زندگی و نوشتن به شیوه یک شورشی‌

آلن روب گریه نویسنده‌ای با نثر آسان وخوشخوان نبود و با وجود صدای گرم و لبخند همیشگی محزونش به خوبی با آداب بریدن گوشت بره و سبزی ‌کاری در باغچه آشنا بود. او زمانی مطرح کرد در عصر ما دیگر نمی‌شود مثل بالزاک و زولا نوشت که خیلی‌ها داشتند از ادبیات برای بیان مقاصد سیاسی ‌استفاده می‌کردند. به همین دلیل هم می‌گویند او از نسل شجاعی بود که توان بریدن از گذشته برای ایجاد نوآوری را داشت. او مثل یک مهندس برای ‌مکتب تازه «رمان نو» توصیف‌های هندسی ارائه کرد که هنوز در دانشگاه‌های فرانسه و امریکا به بحث گذاشته می‌شود. ‌
کد خبر: ۱۶۷۴۵۹

آلن روب گریه در یکی از آخرین مصاحبه‌هایش گفته بود که به قضا و قدر اعتقاد دارد؛ اگر ما هم از زاویه دید او نگاه کنیم شاید بهتر باشد بگوییم ‌سرنوشت این بود که مردی به عنوان پدر «رمان نو» خوانده شود که تحصیلاتش را در رشته مهندس کشاورزی به پایان رسانده بود و چند سالی هم به ‌عنوان کارشناس کشاورزی در نقاط گرمسیری جهان از مراکش گرفته تا مارتینیک، گوادلوپ و گویان فرانسه کار کرده بود. با این حال انگار همان قضا او را ‌دوباره به پاریس کشاند تا هر چند در ظاهر به علت بیماری از کاری که در آن تخصص گرفته بود دور شود، اما در رشته‌ای همه توان خود را متمرکز کند که ‌پیش از آن موفقیتی در آن به دست نیاورده بود. ‌

روب گریه وقتی داشت با کشتی به فرانسه بازمی گشت نوشتن رمان پاک‌کن‌ها را آغاز کرد و با انتشار آن انقلابی در رمان به وجود آورد که دامنه‌اش هر ‌روز فراتر شد.‌

آلن روب گریه بعد از مرگ هم موافقان و مخالفان خاص خودش را دارد

او نخستین رمانش را با نام جوانی در 22 سالگی نوشت، اما این اثر که بیشتر می‌توان آن را تمرینی برای نوشتن نامید هرگز منتشر نشد. پاک‌کن‌ها ‌اولین اثر روب گریه در 1953 توسط انتشارات مینویی چاپ شد. این رمان در آن سال برنده جایزه فنئون شد و رولان بارت منتقد برجسته ادبیات فرانسه از ‌آن بشدت تقدیر کرد. پاک‌کن‌ها در تگاه نخست به نظر می‌رسد که رمانی جنایی باشد؛ یک حادثه، یک قاتل و یک کارآگاه «روشنگر». اما داستان به ‌تدریج به نمایش عهد باستان نزدیک می‌شود و مساله اساسی یک رمان متعارف جنایی، یعنی این که «قاتل کیست؟» از همان آغاز حل و فصل می‌شود.

او سال‌ها بعد در پاسخ به این سوال که «ادبیات چیست؟» به دانشجویان می‌گوید:‌
من می‌توانم به شما بگویم که ادبیات، چه چیزی نیست، زیرا به ادبیات جز با دید تاریخی نمی‌شود نگاه کرد. ادبیات حرکت پژوهشی در کنه زبان است، ‌پرسشی است که از دنیا می‌شود.‌

و او با ادبیاتی که خلق کرد به شیوه‌ای دیگر دنیا را مورد خطاب قرار داد و از زاویه‌ای دیگر به آن نگاه کرد. شاید به همین دلیل باشد که رولان بارت ‌اندیشمند برجسته پست مدرنیسم همواره داستان‌های آلن روب گریه را تحسین می‌کرد؛ داستان‌هایی که کاملا از توصیفات رئالیستی از زاویه دید دانای ‌کل به دور است و با فاصله گرفتن از سبک بالزاک تنها به توصیف عینی جزییات می‌پردازد. در عین حال با تلفیق رویا و واقعیت و در هم ریختن خط ‌طولی زمان، شیوه‌ای جدید برای بیان داستان پیدا می‌کند.‌‌

همین سبک که در رمان «حسادت» به کار گرفته شده و گذشته و حال و آینده را در هم می‌آمیزد برای آلن شهرت و اعتبار فراوانی به همراه آورد. هر چند ‌او خود بعدها گفت که این کتاب با همه آن شور و غوغایی که به پا کرد در سال انتشارش فقط 500 نسخه فروش داشت. روب گریه پیش از آن نیز برای ‌نوشتن رمان «تماشاگر» با حال و هوایی سوررئالیستی  جایزه منتقدان را از آن خود کرده بود. ‌

اعتقاد آلن روب گریه و دیگر نویسندگان مکتب نوآر فرانسه مثل کلود سیمون و ناتالی ساروت این بود که باید خواننده را در درک کتاب همراه کرد و از آنجا ‌که نویسنده برای لذت خواننده می‌نویسد باید هوشمندی او را هم در نظر بگیرد و اجازه دهد تا او خود بخش‌های مختلف را در ذهنش با هم تلفیق کند. و ‌این دقیقا خلاف مکتب‌های پیشین ادبی مانند مکتب کلاسیک و رومانتیک است که قالب، زمان، مکان و شخصیت‌ها دقیقا توسط نویسنده انتخاب و ‌تحمیل می‌شود.‌

در بیانیه‌ای که از سوی دفتر رئیس‌جمهور فرانسه در احترام به روب گریه پس از درگذشت او صادر شد از او به عنوان شورشی ادبیات فرانسه یاد شد. او با ‌بیان این که «یک نویسنده‌ واقعی چیزی برای گفتن ندارد چون دنیا نه معنی دارد، نه عبث است و چیزی بیش از این نیست...» آن هم در دهه 50 چنان ‌آشوبی به پا کرده بود که به قول خودش به «مد» آن سال‌ها بدل شده بود. نام او ابتدا از محافل روشنفکری فرانسه شنیده شد بعد سایر کشورهای اروپایی ‌را تسخیر کرد و بعد فراتر از آب‌ها تا امریکا هم رفت. هر چند امریکایی‌ها او را خیلی دیر کشف کردند اما عقاید او همواره به عنوان یک سنت شکنی ‌تحریک‌آمیز مطرح بود.‌

او که روایت را در فیلمسازی هم تجربه کرد این سبک را در فیلم‌هایش هم به کار برد. برای این کار او ماجراهای فیلم را در فصل‌های مختلف تقطیع ‌می‌کرد و بعد با به هم ریختن توالی ماجراها به مونتاژ می‌پرداخت. ‌

فیلمنامه «سال گذشته در مارین‌باد» که در سال 1961 به وسیله الن رنه ساخته شد برای او شهرت بسیار همراه آورد و پس از آن بود که به عنوان ‌کارگردان شروع به کار کرد؛ فناناپذیر، قطار سریع‌السیر اروپا، بهشت و پس از آن، سقوط لذت با سرعت و زیبای فراری آخرین فیلم او که در سال 1982 ‌ساخته شد از تجربیات او در این زمینه است. روب گریه علاوه بر روش متفاوت بیان ماجرا به سراغ موضوع‌های متفاوتی می‌رفت که خود دردسر آفرین ‌بود. به همین دلیل هم از پخش برخی از این فیلم‌ها در سال‌هایی که ساخته می‌شد جلوگیری شد؛ اما یک دهه بعد در سال 1986 روب ‌گریه، رئیس ‌هیات داوران جشنواره‌ فیلم ونیز بود.‌

بی‌دلیل نیست که روب گریه شورشی خوانده شده زیرا او همواره راه جدیدی را در پیش می‌گرفت و یکی از مهم‌ترین تلاش‌های او مقابله با ژان پل ‌سارتر بود که جامعه فرهنگی فرانسه و دنیا را در دست داشت. آلن روب گریه هرچند همراه 121 روشنفکر دیگر فرانسوی در سال 1960 و در اوج جنگ ‌استقلال الجزایر بیانیه‌ای را امضا کرد که از دخالت فرانسه در الجزایر انتقاد می‌کرد اما او بر خلاف سارتر معتقد بود که نویسنده یک سیاستمدار نیست و ‌نباید از نوشتن برای پیش برد کارهای سیاسی استفاده کرد. در آن روزها که سارتر در خیابان ظاهر می‌شد و روزنامه می‌فروخت تا از عقاید سیاسی‌اش ‌دفاع کند، آزاد کردن ادبیات و  اصولا هنر از معنی سیاسی کم از یک سوءقصد ضد انقلابی نبود.‌

روب گریه که نامش در میان فهرست 10 نویسنده مدرن جهان جای دارد  با انتشار کتاب «در دفاع از رمان نو» در سال 1962 این سبک ادبی را تئوریزه ‌کرد و به همین دلیل به عنوان یکی از پایه‌گذاران این سبک شناخته می‌شود. با این حال او خود را به‌گونه‌ای محسوس از بحث‌های تئوریک دور نگه می‌‌‌‌داشت و اعتقاد داشت کسی که سواد خواندن داشته باشد می‌تواند با مطالعه‌ رمان‌های او به اندیشه‌هایش پی ببرد. ‌

از نظر او  زندگی و اثر همواره یکی بودند و می‌گفت همه نویسنده‌ها بخشی از وجودشان، احساسشان و تجربیات‌شان را در داستان‌هایشان به کار می‌برند و ‌از این نظر منتقدانی را که به دنبال یافتن ردپایی از نویسنده در اثر ادبی بودند تا او را به باد انتقاد بگیرند تکذیب می‌کرد. ‌

از نظر او مایه رمان از هر مقوله‌ای که می‌خواهد باشد؛ با تمامی انسانیت سر و کار دارد: با عشق و ترس، مکان و زمان، سکوت و مرگ. اینها عنصرهای ‌هر شکل از زندگی است. آگاهی از این عنصرها به آگاهی از خود مربوط است و این عمل محدود به رمان‌نویسان نمی‌شود. تکنیک‌های رمان چیزی ‌نیست مگر شکلی که رمان‌نویس ابداع می‌کند تا به آنچه نخست به نظر می‌رسید با تجزیه و تحلیل سر ناسازگاری دارد، تجسم و ثبات و نظم دهد. ‌

روب ‌گریه‌ پیشتاز بودنش را کمی پیش از این که به سن 80 سالگی برسد با نوشتن «نکرار» تکرار کرد و ثابت کرد که نیم قرن تمام جلوتر از بقیه حرکت ‌کرده است. او در این مدت تصور مخاطب را از رمان و فیلم از اساس تغییر داد. منظور او از این عنوان دوباره قدم به صحنه گذاشتن است. به همین دلیل ‌هم این رمان را می‌توان با بارهای معنایی متفاوتی خواند. درست همان طور که جهان را می‌توان با نگاه‌های متفاوتی دید و برمبنای آن شناخت.‌

به همین دلیل هم در نقد داستان «تماشاگر» گفته شده «جهان صرفا از تماشاگران  منفعلی ساخته شده که نه می‌خواهند و نه می‌توانند برای دگرگونی ‌کیفی و انسانی جامعه دست به کار شوند».‌

آیا این سرنوشت است؟ روب گریه و ادبیات مدرن می‌گویند: «بله»! درست مانند مرگ که سرنوشت انسان در سراسر جهان است، تماشاگری سرنوشت آدم ‌داستان «تماشاگر» و انسان جهانی است.‌

آلن روب گریه با انتشار مقاله‌ای با عنوان «طبیعت، اومانیسم، تراژدی» در سال 1958 تئوری رمان‌ نو را بیان کرد. این مقاله همگرایی این سه عنصر را ‌بیان می‌کند. ‌

در رمان نو، اشیا بر همه‌ موضوعات برتری دارند؛ مانند رمان پاک‌کن‌ها یا محله‌های گوجه‌فرنگی اما در ادبیات رمانتیک موضوع ادبی حائز اهمیت است، ‌ادبیاتی بدون پناهگاه، عمق و بعد که همیشه به وجود پناهگاهی برای یک ذهنیت بشری تردید دارد، پناهگاهی که در آن موشکافی شود و برای اثبات ‌رابطه‌هایی با طبیعت تلاش کند، رابطه‌هایی مثل محیط پیرامون و حالت روحی که مشخصه‌ اومانیسم سنتی است. «این‌که بشر نمی‌تواند از جهان یک ‌ذهنیت شناخته شده بگیرد، بهانه‌ای شد تا اومانیسم را وا دارد بشر را به‌ عنوان کانون و دلیل همه‌ اشیا انتخاب کند و از روح بشر به تمام محیط پیرامون پل ‌بزند. نگاه اومانیسم قبل از هر چیز یک انسجام است».‌

روب گریه در بیانیه‌اش فرم ادبیاتی را بیان کرد که حمایت از وحدت بین بشر و اشیا، امتیاز آن بود، وحدتی که بدون وجود کلمات استعاری، ‌بین بشر و اشیا ‌برقرار بود. از نظر او مساله‌ ذهنی ابعاد بی‌نهایتی دارد و تنها عینیت به شکل‌ ‌اشیا جلوه می‌کند. به همین دلیل هم با خودداری از روایت در داستان، به ‌توصیف وسواس گونه موضوع‌های بی‌جان پرداخت و البته به همین دلیل هم آثار او در میان عوام محبوبیت چندانی نداشت. ‌

‌ ‌روب گریه در ایران‌

از سال 1370 تاکنون 7کتاب از آلن روب‌گر‌یه به فارسی ترجمه و منتشر شده است.‌

انتشارات امیر‌کبیر با ترجمه محمدتقی غیاثی از کتاب قصه‌نو، انسان طراز نو را منتشر کرد. این کتاب مقاله‌ای 94 صفحه‌ای از روب‌گر‌یه است که در آن ‌برخی از اصول سبک ادبی رمان‌نو را شرح می‌دهد. در سال 1376 انتشارات نیلوفر ترجمه قاسم روبین را از فیلمنامه ماندگار منتشر کرد. در سال 1379 نیز ‌پاک‌کن‌ها با ترجمه پرویز شهدی و توسط انتشارات دشتستان به بازار کتاب راه یافت.

این انتشارات در سال 1380 نیز ترجمه پرویز شهدی را از فیلمنامه ‌‌«سال گذشته در مارین باد» و «جن حفره‌ای قرمز میان سنگفرش‌های از هم جدا شده» را منتشر کرد و در همین سال ترجمه مجید اسلامی نیز از رمان در ‌هزار تو، توسط نشر نی، منتشر شد. یک ترجمه فارسی دیگر نیز از آثار روب گریه در سال 1381 منتشر شد که رمان «تکرار» با عنوان «جام شکسته» با ‌ترجمه خجسته کیهان و توسط انتشارات نیلوفر است. ‌

رویا دیانت‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها