بارزترین ویژگی طنازی ، طنزشناس بودن است . این که یک فرد یا گروه چگونه به المان های شادی آفرین واقف و آشنا باشند، اصل مهمی در عرصه های زیبایی شناسی و خلق یک اثر کمیک است .
کد خبر: ۱۷۶۵۷
در مجموعه سازی تلویزیونی به علت حجم کهکشانی مخاطبانش ، می بایست خط فاصله های قراردادی و چاله افکنی ها را که در هر ژانر هنری مد نظر نویسنده و کارگردان آن است ، با پاک کن تمهیدات پرکشش و فیلمنامه ای جذاب پاک کرد. پاورچین تک مثالی است در این باره ، مهران مدیری کارگردان و پیمان قاسم خانی ، نویسنده (در بیشتر قسمتها) آن توانسته اند با شناخت دقیق از ذائقه مخاطبانشان ، پلکان موفقیت را تا این لحظه طی کنند. آنچه که انتقال مفهوم را در حد فاصل تخیل و ابتکار نویسنده اثر تا درک حسی و جذب آن به بیننده باعث می شود، استفاده از بضاعت درونی کاراکتر و درونمایه فیلمنامه آن است . ویژگی های مهران مدیری ، به تنهایی برای امتیاز دهی منطقی و به دور از اغراق به این مجموعه کافی است . او خود با میمیک خاص و چرخشهای ناگهانی به طرف دوربین که از ابتکارات خودش نیز هست ، توانسته فیلمنامه ای جدا از نوشته ای که در دست دارد به نمایش بگذارد. استفاده از چند لوکیشن در رفع خستگی و خمیازه نکشیدن بیننده ، بسیار موثر بوده است . از آنجا که مکانها همگی دست یافتنی و قابل باور هستند، آدمها نیز همان هایی هستند که در گوشه چشمهای ما هر صبح تا شام به فعالیت مشغولند و واکنش های آنان در چنبره روزمرگی و یکنواختی ها گم شده اند که با ذره بین دقت نویسنده اثر، آنان مجال عرضه می یابند و حرفهایشان شنیدنی و حرکاتشان دیدنی می شود. بحث رئیس و مرئوس همچون دارویی گیاهی است که در هر عطاری پیدا می شود؛ اما نحوه استفاده از این گیاه ، راه های گوناگونی دارد که این مهم در «پاورچین » مطرح می شود که ما این گونه مرئوسی را که به شفافیت و به دور از ملاحظات تشریفاتی ، تملق گو و خودکم بین است ، نظاره گر باشیم . «فرهاد» کارمند اداره ای است که رئیس آن به دلیل خندیدن او به جوکهایش رضایت خاطر قلبی از وی دارد. او نه از لحاظ فرم ، غریبانه و دور از ذهن است و نه از حیث محتوا غیرقابل باور. قصه ها سر راست و باورپذیر است . نویسنده مجموعه به دور از مغلق گویی های فلسفی و سیاسی حرف بی پیرایه خود را آذین هر قسمت از مجموعه می سازد که این مهم با بازیهای روان و صمیمی کاراکترها عجین شده است . لفظ سرگرم کنندگی این مجموعه ، بسیار متناسب آن است . در حین تماشا هیچ تکیه کلامی آنقدر در قاب تصویر گل درشتی نمی کند که آزارمان دهد تا که از شنیدن آن خسته شویم . داستانها گاهی در تمجید از روزمرگی است و برای کشف خط داستان نیازی به تامل و تعمق جدی نیست . کافی است با دیالوگی از یک بازیگر همراه شویم تا با نزدیک شدن به محتوای قصه از درک آن نیز احساس خوبی داشته باشیم . فرهاد که با دیدن رئیس خود سر به میز می گذارد، در حقیقت تمکین شرایط این نوع از آدمها را نشان می دهد که برای کسب منفعت ، تن به مصلحت تعظیم هم می دهند. بازی خوب «سحر زکریا» در نقش «مهتاب » و «هدایتی » در نقش «باغبان » یکی دیگر از نقاط مثبت این مجموعه است . طنز جاری در پاورچین علاوه بر خلق موضوعات مختلف ، متکی به بازی بازیگرانش است و «مهران مدیری » با سابقه طنزهای تلویزیونی خود وزنه قابل ارزشی برای حفظ تعادل و ایجاد ریتم پرکشش این مجموعه به حساب می آید. بداهه گویی های آنی و حرکتهای ساده ، ولی جذاب او توانسته سهم دلپذیری از تصاویر را بیشتر کند. موضوعات مطرح شده در پاورچین ، تقابل حس جدی و شوخی است ، آنجایی که انتظار باور قطعی و جدی را داریم ، بطن شوخی و خنده ماجرا ما را غافلگیر می کند و بسادگی می خندیم . تقابل بی مزگی جوکهای رئیس با واکنش اغراق آمیز فرهاد، باعث خلق همان تضاد مفهومی در اثر شده است و این یعنی موفقیت در یکی از وجوه آثار طنزپرداز. «مهتاب » با طبع شعری که دارد به شناخت شخصیتی خود کمک وافری کرده است ، او را دلسوز، پراحساس و زودباور می بینیم که بسط و گسترش تک تک این ویژگی ها سوژه متنوع تری را خلق می کند. تیکهای کلامی و به نوعی ایستگاه های گفتاری برای آشنایی شاخصه های توجه در بیننده بخوبی در مجموعه جاافتاده است . از «جانم جانم » گویی های فرهاد به رئیس خود گرفته تا «یاس من گولای » مهتاب همه و همه به رمز قابلیت های طنز رسیده اند و به نوعی قوام یافته به نظر می رسند. حتی غرولند باغبان پیر آنان در تضاد با رفتار آدمهای خوش اخلاق قصه ها، فضای خوبی را در ایجاد حس شادی و رفع خستگی به وجود آورده است و بدین ترتیب نویسنده هرازگاهی به قهوه خانه ای ساختگی سرک می کشد و آدمهایی را به تصویر می کشد که از انواع شخصیت های ملموس اطرافمان ریشه گرفته اند. آنهایی که هیچ کاری جز نقد فلانها و عیب بهمان ها ندارند و همیشه تنور داغ محفلشان را شکست و یا اخبار دیگران داغ تر می کند. مجموعه «پاورچین» تبلور این اعتقاد است که متن خوب امکانات ساده و بضاعت هنری کاراکترها می تواند اثری جذاب ، دیدنی و سرگرم کننده بیافریند و این مجموعه بی ادعا در طرح موضوع و به دور از کلیشه های رایج همتایان خود توانسته از آزمون سخت جذب مخاطب با موفقیت بیرون بیاید.این مجموعه به حالت پاورچین ، پاورچین ، می خواهد چین و چروک یک روز کاری توام با خستگی را از پیشانی بینندگانش بردارد که در انجام این مهم هم تاکنون تا حدود زیادی موفق نشان داده است .