاب درستی بود، ولی میرزاپور و احمدی شاید خیلی آماده نباشند. با این که معتقدم طالبلو یکی از بهترین دروازهبانهای ایران است، اما اجازه انتقاد از دعوت نشدن او را به خودم نمیدهم.
راستی از پیام چه خبر، همه میخواهند بدانند تیم خداداد چه وضعیتی دارد؟
ما نه بازیکن درجه یک داریم نه پول، از این رو نباید انتظار زیادی از پیام داشته باشیم.
بازیهای آخر پیام خیلی جنجالی شده بود. درگیری در بازی با نیروی زمینی و استیلآذین ختم به خیر شد!
خدا را شکر که من در هیچکدام نبودم. در بازی با نیروی زمینی که اعضای تیم حریف پس از پایان بازی از اتوبوس پیاده شدند و دعوا راه انداختند و در بازی با استیلآذین هم اتفاق خاصی نیفتاد، اگر هم افتاده من آنجا نبودم که به شما توضیح دهم. فقط میدانم یک درگیری لفظی بین حنطه و علی انصاریان به وجود آمده که تمام شده. به هر حال حاشیه در تیمهای لیگ یکی بیشتر است.
پس پیام به لیگ برتر صعود میکند؟
تا اینجا هم خدا به ما خیلی لطف کرده، سعی میکنیم در پلیآف هم موفق باشیم. به هر حال هر آن کس که دندان دهد، نان دهد. پیام هیچ چیزی ندارد. رنج قرارداد بازیکنان از 4 تا 15 میلیون تومان برای سال است. ادعایی هم نداریم، اما با جوانانی که داریم امیدواریم به لیگ برتر صعود کنیم.
در جام حذفی چه تیمی قهرمان میشود؟
صرفنظر از این که چند تیم از ایران سال بعد در لیگ قهرمانان آسیا شرکت میکنند، دوست دارم بعد از قهرمان شدن پرسپولیس در لیگ، استقلال هم در جام حذفی قهرمان شود.
بازگشت امیر قلعهنویی به استقلال را چطور میبینید؟
مطمئن هستم که او موفق میشود. قلعهنویی متعلق به استقلال است و اگر مدیریت باشگاه با افکار او همسو باشد بیشک موفق میشود.
و سوال آخر، نظر خداداد درباره اختلاف پیشآمده بین علی کریمی و فدراسیون فوتبال؟
من بهتر است در این باره صحبتی نکنم. آن مصاحبه، اولین مصاحبه علی کریمی نبود. او خوب بلد است چطور مصاحبه کند و باید ریشه این اختلاف را در مسائل دیگری جستجو کنیم.
من فقط یک گل به استرالیا زدم
آن گل، لطف خدا و کمک بچههای تیم بود و قرعه بهنام من افتاد تا نتیجه زحمات بقیه را به بار بنشانم. امیدوارم هر سال یک مهاجم طراز اول در فوتبال ملی ایران مطرح شود. اتفاقا یک بار در تمرین تیم پاس با یک بازیکن جوان درگیری لفظی پیدا کردم. او به من گفت تو یک گل به استرالیا زدی میخواهی تمام فوتبالیستها در خدمتت باشند؟ به او گفتم بیانصاف! من فقط یک گل به استرالیا زدم؟ من بازیکن سال آسیا شدم، بهترین بازیکن جام ملتها شدم، در اروپا بازی کردم، در امریکا بازی کردم. متاسفانه خیلیها خداداد عزیزی را تنها با گلی که به استرالیا زد میشناسند. از آن صحنه که گل به ثمر رسید و در مجموع از آن بازی خاطرات زیادی دارم. ضمن اینکه در این چند سال به هر کس که رسیدهام، خاطرهاش را برایم از آن روز تعریف کرده؛ یک نفر در خیابان بوده، یکی در اتاق عمل بیمارستان، یک نفر از شدت هیجان تلویزیون را شکسته، یکی پایش شکسته، یکی داشته نماز میخوانده و ... به هر حال از اینکه من آن گل تاریخی را زدم خوشحالم و افتخار میکنم که باعث شادی مردم شدم.
امیرحسین متقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: