در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دستیابی ایران به فناوری کامل زنجیره تولید صنعتی سوخت هستهای، فعالیتهای هستهای کشورمان را به نقطهای غیرقابل بازگشت رساند. دستیابی به دانش کامل و بومی شده فناوری تولید سوخت هستهای به معنای این است که با هیچ ابزاری نمیتوان حق ایران را از این کشور سلب کرد و موانع و فشارهای سیاسی و خارج از عرف بینالمللی اگرچه مسیر را پر فراز و نشیب میکند، اما نمیتواند صورت مساله را پاک کند. بهترین تعبیر در این زمینه سخنان البرادعی، دبیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی است که در واکنش به فشارهای آمریکا برای صدور قطعنامههای شدید اللحنتری علیه ایران گفت: «دانش را نمیتوان بمباران کرد و توانایی علمی غنیسازی از ایرانیها گرفتنی نیست.»
دستیابی ایران به زنجیره کامل غنیسازی سوخت
اگرچه ظرفیتهای درونی جمهوری اسلامی ایران قابلیت رفع و دفع بسیاری از تهدیدات را دارد، اما بههر حال این فشارها بر دشواری راهی که ایران آغاز کرده، افزوده است. با این حال حمایت ملی و مردمی از حقوق هستهای کشورمان باعث شده ایران بر بسیاری از این تهدیدات غلبه کند. از بیستم فروردین 86 تاکنون، ادامه این مسیر نیز مانند گذشته پر فراز و فرود بود. با این حال ایران به دستاوردهای مهمی بخصوص در عرصه بینالمللی دست یافت.
پس از گذشت 5 سال از روند مذاکرات و تعاملات دیپلماتیک، فنی و حقوقی فشرده بین ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی سرانجام در اسفند 86 و در آخرین گزارش البرادعی، اعلام شد که همه موضوعات و ابهامات آژانس درخصوص عملکرد گذشته ایران در چارچوب طرح مدالیته حل و فصل شده است.
گزارش جنجالی و پر حاشیه 16 نهاد اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا از روند برنامههای هستهای ایران نیز که در آذر86 منتشر شد، به صلحآمیز بودن برنامههای هستهای ایران تاکید داشت. از سوی دیگر، تحقق وعده به تعویق افتاده روسیه مبنی بر تحویل سوخت اتمی نیروگاه هستهای بوشهر که در پی فضای مثبتی که ایران در آژانس ایجاد کرده بود، محقق شد مهمترین حلقه مفقوده تکمیل نیروگاه بوشهر را برای آغاز فعالیت آن تکمیل کرد. این دستاوردها در شرایطی به وجود آمد که ایران بیش از گذشته در معرض فشارهای سیاسی آمریکا و برخی کشورهای غربی قرار گرفته بود.
چانهزنی در وضعیت بدتر
دیپلماتها میگویند بازنده حق چانهزنی ندارد.
معنایش این است که مذاکره وقتی معنا دارد که هر دو طرف امید برد داشته باشند. در وضعیتی که نتیجه مذاکره از پیش مشخص است و تکلیف بازنده و برنده معلوم مذاکره بیمعناترین کاری است که میتوان انجام داد.
تحمیل پیششرطهای عجیب و غریب از سوی 3 کشور انگلیس و فرانسه و آلمان به ایران برای تداوم مذاکرات در واقع ترسیم وضعیت دو طرف مذاکره پیش از آغاز مذاکره بود.
شرایط این 3 کشور به همراه آمریکا این بود که ایران همه فعالیتهای خود را به حالت تعلیق کامل درآورد یا متوقف کند تا پس از آن مذاکره آغاز شود و با ارائه ضمانتهای عینی ثابت کند که در فعالیتهای هستهای خود، اهدافی صلحجویانه را پیگیری میکند. بر مبنای این پیش شرطها، مذاکراتی که در طول آن قرار است فعالیتهای ایران در حالت تعلیق کامل باشد، هیچ زمانی ندارد و ممکن است سالها به طول انجامد.
آنچه باعث شد این پیش شرطها از سوی غرب مطرح شود ناشی از تصوراتی بود که این کشورها نسبت به تواناییها و ظرفیتهای واقعی ایران در مسیر دانش هستهای داشتند.
فرض اول چنین کشورهایی این بود که ایران نمیتواند دانش بومی تولید و فناوری سوخت هستهای را دارا باشد و چنانچه به بخشی از این دانش دست یافته باشد، همچنان وابسته به خارج از کشور است و با اعمال محدودیت میتوان این کشور را از ادامه مسیر بازداشت. ریشههای این تصور در اذهان کشورهای غربی چنان عمیق بود که در واکنش به اعلام خبر ورود ایران به مرحله صنعتی تولید سوخت هستهای، این خبر را یک مانور تبلیغاتی و بزرگنمایی شده از سوی ایران دانستند که مبتنی بر مستندات علمی نیست این واکنش البته در تناقض با ادعاهای قبلی آنها بود که مدعی بودند ایران در آستانه تولید و ساخت بمب اتمی قرار گرفته است. هدف از طرح ادعاهای اولیه تهدید جلوه دادن ایران و بسیج مجامع بینالمللی و افکار عمومی مردم دنیا علیه ایران بود، اما زمانی که ایران بهطور رسمی پیشرفتهای خود را در مسیر رسیدن به فناوری صلحآمیز هستهای اعلام کرد.
رسانههای این کشورها سعی کردند با انکار و مخدوش کردن این دستاوردها. این باور را ایجاد کنند که فعالیتهای ایران هنوز به نقطه غیر قابل بازگشت نرسیده و ایران را میتوان از طریق قطعنامههای شورای امنیت و اعمال فشارهای بیشتر کنترل و متوقف کرد ایران گام پیشخود، فعال کردن حدود 3 هزار سانتریفیوژ در سایت نطنز را در شرایطی برداشت که بهشدت تحت فشار شورای حکام و آمریکا بود. اولین قطعنامه تحریمی شورای امنیت علیه ایران پس از گذشت حدود یکسال از ارجاع گزارش پرونده ایران در آژانس به این شورا، علیه ایران تصویب شده بود و به پشتوانه این قطعنامه که از ایران میخواست فعالیتهای هستهای خود را به حالت تعلیق کامل درآورد غرب انتظار داشت که شاهد عقبنشستن ایران و حداقل توقف در همان مرحله فعلی باشد. با این حال، واکنش ایران به این قطعنامه از موضع قدرت بود. ایران همچنان که ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت را یک عمل غیر حقوقی، سیاسی، خارج از عرف بینالمللی و تحت فشار آمریکا و معدودی از کشورهای اروپایی میدانست، تبعات بعدی آن یعنی صدور قطعنامه را نیز ادامه همان روند غیرقانونی و غیر حقوقی گذشته میشمرد. از این رو در چارچوب مقررات پروتکل آژانس بینالمللی انرژی هستهای، فعالیتهای قانونی خود را تحت نظارت بازرسان آژانس ادامه داد.
پس از آغاز مرحله صنعتی تولید سوخت هستهای ایران اعلام کرد که از این پس شرایط مذاکره با گذشته کاملا متفاوت است و با توجه به اینکه ایران به مرحلهای غیر قابل بازگشت در تولید و فناوری سوخت اتمی رسیده است، نقطه آغاز مذاکرات باید بر مبنای این واقعیت باشد که ایران دانش و توانایی غنیسازی و تولید سوخت هستهای را داراست.
گزارشی از آمریکا
گزارش 16 آژانس اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا درباره فعالیتهای هستهای ایران که در آذر گذشته منتشر شده سندی از درون ساختار حاکمیتی این کشور بود که به صلحآمیز بودن برنامههای هستهای ایران تاکید میکرد.
گزارش جامعه اطلاعاتی آمریکا، حواشی و جنجالهای زیادی را در داخل آمریکا ایجاد کرد و علتش این بود که بخش عمدهای از محتوای این گزارش با ادعاهای کاخ سفید در تناقض بود، در شرایطی که دولت بوش ادعا میکرد ایران به مرز تولید سلاحهای هستهای نزدیکتر شده است و فعالیتهای خود را برای تولید بمب اتمی تشدید کرده است؛ برآورد شورای اطلاعات ملی آمریکا که به تایید 16 آژانس جاسوسی این کشور رسیده بود، اذعان میکرد آنچه این سازمانها برنامه تسلیحات هستهای ایران میخوانند. از سال 2003 متوقف شده و تا اواسط سال 2007 از سر گرفته شده است.
آژانسهای جاسوسی آمریکا اعلام کردند ایران بر خلاف آنچه که دولت واشنگتن ادعا کرده است. چندان به توسعه برنامه سلاح اتمی علاقه نشان نمیدهد.
طبق برآورد این گزارش. بر سر توقف برنامه سلاح اتمی در اواخر سال 2003 اعتماد فراوان تصور میشود و به ممانعت تهران از ادامه این برنامه تا اواسط سال 2007 اطمینان متوسط وجود دارد. گزارش نهادهای اطلاعاتی آمریکا از این جهت اعلام کرده ایران تا سال 2003 در پی دسترسی به تسلیحات هستهای بوده و در آینده نیز تلاش خواهد کرد که به این سلاحها دسترسی یابد، با واقعیت فعالیتهای اتمی ایران، در تناقض است. از آنجا که خاستگاه این گزارش نهادهای جاسوسی آمریکا هستند که در خدمت منافع دولت آمریکا قرار دارند، گنجانده شدن چنین عباراتی در متن گزارش دور از انتظار نبود. آنچه دور از انتظار بود، اذعان این نهادها به صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران در مقطع فعلی است و از این منظر این گزارش یک پیروزی برای ایران محسوب میشود. پیامدها و بازتابهای این گزارش پس از انتشار آن نشان داد که انتشار این گزارش خواسته کاخ سفید نبوده و در ساختار حاکمیتی این کشور بر خلاف آنچه مدنظر دولت حاکم بوده، منتشر شده است.
دولت بوش با انتشار این گزارش در معرض انتقادهای زیادی از سوی حزب رقیب و رسانههای این کشور قرار گرفت.
مهمترین دستاورد
ایران در سال 86 توانست به مهمترین پیروزی خود در صحنه بینالمللی و در روند مذاکرات و نحوه ارتباط و تعاملات خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی برسد. این پیروزی مهم، حل و فصل کامل نقاط ابهام و پرسشهای آژانس درخصوص برنامهها و فعالیتهای هستهای ایران است.
البرادعی در 3 گزارش پیاپی هر بار به نحو مثبتتری فعالیتهای هستهای ایران را مورد ارزیابی قرار داد. این گزارشها اگرچه از دوپهلوگویی البرادعی نیز بهره برده بود، اما آنچه در این گزارشها برجسته است همکاریهای رو به پیشرفت ایران و آژانس و اینکه هیچ مدرکی که نشاندهنده نظامی بودن فعالیتهای ایران در گذشته و حال بوده مشاهده نشده است می باشد. در آخرین گزارش منتشرشده البرادعی در اسفندماه سال گذشته، ارزیابی دبیرکل آژانس از مسائل باقیمانده در چارچوب طرح مدالیته اعلام شد. «طرح مدالیته» نمونهای کامل از دیپلماسی خلاقانه معطوف به نتیجه بود که علی لاریجانی، دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی مبتکر آن بود.
علی لاریجانی و محمد البرادعی اول تیرماه 1386، طی مذاکراتی در وین بر سر امکان حل ابهامات باقیمانده میان ایران و آژانس در فرصتی 2 ماهه به توافق رسیدند. این پیشنهاد که از سوی تهران به عنوان راهکار موضوع هستهای ایران مطرح شده بود، در سومین دور مذاکرات لاریجانی با خاویر سولانا مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپایی و نماینده گروه 1 + 5 نیز مورد توافق طرفین قرار گرفت.
بر این اساس مقرر شد مدالیتهای جدید برای حل ابهامات در مذاکرات مسوولان ایران و آژانس تعریف شود. در این توافق که به امضای لاریجانی و البرادعی رسید، مقرر شد حل ابهامات مرحله به مرحله انجام شود و در پی هر مرحله، آژانس بینالمللی انرژی اتمی حل موضوع مورد بحث را به طور رسمی تایید کند.
البرادعی تاکید کرد در صورت حل این ابهامات، سوال تازهای از برنامه هستهای ایران مطرح نخواهد شد و امکان عادیسازی بررسی روند پرونده هستهای ایران که با فشار امریکا به شورای امنیت منتقل شده است در آژانس فراهم میآید. این طرح، نام رسانهای «طرح اقدام» به خود گرفت.
در پی این توافق، نخستین نشست وعیدی و هاینونن در 20 و 21 تیرماه در تهران به تدوین و امضای مدالیتهای منجر شد که در آن 6 موضوع پلوتونیوم، سانتریفیوژهای1 P و2 P، منشاء آلودگی اورانیومی در دانشکده فنی دانشگاه تهران، سند اورانیوم نیمکره فلزی، پلوتونیوم 210 و معدن گچین به عنوان موضوعات قابل حل تا پایان سال میلادی مطرح شده بود. ایران در این توافقنامه با صدور ویزای مدتدار برای تعدادی از بازرسان جدید آژانس موافقت کرد.
با آخرین گزارش البرادعی بعد فنی و حقوقی پرونده ایران بسته شد و این پرونده پس از طی 5 سال مسیر پرچالش به یک موضوع عادی تبدیل شد. نکته کلیدی گزارش آخر البرادعی این است که آژانس اعلام کرد دیگر هیچ موضوعی درباره مسائل هستهای گذشته و حال ایران وجود ندارد و شرایط موجود عادی است.
این گزارش مثبتترین سند ارائه شده از سوی آژانس بینالمللی انرژی هستهای درباره ایران در طول حدود 5 سال پرفراز و نشیب است. مهمترین وجه این گزارش که در واقع دلیل اصلی انتشار این گزارش را تشکیل میدهد اعلام نتایج 6 ماه همکاری پلکانی ایران و آژانس در چارچوب توافق کاری تعیینشده یا مدالیته بوده است. نتیجه آژانس از روند این همکاریها این است که ایران به همه پرسشهای آژانس تحت عنوان مسائل باقیمانده پاسخ گفته و یافتههای آژانس با پاسخهای ایران تطبیق دارد.البرادعی در گزارش جدید خود بسته شدن پرونده موضوع منشاء آلودگی در دانشکده فنی، موضوع پلوتونیوم 210 و موضوع معدن گچین را اعلام کرد که سند دیگری در اثبات حقانیت اظهارات جمهوری اسلامی ایران در گذشته و حال است.
البرادعی در گزارش قبلی خود نیز بسته شدن پرونده 3 موضوع آزمایشهای پلوتونیوم، سانتریفیوژهای1 P و2 P و سند اورانیوم را اعلام کرده بود.
اقبال جهان اسلام
«موفقیتهای هستهای ایران، خودباوری را در میان کشورهای جهان اسلام افزایش داده است.» برای این سخن رئیسجمهور میتوان مصداقهایی را در میان کشورهای مسلمان پیدا کرد.
کشورهای ترکیه، مصر، عربستان و کویت خواهان دستیابی به فناوری هستهای و ایجاد نیروگاههای اتمی شدهاند و بتازگی گامهای موثری را در این زمینه آغاز کردهاند. گسترش این وضعیت از هماکنون نگرانیهای کشورهای غربی و بویژه آمریکا را برانگیخته است. جورج بوش در یکی از سخنرانیهای خود با هشدار به البرادعی و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، از این که تقاضای کشورهای منطقه خاورمیانه با الگو قرار دادن ایران برای دستیابی به فناوری تولید سوخت اتمی گسترش یابد ابراز نگرانی کرده بود. اکنون تداوم فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران بیش از پیش مورد اقبال کشورهای اسلامی و همچنین کشورهای عضو جنبش عدم تعهد قرار گرفته است. گروه نم در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی همواره در بیانیههای خود بر حمایت از فعالیتهای هستهای ایران تاکید داشته است.
در جلسه اخیر شورای امنیت نیز کشور اندونزی به عنوان پرجمعیتترین کشور اسلامی رای موافق به قطعنامه شورای امنیت علیه ایران نداد.
آمریکا خود را به خواب زده است
یکی از آخرین تحولات که در ارتباط با پرونده هستهای ایران در اواخر سال 86 اتفاق افتاد گزارش محمد البرادعی، دبیرکل آژانس بینالمللی انرژی هستهای درخصوص فعالیتهای صلحآمیز هستهای جمهوری اسلامی ایران بود.
انتشار این گزارش از سوی البرادعی مبنی بر اینکه 6 مورد باقیمانده ابهامات پرونده هستهای ایران از نظر آژانس حل و فصل شده است به عنوان دستاوردی بزرگ و پیروزی ارزشمند برای جمهوری اسلامی ایران بود و نشان داد که ایران در همکاری با آژانس چه در قبل و چه در حال حاضر، صادقانه و شفاف عمل کرده است. گزارش البرادعی به همه ابهامات درخصوص پرونده هستهای ایران که بیش از 4 سال در دستورکار آژانس قرار دارد پایان داد و مهر تایید دیگری بر صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران و بیپایه بودن ادعاهای آمریکا بر ضد جمهوری اسلامی بود. انتشار این گزارش نقطه عطف جدیدی در جهت انزوای تلاشهای مغرضانه غرب برای جوسازی و بهانهجویی علیه ایران بود؛ چرا که در واقع این گزارش موجب ناخرسندی شدید و ناامیدی آمریکا و معدودی کشورهای اروپایی از آژانس بینالمللی انرژی اتمی است.
نکته مهم دیگر که پس از گزارش البرادعی آشکار شد رویکرد کاملا سیاسی آمریکا در موضوع هستهای ایران و بیتوجهی به جایگاه حقوقی آژانس بینالمللی انرژی اتمی به عنوان مرجع رسیدگی به مسائل هستهای است. بر همین اساس، مقامات آمریکایی که همواره بر تعطیلی فعالیتهای هستهای ایران تاکید کردهاند، این بار با صراحت بیشتر به پیگیری اهداف خود ادامه دادند و با زیر سوال بردن گزارش و مستندات رسمی آژانس، تعارض خود را با پیگیری حقوقی و قانونی مسائل هستهای ایران به نمایش گذاشتند و قطعنامه سوم علیه کشورمان را در شورای امنیت به تصویب رساندند.
ماییس گلعلیاف، رهبر حزب سبز جمهوری آذربایجان در مصاحبه با رادیو برونمرزی درخصوص اهمیت گزارش اخیر محمد البرادعی درباره فعالیتهای هستهای ایران گفت: این گزارش بار دیگر نشان داد که فعالیتهای هستهای ایران کاملا به حق و صلحآمیز بوده و هیچ خطری برای منطقه و جهان ندارد.
وی با اشاره به این که آمریکا و متحد او رژیم اسرائیل تلاش میکنند به بهانههای مختلف جلوی فعالیتهای هستهای ایران را بگیرند، گفت: آنها تلاش خواهند کرد که افکار عمومی در جریان گزارشهای البرادعی قرار نگیرد و در سازمان ملل علیه ایران تحریم و قطعنامه تصویب کنند.
وی افزود: رسانههای گروهی ایران و جهان باید صلحآمیز و شفاف بودن فعالیتهای ایران و گزارش مثبت البرادعی را به گوش جهانیان برسانند. وی درخصوص نگرانی غرب از آگاهی افکار عمومی جهان از محتوای گزارشهای البرادعی گفت: آمریکا واقعا در تلاش است افکار عمومی را درباره وضعیت اجتماعی و فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران منحرف کند و من شاهدم که برای مثال رادیو بی.بی.سی هر روز در تلاش برای ارائه چهرهای زشت و غیرانسانی از کشورهای اسلامی بخصوص ایران در جهان است. وی تبلیغات منفی علیه فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران را در چارچوب دیگر سیاستهای یکجانبه غرب دانست و گفت: این تلاش غیرانسانی و غیردموکراتیک غرب است و دفاع از حق مسلم ایران در حال حاضر تضمینی برای دفاع از حقوق دیگر کشورها در آینده است؛ بنابراین معتقدم این مساله در تمام ابعاد باید محقق شود و همه بدانند که زرادخانههای هستهای رژیم اسرائیل هستند که منطقه را تهدید میکنند نه فعالیت صلحآمیز هستهای ایران.
محمدرضا عزیزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: