در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همانطور که از قصه فیلم بر میآید، باز هم با سوژهای درباره جنگ جهانی دوم سر و کار داریم. اما این بار جنگ بهانهای برای مطرح کردن یک سری مسائل دیگر است و خود جنگ در پسزمینه ماجراها قرار دارد. برخی از منتقدان از کیفیت خوب فیلم شگفتزده شده و این سوال را مطرح کردهاند که چنین فیلم خوبی چگونه میتواند یک کار تلویزیونی باشد و نه سینمایی؟
این در حالی است که جک گولد که همزمان در سینما و تلویزیون کار کرده همیشه درکارهای تلویزیونیاش موفقتر بوده و با موفقیت بیشتری عمل کرده است. قصهای که او در این فیلم انتخاب کرد، قصهای غریب است که با موضوعی پیچیده سر و کار دارد.
وی هنگام برگردان سینمایی اثر گرین، کاملا به ساختار و لحن روایتی این کتاب وفادار مانده و با مضمون بازپروری و دوباره خودیابی مردی سر و کار دارد که در دوران جنگ و پس از آن با مشکلات زیادی روبهرو شد. کاراکتر اصلی فیلم وکیلی است که ناگهان خودش را پشت میلههای زندان میبیند. وی که ناتوان و درمانده است، میخواهد همه مایملک و داراییاش را با کسی تقسیم کند که جایش را با او عوض کند.
او دست به اینکار میزند تا زندگی و جانش را نجات دهد و طرف مقابل تغییر هویت را میپذیرد تا بتواند با میراثی که به جا میگذارد از مادر و خواهرش حمایت کند. سه سال پس از این ماجرا، مرد در شرایطی به خانه مسکونیاش برمیگردد که نمیتواند هویت خود را آشکار کند. زبان فیلم از این جای قصه لحنی ملودرام به خود میگیرد که تا مطرح شدن گره اصلی ماجرا ادامه پیدا میکند.
کاراکتر چاول به نوعی یک هیولاست و در شرایطی به ترز نزدیک میشود تا حس اعتماد او را جلب کند که ترز نمیداند شخصی که همراه اوست در حقیقت همان کسی است که ازاو متنفر است و قصد انتقام گرفتن از او را دارد. این نکته تضادی در دل قصه فیلم ایجاد میکند که باعث جذب تماشاچی به پیگیری ماجراهای بعدی میشود. در حقیقت تماشاچی از هویت واقعی چاول با خبر است و مشتاق است ببیند وقتی ترز هم این موضوع را کشف کند، چه اتفاقی میافتد.
«مرد دهم» زمانی برگ برندهاش را رو میکند که فیلم با ورود درک جاکوبی، وارد یک چرخش ناگهانی و غیر قابل باور میشود. حضور او در پرده سوم فیلم هیجان خاصی ایجاد میکند. او ادعا میکند همان کسی است که در حقیقت کاراکتر هاپکینز است. وجود جاکوبی انرژی تازهای به قصه میدهد و باعث تماشاییتر شدن فیلم میشود.
در شرایطی که بیننده نگران آن بوده که واکنش ترز در مقابل کشف هویت واقعی چاول چه خواهد بود، ناگهان سر و کله کسی پیدا شده که هویت چاول را جعل کرده و خودش را چاول معرفی میکند. حالا فیلم با دو شخصیت قلابی و دروغین روبروست: یکی چاول واقعی که با هویت فرد دیگری وارد منزل ترز شده و یکی چاول دروغین که هویت چاول دروغگو را جعل کرده است. در اینجاست که فیلم شخصیت شرور واقعی قصه را معرفی میکند.
فیلمنامه «مرد دهم» با آن که گذشته هاپکینز و برخی اقدامات او را مورد نکوهش قرار میدهد، ولی با ورود جاکوبی وی را به عنوان کاراکتری که قابل قبولتر است، معرفی میکند. اگر کاراکتر جاکوبی یک جنایتکار است، کاراکتر هاپکینز هم کسی است که باعث مرگ یک آدم شده است.
همین تناقضهاست که دیدن فیلم را تبدیل به تجربهای لذتبخش میکند. جک گولد برای ساخت فیلمش از لحن و زبانی سینمایی بهره گرفته است. بازیها و فیلمبرداری خوب و قابل قبول است و بویژه خیمهشب بازیهای هاپکینز و جاکوبی و رفتار دوگانهشان خیلی طبیعی و مقبول بهنظر میرسد.
مهمترین عنصر فیلم «مرد دهم» فیلمنامه آن است که در زیر ظاهر سادهاش، قصد بیان حرف بزرگتری دارد. این حرف و نکته چیزی است که در نمونههای مشابه فیلمهای جنگی ندیدهایم و از این نظر فیلم یک کار و تجربه جدید است. فیلم سینمایی مرد دهم جمعه ساعت 30/20 از برنامه سینما 4 پخش میشود.
کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: