در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در صحنههای دیگر نیز حجم قابل توجهی از انفجار مشاهده میشود، اما برای مخاطبی که فیلمهایی همچون؛ سرزمین خورشید، کیمیا و دوئل را - با جغرافیایی مشابه - دیده، این حجم از صحنهپردازی نمیتواند روایتگر اشغال خرمشهر باشد و بیشتر به درد ابعاد تلویزیونی میخورد تا پرده عریض سینما. اما در برخی مواقع نیز واقعیت داستان تحت تاثیر صحنهپردازیها قرار میگیرد.
مثلا در صحنهای که سمیره به فواد شلیک میکند، تیراندازی از آن فاصله نزدیک و با یک اسلحه ژ 3، آن هم دو تیر پیاپی نباید باعث شود که فردی مانند فواد همچنان زنده بماند و آخرین لحظههای عمر خود را بازی کند.
لطیفی در روز سوم، جنگ را به عنوان موقعیتی قرار داده که وقوع آن سبب میشود آدمهایی که تا دیروز در کنار هم بودند، مقابل هم قرار بگیرند. این موقعیت در برخی لحظات حساس مانند رویارویی سمیره و فواد خوب از کار درنیامده و آنها بعد از رویارویی با یکدیگر، به بحث درباره اینکه خرمشهر برای چه کسی است و... میپردازند.
با اینکه مخاطب حس میکند سمیره نیز نسبت به فواد علاقه دارد اما هیچ لحظه عاطفی در اینجا رخ نمیدهد. ضمن اینکه مخاطب در فیلم واکنش عراقیها را نیز نمیبیند تا نسبت به حس و حال آنها آگاهی یابد و فواد به عنوان تنها شخصیت قابل لمس عراقی، چندان به شخصیت نزدیک نمیشود.
روز سوم یک سکانس درخشان نیز دارد. صحنه خداحافظی ایرانیها با بیسیم از آن لحظاتی است که میتوان آن را جزو سکانسهای درخشان سینمای جنگ قلمداد کرد. لطیفی با اجرای خوب همین یک صحنه هم نشان میدهد که به عنوان کارگردانی حرفهای، توانایی ساخت یک فیلم خوب جنگی را دارد.
اگر زمان بیشتری در اختیار این کارگردان بود و او با سختگیری بیشتری با این اثر برخورد میکرد، قطعا با اثر ماندنیتری مواجه بودیم. فیلم سینمایی روز سوم پنجشنبه گذشته ساعت 22 از شبکه اول سیما پخش شد و قرار است سهشنبه همین هفته ساعت 24 از همان شبکه تکرار شود.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: