خزر به تاریخ می پیوندد

موقعیت استثنایی و ممتاز جغرافیایی و سیاسی ایران و تمرکز منابع سرشار و غنی انرژی در آن ، سبب شده است که ایران همواره در طول تاریخ مورد تعرض و تجاوز همسایگان و قدرتهای مختلف استعماری قرار گیرد و به شیوه های گوناگون ، بخشهای
کد خبر: ۱۷۴۷۴
عظیمی از خاک خود را از دست بدهد. بحث دریای خزر نیز از همین مقوله است که در طول 200سال گذشته بتدریج از زیر چترحمایتی ایران خارج شده است . در طول تاریخ چندهزارساله ایران ، خزر جزئ لاینفک ایران بوده است و دولتهای مختلف همواره با تمام توان آن را حفظ کرده اند؛ اما سالهای 1880به بعد برای ایران و دریای خزر سالهایی سیاه بود. نزاعهای خونین و جنگهای متمادی که میان ایران و روسیه تزاری به وقوع پیوست و شکستهای پی درپی ایران از روسیه ، چاره ای جز تن دادن به خواست و اهداف روسیه از سوی ایران باقی نگذاشت . قراردادهای ترکمانچای و گلستان که ننگین ترین شرایط را پیش روی ایران نهاد، سبب شد سرزمین قفقاز عملا از ایران جدا شود که به این ترتیب قسمت بزرگی از دریای خزر از کنترل ایران خارج شد. ایران چندین دهه با شرایط نکبت بار پیش آمده توسط حاکمان بی کفایت قاجار، به اجبار کنار آمد و از حقوق طبیعی خود همانند سالیان گذشته چشم پوشی کرد. در سالهای 1921و 1940هنگامی که آتش جنگهای اول و دوم جهانی برافروخته شده بود، شوروی از هراس حمله احتمالی ایران برای بازپس گیری مناطق ازدست رفته ، بی درنگ موافقتنامه های گذشته را ملغا اعلام کرد و مالکیت ایران را بر نیمی از دریای خزر به رسمیت شناخت . تا سال 1991که اتحاد جماهیر شوروی از هم نپاشیده بود، مشکلی از نظر اجرای توافقنامه موجود بین ایران و روسیه وجود نداشت ؛ ولی با متلاشی شدن شوروی و ظهور کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق ، سهم 50درصدی ایران از دریای خزر بار دیگر به مخاطره افتاد. (ذکر این نکته ضروری است که در تمام سالهایی که ایران برطبق موافقتنامه های فیمابین نیمی از دریای خزر را در اختیار داشته بود، شوروی همواره به دست اندازی و جذب منابع مربوط به ایران مشغول بوده است ). حال موضوع اصلی ، حضور 5کشور به جای 2کشور روسیه و ایران است که هر کدام ادعایی جداگانه برای دستیابی بیشتر به آبهای طلایی این دریاچه را مطرح می کنند. کشورهای تازه استقلال یافته شوروی به منظور متقاعد کردن ایران برای صرف نظر کردن ادعای مالکیت 50درصدی بر دریای خزر فشار بسیاری را بر ایران وارد می آورند، که این امر به سبب منابع سرشار این دریاچه ، طبیعی به نظر می رسد. از سویی ، کشور آذربایجان که همسویی کاملی با سیاست های ایالات متحده که خود به عنوان شریک ششم در منطقه خودنمایی می کند دارد. آذربایجان سعی دارد خزر را دریای آزاد معرفی کند تا بدین ترتیب بتوانند بر بخشهای بیشتری از منابع غنی کاسپین دسترسی داشته باشد. این کشور بخوبی می داند که در صورت تقسیم و یا استفاده به صورت مشاع از این دریا نمی تواند به سیاست های غیرصحیح خود جامه عمل بپوشاند. از طرف دیگر، کشور روسیه معتقد است که این دریاچه باید تقسیم و در کنار آن ، با بهره برداری به صورت مشاع به خدمت گرفته شود. هرچند نظریه روسیه نیز قابل تامل است ؛ اما به نظر می رسد که تحقق چنین پیشنهادی که بعید است از سوی همگان مورد موافقت قرار گیرد، به زمان زیادی نیازمند است . ایران نیز بر سر تقسیم دریای خزر نظرات گوناگون و متنوعی را مطرح کرده است . راهکارهای ارائه شده از سوی ایران دارای هیچ وجه مشترکی نیستند و به همین دلیل نیز ایران نتوانسته است که به اهداف خود دست یابد. ایران از سویی بیان می دارد که توافقنامه های 1921و 1941باید به رسمیت شناخته شود و نیمی از دریای خزر به ایران تعلق بگیرد و کشورهای دیگر فقط بر سر نیمه دیگر با هم به توافق برسند و به عبارتی دیگر موضوع نسبت های مساوی دوطرفه میان خود و روسیه را مطرح می کند و از سویی دیگر اعلام می دارد که با توجه به اوضاع موجود، حاضر است به 20درصد از دریای خزر نیز رضایت دهد. دیدگاه های ارائه شده از سوی ایران توسط کارشناسان مختلفی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است که در این ارتباط می توان به نظرات آقای دکتر ابراهیم شجاعی اشاره کرد. این گروه از کارشناسان معتقدند که ایران به هیچ عنوان نباید حتی از یک وجب از دریای خزر بگذرد و باید با جدیت تمام بحث سهم مساوی و 50درصدی از خزر را مطرح کند. همچنین اعلام می دارند که ایران باید بدون توجه به شرایط موجود و حتی باوجود احتمال ایجاد جنگی دوباره بر سر اهداف خود پافشاری کند. اما به نظر می رسد که قراردادهای 1921و 1941دیگر نمی توانند کارآیی لازم را داشته باشد و ایران نخواهد توانست که این موافقتنامه ها را به کشورهای ذی نفع بقبولاند. در دورانی که هر روز دهها موافقت نامه ، قرارداد و... زیرپا گذاشته می شود و عمر آنها حتی به چند روز نیز نمی رسد، چگونه انتظار داریم به عهدنامه ای که بیش از 80سال از عمر آن می گذرد بها داده شود. گذشته از این که قراردادهای فوق تنها در میان 2کشور برقرار بوده است نه در میان 5کشور کنونی . طبیعی است که با قرارداد فوق نمی توان نظرات کشورهای جدید را تامین کنیم و به ناچار باید به دنبال راه حل دیگری باشیم . گروهی دیگر از کارشناسان اعتقاد دارند که ایران باید به راه حل دوم یعنی قبول 20درصد از دریای خزر رضایت دهد. این نکته با توجه به این که ایران یکی از 5کشور حوزه خزر است ، از سوی ایران مطرح می شود. سهم 20درصدی هنگامی عملی می شود که هر کدام از 5کشور موجود و یا حداقل خود ایران ، صاحب 20درصد از سواحل دریای خزر باشد؛ ولی وقتی واقعیت نشان می دهد که از 6380کیلومتر خط ساحلی دریای خزر، تنها 992کیلومتر و یا به عبارتی بهتر فقط 13درصد از این سواحل به ایران تعلق دارد، نه تنها مطرح کردن سهم 50درصدی از سوی ایران بی معنی خواهد بود، بلکه عملا حتی سهم 20درصدی ایران نیز به فراموشی سپرده می شود. ایران باید پذیرای این موضوع باشد که متاسفانه در حال حاضر تنها 13درصد از سواحل خزر را در اختیار دارد و تلاشهای خود را به جای معطوف کردن بر سر مسائل متفرقه ، براساس واقعیت ها و مالکیت موجود خود بکار برد. براساس آمار و اطلاعات ارائه شده از سوی آژانس بین المللی انرژی ، ذخایر موجود در دریای خزر بین 5/17- 34 میلیارد بشکه برآورد شده است . از سویی دیگر کارشناسان ایالات متحده ذخایر موجود را بین 50 - 70میلیارد بشکه ارزیابی کرده اند که از این میان 75درصد ذخایر عمده دریای خزر در سواحل قزاقستان (شمال کاسپین) و 25درصد باقیمانده در قسمتهای جنوبی دریا قرار دارد. به این ترتیب واضح است که به ایران اجازه داده نخواهد شد که بتواند بیش از 13درصد از دریای خزر را در اختیار بگیرد. گذشته از مساله نفت ، منابع سرشار و ارزشمند گازی را نباید نادیده بگیریم که خود دلیلی دیگر در رقابت کشورها در کسب سهم بیشتر از آبهای گوهربار این دریا است . براساس آمار ارائه شده از سوی شرکت BP منابع گاز آذربایجان ، قزاقستان و ترکمنستان به ترتیب 85درصد، 84/1 و 86/1 تریلیون مترمکعب برآورد شده است . همچنین ذخایر احتمالی برای این 3کشور 9/1، 5/2 و 88/5 میلیارد مترمکعب تخمین زده شده است که این ذخایر در حدود 10درصد از ذخایر گازی جهان را تشکیل می دهد. وجود چنین ذخایر ارزشمندی آینده درخشانی را برای هر کشوری نوید می دهد و باعث می شود که کشورهای همسایه دریای کاسپین ، تمامی قراردادهای گذشته را نادیده بگیرند. ایران از نظر سیاسی در این ارتباط بسیار پراکنده و گسسته عمل کرده است . به طوری که یک زمان سعی در نزدیکی با روسیه و برقراری ارتباط بااین کشور می گیرد و زمانی دیگر اقدام به برگزاری نشست های مختلف با 3کشور دیگر می نماید. ما باید به این نکته توجه کنیم که کشورهای آذربایجان ، قزاقستان و ترکمنستان از پیکره روسیه هستند و هرچند در حال حاضر و بظاهر هر کدام سیاست ها و نظرات خویش را دنبال می کنند؛ ولی در واقعیت بر سر هر تصمیمی پیشاپیش با هم به توافق رسیده و نظر واحدی را به اشکال مختلف ابراز می کنند که در کل باعث سردرگمی ایران و ناتوانی آن در مقابله با هر کدام از 3کشور از پیش متحد است . حضور ایالات متحده در منطقه ، که در شرایط کنونی خود را به عنوان شریک ششم در کنار کشورهای همسایه خزر مطرح می کند و به طور مستقیم و آشکارا به دخالت در سیاست های اتخاذ شده از سوی این کشورها در مورد خزر اقدام می کند، اثر سیاست های ایران را در همراه کردن کشورهای آذربایجان ، قزاقستان و ترکمنستان با خود را به طور چشمگیری کاهش می دهد. ایالات متحده با وجود این که بخوبی می داند هزینه اکتشاف و استخراج منابع دریای خزر بسیار بیشتر از عملیات مشابه در خلیج فارس و منطقه خاورمیانه است ؛ اما به لحاظ سیاسی و برای این که ایران را در فشار و مضیقه نگاه دارد، با حضوری قدرتمند در دریای خزر سعی در کمرنگ کردن سیاست های مطرح شده از سوی ایران دارد که تاکنون در این زمینه موفق بوده است . به هر حال با توجه به وضع موجود ایران باید باسیاستی واحد و جامع که با توجه به واقعیت های ترسیم شده باشد به دفاع از حقوق از دست رفته خویش بپردازد و تنها این نکته را در نظر بگیرد که تنها 13درصد از دریای خزر به ایران تعلق دارد و قراردادهای گذشته و پوسیده را به فراموشی بسپارد.
مولف : علی اخلاق نجات
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها