در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بحث ما پیرامون «رسانه ملی و مدیریت بحران» است، اما فکر میکنم قبل از این که وارد این بحث شویم باید ابتدا مفهوم بحران را بررسی کنیم. میخواستم ببینم شما به یک مفهوم ملموس و عینی از بحران رسیدهاید؟
در مورد بحران عملا یک تعریف واحدی که مورد اتفاق همه باشد، وجود ندارد،لکن آن چیزی که ما به آن بحران میگوییم عبارت است از وضعیتی ناپایدار و متزلزل که در چارچوب آن وضع موجود در حال تغییر و توام با تنش و اصطکاک و نارضایتی است.
و به خطر افتادن منافع جمعی اعضای یک جامعه ...
بله، به عنوان یک جمله تکمیلی میتوان این را هم اضافه کرد که برای قسمت عمدهای از جامعه این وضعیت تهدید به شمار میرود و آنها خود را در معرض آسیب میبینند. پس ما به این شرایط، بحران میگوییم. در شرایط بحران باید افراد و دستگاهها و سازمانها نقش خود را بشناسند و برای نقش پیشبینیهای لازم و برنامهریزی داشته باشند.
به نقش افراد و سازمانها اشاره کردید. با توجه به این که موضوع مورد بحثمان هم رسانه ملی و مدیریت بحران است، اگر موافق باشید درباره مدیریت بحران توضیح دهید که به چه معنی است؟
بحران در حقیقت وضعیتی است که مدیریت بر آن بسیار ضروری و لازم است یعنی اگر بحران مدیریت نشود، آسیب و خسارت به مراتب بالا میرود و بسیار پیش از وضعیت عادی خواهد بود. البته ما در وضعیت عادی هم نیاز به مدیریت داریم. یعنی هر هدفی که برای یک مجموعه تعریف شده است، با مدیریت آن مجموعه میتوان به اهداف مورد نظر رسید و اگر آن مجموعه مدیریت نشود، زیان خواهد دید و ظرفیتها و اقدامات آن به هدر خواهد رفت.
طبیعی است که مدیریت بحران، مدیریت بسیار سخت و دشواری است. چون به هر حال بحران یعنی شرایط سخت و به تبع آن مدیریت شرایط سخت هم، سخت و دشوار است. در مواقع بحرانی، زمان بسیار اندک است و عوامل بسیار متعددی هم در این مواقع دخیلاند و فشارهای روحی و روانی بسیاری هم وجود دارد و عوامل دیگری که دست به دست هم میدهند و مدیریت بحران را به یک مدیریت سخت و دشوار تبدیل میکنند.
پیش از به وجود آمدن بحران، آیا میشود نقاط و مسائل بحرانخیز را پیشبینی کرد؟ مثلا به لحاظ جغرافیایی یا حوادثی که به ظاهر معمولی و عادیاند و منجر به بحران میشوند و ...
بحرانها انواع و اقسام دارند. بحرانهای ناشی از بلایای طبیعی که تا حد زیادی قابل پیشبینی نیستند. مثلا زلزله، طوفان و سیل (حالا سیل را تا چه حدی میشود مسیرش را یا زمان نزول باران را از طریق هواشناسی فهمید که البته آن هم قطعی نیست) عموما بحرانهای طبیعی از نظر زمان و مکان وقوع غیرقابل پیشبینیاند؛ اما این که در صورت وقوع بحران چه اتفاقی خواهد افتاد، این قابل پیشبینی است و براساس این پیشبینی میتوان میزان خسارت را بسیار پایین آورد. بحرانهای ناشی از مسائل سیاسی، اجتماعی هم هست که قاعدتا امکان پیشبینیاش بیشتر از بحرانهای طبیعی است؛ چراکه مراحل مقدماتی دارد تا برسد به مرحله بحران. با این همه زمان و مکان این نوع بحران را هم به صورت دقیق نمیتوان پیشیبنی کرد. لذا برای این نوع بحرانها همه مسوولان ذیربط که عمدتا مسوولان امنیتی کشور هستند، پیشبینیهای لازم را باید بکنند. بحرانهایی هم که ناشی از دخالت یا حمله دشمن خارجی است که باز هم صددرصد قابل پیشبینی و قطعی نیست. در هر حال زمان و مکان بحران را نمیشود پیشبینی کرد و البته حجم بحران، شدت و خسارت بحران قابل پیشبینی و برنامهریزی است، ولی وظیفه مدیریت بحران در هر دستگاهی این است که وضعیتهای مختلف احتمالی را که ناشی از مسائلی است که میتواند منجر به بحران بشود، پیشبینی کند و برای کاهش تلفات و خسارات برنامهریزی کرده و آموزشهای لازم را ارائه نماید.
ما در سالهای پس از انقلاب اسلامی، بحرانهای گوناگونی را از سر گذراندهایم. میتوانیم 30 سالی را که از انقلاب میگذرد به لحاظ وقوع بحران به دورههای مختلفی تقسیم کنیم؟
چون انقلاب اسلامی پدیدهای بود که منافع بسیاری از ابرقدرتها را به خطر انداخت. لذا از همان ابتدا وقوع و تثبیت انقلاب، تهدیدهای متفاوتی از طرف کشورهای دشمن به وجود آمد که هم به صورت خارجی این تهدیدها اعمال شد که نمونه بارز آن هشت سال دفاع مقدس بود و هم به صورت داخلی که البته این تهدیدها نیز منشأ خارجی داشت و در حقیقت توسط عوامل داخلی ابرقدرتها ایجاد میشد. به نظر من، دوره اول دوره ابتدای انقلاب بود؛ دورهای که ما در نقاط مختلف مثل گنبد و ترکمن صحرا، کردستان، سیستان و بلوچستان، آمل و... با بحرانهایی مواجه شدیم و اقداماتی که از طرف گروهکهای معاند و منافقین شاهد بودیم. دوره دوم، دوره دفاع مقدس است که حمله خارجی بود که به عمق شهرهای ما کشیده شد و کشورهای بسیاری هم از دشمن خارجی ما حمایت میکردند. در دوران پس از دفاع مقدس هم بحرانهای متعددی داشتهایم که متفاوت بود، با دو بحران قبلی و عمدتا به سمت افزایش مطالبات سیاسی و ناامنیهای داخلی بود که خب با توجه به این که این انقلاب در حقیقت یک ریشه بسیار قوی مردمی دارد و این ریشه در این 30 سال همچنان حفظ شده، با تکتک این بحرانها که بزرگترینش همان جنگ تحمیلی بود، بخوبی مقابله و برخورد شد. بحرانهای طبیعی نیز در این 30 سال داشتهایم که ناشی از وضعیت جغرافیایی کشورمان است.
باید توجه داشت که کشور ما از لحاظ طبیعی کشور بحرانخیزی است و زمینه بلایای طبیعی در آن فراوان است. زلزلههای بزرگی مثل رودبار، بم، لرستان و... را هم شاهد بودیم.
با توجه به این که رسانههای جمعی و نیمه جمعی دیگری نیز در جامعه ما وجود دارند و به هر روی در حال اطلاعرسانی هستند مثل شبکههای ماهوارهای، سایتهای خبری و حتی وبلاگها و ... در نقشی که برای رسانه ملی در مواقع بحرانی در نظر گرفته شده است، آیا به تنش رسانههای دیگر نیز توجه شده است؟
بله، نقش این رسانهها را نمیتوانیم منکر شویم. سایتها، وبلاگها، ماهوارهها و رسانههای دیگر را، ولی باید ببینیم نقش آنها چقدر است؟
با توجه به این که این رسانهها تعدادشان بسیار زیاد است و دیدگاهها و نظرات مختلفی دارند و بسیاری از آنها در تضاد باهم هستند، بنابراین مرجعیت پیدا نمیکنند. وبلاگها که شخصی است، مرجعیت آنچنانی ندارند. اما سایتها که شناخته شدهتر هستند چرا. ولی همین سایتها نیز به علت تعددشان و دیدگاههای متفاوت و متضاد خیلی نمیتوانند برای عموم مردم مرجعیت داشته باشند. ضمن این که گستردگی همه این رسانهها باهم، قابل قیاس با نفوذ و گستردگی رسانه ملی نیست. رسانه ملی بیشترین مرجعیت و بیشترین مخاطب را در جامعه دارد ولی با این همه رسانههای دیگر هم هستند و تاثیر خودشان را بر جای میگذارند.
درباره همایش در رسانه ملی و مدیریت بحران، بفرمایید که با چه اهدافی برگزار میشود و اساسا سازمان صدا و سیما چه دستاوردهایی را از آن مطالبه میکند؟
با توجه به این که در سازمان به موضوع مدیریت بحران، صورت علمی و تلفیقی از علم و مدیریت کمتر پرداخته شده بود، احساس نیاز شد که به این موضوع هم با رویکرد علمی و هم با رویکرد کاربردی و مدیریتی به صورت جدیتر پرداخته شود. از حدود یک سال و نیم قبل این پیشنهاد داده شد تا همایشی برگزار شود و تجربیات مدیریتی موجود در سازمان صدا و سیما مدون و آماده شود و از طرف دیگر مباحث نظری و تئوریکی که در محافل آکادمیک و دانشگاهی وجود داشت نیز در کنار این تجربیات قرار بگیرد. برای همین فراخوان مقاله صورت گرفت و تعداد زیادی مقاله رسید. مرکز تحقیقات سازمان نیز به کمک آمد و اساتید و کارشناسان دانشگاهی توسط این مرکز دعوت شدند و حدود 20 مقاله را به عنوان مقالههای برتر انتخاب کردیم تا در همایش ارائه شوند. در کنار این، کارگروههایی نیز تعریف کردیم که در حقیقت، قبل از این که همایش برگزار شود، این کارگروهها بحثهای فکری، علمی و تجربی را پیرامون موضوع رسانه و مدیریت بحران، مطرح کردند. این سه کارگروه به این ترتیب بودند که یکی موضوع وضعیتهای قبل از بحران را بررسی میکرد به مسوولیت آقای دکتر آقامحمدی رئیس گروه مشاورین، کارگروه دیگر وضعیت حین بحران را در دستور کار داشت به مسوولیت آقای دکتر خجسته، معاونت صدای سازمان و کارگروه پس از بحران نیز با مسوولیت آقای دکتر پورحسین مدیر شبکه 4 سیما موضوع را پی گرفتند. اعضای این کارگروهها را تعدادی از اساتید دانشگاه و مدیران سازمان تشکیل میدادند و جلسات متعدد و متوالی را برگزار کردند و دست آخر جمعبندی مباحث را آماده کردند تا در همایش ارائه و سپس به صورت مناسب و با لحاظ محدودیتهای مربوط منتشر شود و در اختیار تمامی حوزههای سازمان قرار بگیرد. علاوه بر این مصاحبههایی هم داشتیم با مقامات مختلفی که میتوانستند در این بحث نقش داشته باشند و تجربیاتی داشتند و این مصاحبهها هم به نحو خوبی با ملاحظات مذکور منتشر خواهد شد. یک هدف اصلیامان از همایش هم فرهنگسازی و همراه سازی مدیران و کارکنان و اساتید دانشگاهی در این رابطه بود و این هدف هم تا حد زیادی تامین و بحث مدیریت بحران تبدیل به یک بحث جدی گردید و تمام واحدها سعی میکنند، نقش خودشان را در این موضوع روشن کنند.
بحث من درباره موضوع تمام شده چه قدر امیدوارید که این همایش و فعالیتهای علمی از این دست بتواند، سازمان و تمام اجزای آن را با ستاد فوریتها که در مواقع بحران، مسوولیت اصلی را دارد همراه کند.
ستاد فوریتها، چیزی جز بدنه سازمان نیست یعنی ما یک سازمان مجزایی را برای ستاد فوریتها ندیدیم. فلان مدیری که مسوول بهمان شبکه است در ستاد هم مسوولیت یکی از بخشها را دارد یا کارمندی که در حالت عادی یک مسوولیتی به عهده دارد، در شرایط بحران هم کاری که برایش تعریف شده انجام خواهد داد.
نکته دیگری هم که باید به آن اشاره شود، هماهنگی سازمان صدا و سیما با سازمانها و دستگاههایی است که به نوعی در موضوع مدیریت بحران مسوولیت و نقش دارند. این موضوع هم در ستاد فوریتها در دستور کار قرار دارد و با دستگاههای مختلفی مثل سازمان هلال احمر، شهرداری تهران، استانداریها، وزارت کشور، نیروهای مسلح، بسیج و ارتباطات ستاد فوریتهای سازمان صدا و سیما تعریف شده است و این که در مواقع بحران تعامل کاری و مدیریتی باید به چه نحوی باشد.
در مراکز استانها نیز، ستاد فوریتها جدا از کاری که در تهران به عنوان مرکز انجام میدهد، چند سالی است تشکیل شده است و بحث آموزش و کسب آمادگی دنبال میشود. برخی از استانهای ما که بعضی از حوادث و بحرانها را از سر گذراندهاند مثل لرستان یا کرمان صاحب تجربیاتی هستند که در رسانه از این تجربیات بسیار استفاده شد. مثلا در ماجرای زلزله بم، به گفته خیلی از افراد نقشی که رادیو در آن شرایط بحرانی ایفا کرد و توانست آن جو روانی نامناسب را تخفیف دهد و مشکلات روانی را کم کند و روحیه بدهد به افراد، بسیار بالا و ارزنده و تعیین کننده بود، بخصوص در روزهای اولیه پس از زلزله بم.
برنامههای این دو روز همایش برای مخاطبان چیست؟
در روز اول کار کارگروهها جمعبندی و ارائه خواهد شد. در روز دوم، که روز اصلی همایش است، از برخی از مسوولین مملکتی برای سخنرانی دعوت شده است، از جمله آقای مهندس ضرغامی ریاست سازمان برای سخنرانی اختتامیه حضور خواهند یافت. از میان 20 مقاله برتر، سه مقاله برگزیده، ارائه میشود و از نویسندگانش تقدیر خواهد شد. در قسمتی از روز دوم نیز گزارشی از فعالیت کارگروهها ارائه خواهد شد.
ممنون از شما که در این گفتگو شرکت کردید.
من هم از شما سپاسگزارم.
نقش رسانه ملی در بحران
باید ابتدا ظرفیت و جایگاه رسانه را روشن کنیم. به گمان من، هر روز که میگذرد، نقش رسانه در حیات جمعی و حیات شخصی آدمیان در این دنیا افزایش مییابد. الان سرعت افزایش نقش رسانهها به گونهای است که مثلا با دو سال پیش بسیار متفاوت است. یعنی دو سال پیش نقش رسانهها کمتر از امروز بود و قطعا دو سال بعد هم و سالهای آینده و همین طور که جلوتر میرویم، نقش رسانهها در زندگی مردم روز به روز بیشتر میشود. این موضوع خود نشاندهنده ظرفیت رسانه است. در کشور ما با توجه به این که رسانه ملی از گستردگی خاصی روبهرو است و شبکههای رادیویی و تلویزیونی بسیاری دارد (حدود 107 شبکه)، چه برای مخاطبان داخلی و چه برای مخاطبان خارجی؛ این تاثیرگذاری خیلی بیشتر است در قیاس با سایر رسانههای بزرگ. در شرایط بحران با توجه به تعریفی که شد و محدودیتهای زمانی که فاکتور بسیار مهمی است، رسانه شاید بتوان گفت که در میان سایر دستگاهها و سازمانهای حاکمیتی بیشترین تاثیر را میتواند در مهار، کنترل و کاهش خسارات بحران داشته باشد و از این جهت است که رسانه ملی پی برده است که باید برای مدیریت بحران ساختاری را تعریف و سازوکارهای اجرایی را پیشبینی و سازماندهی نماید تا بتواند در مواقع بحرانی به نحو احسن نقش خودش را ایفا کند. ستاد فوریتهایی که در سازمان صدا و سیما تشکیل شده است، به همین منظور ایجاد شده و با هفت کمیتهای که با مسوولیت معاونین ذی ربط صدا و سیما تشکیل شده، در حقیقت از تمام ظرفیتهای صدا و سیما در این ستاد بهره گرفته شده است تا روشهای کاری پیشبینی و آموزشهای لازم داده شود و مانورهای فرضی برگزار شود تا مواقعی که خدای ناکرده با شرایط بحرانی روبهرو شدیم، بتواند وظیفه خودش را به درستی انجام دهد.
محمود جوانبخت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: