در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
علیرضا خمسه یک کمدین است و دارد از حال و روزهای کمدینها میگوید که باید حتی وقتی هزار و یک دلیل برای گریه دارند، باز هم مردم را بخندانند. این خاطره بیشتر به فهمیدن و درک حرفش کمک میکند: «فیلم «چشم شیطان» تنها فیلمی است که در آن جدی بازی کردهام. آن موقع یک بحران عاطفی شدید داشتم و برای تخلیه آن نیرو و هیجانات منفی، نیاز به نقشی داشتم که در آن، تمام احساسات منفیام را تخلیه کنم. آنجا نقش کارآگاهی را داشتم که بزنبزن میکرد. سر همین فیلم چنان با مشت زدم زیر چشم آقای برسوزیان که بنده خدا یک ماه زیر چشمش سیاه بود. هنوز که میبینمش خجالت میکشم.»
خمسه را علاوه بر بازی، در مقام مجری تلویزیون هم میبینیم. خودش توضیح میدهد: «وقتی فیلمنامه خوبی نیست و خودت هم فکر خوبی نداری، سر از مسابقه و اجرای برنامهها درمیآوری دیگر. اجرا برای ما مثل مسافرکشی برای کارمندان دولت است، به فاصله بین این سریال تا سریال بعدی را مسافر میزنیم.»
اگر آنتونی کویین، داش آکل بود...
«من خیلی دوست داشتم بوف کور را بسازم، ولی متاسفانه خیلی از فیلمسازها زیر نام نویسندهاش میخواستند این کار را بکنند، ولی هیچ کس کارش به آن نقطه به اصطلاح «فراز» نرسید، اما من خیلی دوست داشتم بعد از «داش آکل» این داستان را بسازم. ساخت «داش آکل» هم پیشنهاد تهیهکننده نبود. میدانید که حجم قصهاش خیلی کمتر از فیلم است، یعنی در فیلم چیزهایی بهش اضافه شده. اتفاقا آن موقع، ابراهیم گلستان و خیلیهای دیگر، فیلم را به یک شکلی تایید کردند، حتی آن تکههایی را که به داستان اضافه شده بود، تایید کردند.» مسعود کیمیایی بعد از این همه سال درباره یکی از فیلمهایش که براساس داستانی از نویسنده پیشرو و ایرانی ساخته حرف زده. میدانستید قرار بوده نقش اول این فیلم را آنتونی کویین بازی کند؟
«آنتونی کویین آمد و حتی قراردادش را هم بست و تهیهکننده فیلمهای کاوه هنوز هم قراردادش را دارد؛ ولی ما اوایل کار نمیفهمیدیم چرا با آمدن او مخالفت میشود، هرچند بعدش فهمیدیم نگران این بودیم که این بازیگر از پس بازی در فیلمی که داستانی بشدت ایرانی دارد، برنیاید.
مدیری رویم حساب میکرد
«سینما به سمت محافظهکاری رفته که خیلی به ممیزی برنخورد. در نتیجه تلویزیون پیشروتر است و وارد موضوعات جدیدی میشود، چون خیالشان راحت است که تکلیف تلویزیون روشن است، ولی سینما کمی طفلکی است؛ مثل بچه شروری است که مردم بهش تذکر میدهند بنشین سرجات و سوال نکن. به هر حال اینها قسمت است و من از این قسمتی که برای خودم پیش آمده، راضیام؛ اما اصلا و ابدا به سمت کارهای جنجالی نخواهم رفت. فقط در یک موضوع اشتها دارم و آن هم کار کمدی است. چون به شخصیت من خیلی نزدیک است و در دانش کمدی با بازی در نقشهای کمدی دیده شدم. من جزو اولین بچههایی بودم که قرار بود اولین سری با مهران مدیری کار کنیم؛ چون رفیق بودیم و مهران حساب زیادی روی من باز کرده بود، ولی چند روز اول تمرین فهمیدم اینجا جای من نیست. مثلا من میتوانم خیلی خوب نقشها و تیپهای مختلف را بگیرم، اما پرهیز کردم. گفتم اگر این کار را بکنم، نمیتوانم بیرون زندگی کنم.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: