در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پیرزن جونش بود و عمونوروز. برای عمونوروز میمرد. پیرزن روز اول بهار آفتاب نزده بلند میشد، رختخوابش را جمع میکرد، حیاط خونه را مث کف دست پاک جارو میکرد. آن وقت دست و رویش را میشست. خودش را یک قلم نه، 7 قلم آرایش میکرد. دست و پای کپلش را حنا میبست. لباسهای نویش که کنج یخدون قایم کرده بود که نو بمونه میآورد، میپوشید. قیلونش(1) را چاق میکرد، مینشست کنار آتیش(2) مث یه خانم قیلون میکشید و آرام، آرام اسفند تو آتیش میریخت.
پیرزن سفره عید را هم انداخته بود و همانطوری که میدونید هفتسین را که عبارت باشد از: سبزی، سمنی(3)، سیر، سرکه، سنجد، سماق و سیب را در سفره جا داده بود. تخممرغ رنگی، شمع و آینه، هفت میوه، تنگی که چند تا ماهی قرمز توش شنا میکردند را هم فراموش نکرده بود.
پیرزن هر چه به انتظار نشست، از عمونوروز خبری نشد که نشد. کمکم داشت کسل و خسته میشد. بدتر از همه خوابش هم گرفته بود. برای این که خوابش نبره، بلند شد و رفت نشست تو آبرک(4)...
با خودش گفت: ئی بار(5) باید حتما عمونوروز را ببینم، اگه امسال هم نبینمش دق مرگ میشم!(6)
پیرزن کمی که آبرک خورد، خوابش برد. همان موقع بود که عمونوروز خسته و کوفته عصازنون وارد خونه شد. وقتی دید پیرزن خوابه، گل همیشه بهاری از باغچه چید روی سینه پیرزن گذاشت. قیلون را هم پیش کشید پکی به قیلون زد.
از ظرف کلوچه و مسقطی(7) هم کمی خورد. بعد اومد جلو یواش لُپهای پیرزن را بوسید و از خونه بیرون رفت.
آفتاب همه جا پک و پهن شده بود که پیرزن از خواب بلند شد. دید که سفره دست خورده و قیلون را هم کشیدهاند.
فهمید که ای داد و بیداد عمونوروز به خونهش اومده، اما چون خوابیده بود، نخواسته بیدارش کند.
پیرزن را میگی ناراحت شد. زد زیر گریه... حالا گریه نکن، کی بکن و این طور با خودش گفت:
اَهمنم رفت و بهمنم رفت
دل به کی کُنم خَش(8)
بوته خاری وَر دارُم
دنیا را زُنم تَش(9)
میگویند: اگه بوته خار در دریا بیفته، آن سال باران فراوانی خواهد آمد و اگر در خشکی بیفته، آن سال خشکسالی خواهد شد. بعضیها هم میگویند:
اگه پیرزن و عمونوروز یکدیگر را ببینند، دنیا آخر میشود.
قصه ما تموم شد.
خاک به سر حموم شد.
پانوشتها:
1 - قیلون = قلیان
2 - آتیش = آتش
3 - سمنی = SAMANI سمنو
4 - آبرک = ABRAK تاب
5 - ئیبار = این بار
6 - میشم = MISAM میشوم
7 - کلوچه و مسقطی = شیرینی سنتی مردم شیراز
8 - خَش = XASخوش
9 - تَش = TAS آتش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: