سینما و تلویزیون در هفته‌ای که گذشت

تجدید دیدار‌ با سینماگران درتلویزیون‌

هفته گذشته بود که منتقدان یک مجله سینمایی از فیلم «ترن» ساخته امیر قویدل یاد کردند و آن را بهترین فیلمی‌دانستند که درباره انقلاب ساخته شده است. این خبر هوس دوباره دیدن این فیلم را به سر آنهایی انداخت که با دیدن فیلم ترن برای اولین بار در سینما کلی کیف کردند و دیالوگ‌ها و موسیقی آن را به خاطر سپردند تا در زمان‌های تنهایی آن را با خود زمزمه کنند. ترن آنقدر فیلم خوبی بود که بعید است کسی بتواند بازی خوب فرامرز قریبیان را در نقش لوکوموتیوران فیلم فراموش کند. ترن از فیلم‌هایی است که آن را در ویدئو کلوب‌ها هم نمی‌توان پیدا کرد.
کد خبر: ۱۵۸۹۳۶

 اما جالب اینجاست که نوستالژی ترن همزمان شد با آغاز دهه فجر و نمایش فیلم‌های دهه 60 سینما از تلویزیون و چه بهتر از این که در جمعه روزی که مصادف با 12 بهمن بود تلویزیون سینما دوستان را به ضیافت تماشای ترن دعوت کرد. این ضیافت وقتی کامل شد که شبکه تهران نیز فیلم «بایکوت» را پخش کرد. ترن و بایکوت از موفق‌ترین فیلم‌های سیاسی ایران هستند که در زمان اکران مورد توجه منتقدان و مردم قرار گرفتند. جالب اینجاست که در دهه 60 همه چیز خوب بود و همه با هم کنار می‌آمدند. منتقدان و مردم تقریبا نظری همسو با هم داشتند و فیلم‌ها آنقدر کامل و بدون اما، چرا و اگر بود که براحتی از تلویزیون هم قابل نمایش بود اما اکنون سلیقه‌ها آنقدر از هم فاصله گرفته‌اند که مردم اصلا حرف‌های منتقدان را قبول ندارند و سلیقه آنها را نمی‌پذیرند و تلویزیون هم ترجیح می‌دهد برای تغذیه شبکه‌های خود فیلم درون سازمانی تولید کند و به سینما کاری نداشته باشد.

آغاز دهه فجر هر سال برای علاقه‌مندان سینمای ایران این فرصت را ایجاد می‌کند تا آنها با دیدن فیلم‌های مورد علاقه خود از تلویزیون که در سال‌های گذشته ساخته شده است با هنرمندان محبوب خود دیداری تازه کنند و مثلا با دیدن فیلم  بایکوت بگویند ای وای مجید مجیدی چقدر جوون بوده اما درست مثل الان داد و بیداد می‌کرده  یا با دیدن مهدی فخیم‌زاده در فیلم‌هایی چون تشریفات و مسافران مهتاب بگویند: ای وای، حرف زدن فخیم‌زاده اصلا عوض نشده و او هنوز هم می‌تونه نقش آدم‌هایی را که شیرین می‌زنند را مثل گذشته خوب بازی کنه یا بادیدن خسرو شکیبایی در فیلم ترن بگویند:کی فکرشو می‌کرد که این جوون که صداشو دوبله کردن بشه سوپر استار سینمای ایران و اونقدر صداش طرفدار پیدا کنه که نوار کاست دکلمه شعر هم منتشر کنه.


 خدا حافظی با جشنواره‌


پس فردا بیست و ششمینٌ جشنواره فیلم فجر به کار خود پایان می‌دهد. جشنواره‌ای که حواشی آن پررنگ‌تر از خود جشنواره و فیلم‌هایش بود. حواشی از قبل از شروع جشنواره به صورت پررنگ خود را نشان دادند. البته شاید بهتر باشد نام این اتفاقات را حواشی نگذاریم چون همه آنها به نوعی به ساختار نامنسجم  وضعیت سینما بر می‌گردد.  سینمایی که نتوانسته حداقل در چند سال گذشته برنامه درستی را به سینماگران ارائه کند و از آنها فیلم‌هایی بخواهد که با اهداف فرهنگی کشور همخوان باشد. وضعیت فرهنگی کشور ما در شرایط کنونی باید با برنامه‌تر مثلا از اول انقلاب باشد.  سال 57 و 58 که تازه انقلاب به پیروزی رسیده بود هیچکس نمی‌دانست که از هنرمندان و فیلمسازان چه باید خواست و آنها را به ساخت چه فیلم‌هایی ترغیب کرد، اما مدیریت فرهنگی می‌دانست که باید فیلم‌هایی تولید شود که با فیلم‌های قبل از انقلاب تفاوت آشکار داشته باشد و چنین هم شد و سینمای ایران بدون توقف تولید فیلم را ادامه داد و مردم هم از این فیلم‌ها استقبال کردند. سینماگران ایرانی همواره نشان داده‌اند که می‌دانند در سینمایی فعالیت می‌کنند که دولتی است. دولتی است چون بیشتر سرمایه  آن را دولت تامین می‌کند، پس فیلمسازان هم باید فیلم‌هایی بسازند که تا حدودی نظرات سرمایه‌گذاران را تامین کند. مسوولان سینمایی در این 29 سال معمولا برای سینماگران نسخه‌های قابل قبولی پیچیده‌اند، نسخه‌هایی که کمتر موجب اعتراض شده است و به همین دلیل سینمای ایران با وجود هزاران اما و اگر به راهش ادامه داده است و گاهی در این مسیر درخشیده است. در سال‌های اولیه پیروزی انقلاب مسوولان خواستند که سینمای ایران برای پالایش خود و دیدگاه تماشاگران فیلم‌های عرفانی تولید کند. ازبطن همین نگرش، فیلم جاودانه «هامون» شکل گرفت. فیلمی که هنوز هم مخاطبان فراوانی دارد.

در برخی از سال‌ها توجه مسوولان به سینمای اجتماعی معطوف شد و فیلم‌های ماندگاری چون گلهای داوودی، زیر بام‌های شهر، مدار بسته و... ساخته شد. حتی سینمای سیاسی در کشور ما در دهه 60 پر و بال گرفت و درخشید و فیلم‌هایی چون بایکوت و ترن در همین دوره ساخته شدند. بهترین فیلم‌های کمدی از جمله اجاره‌نشین‌ها، تحفه‌ها، اتوبوس، دو نفر و نصفی، آپارتمان شماره 13، آنها زمین را دوست دارند و... در سال‌هایی ساخته شد که تکلیف سینماگران با مدیریت فرهنگی و مسوولان سینمایی روشن بود. حتی مدیریت فرهنگی می‌دانست که برای مطرح کردن ایران در سطح بین‌الملل می‌تواند از سینما بیشترین بهره را ببرد و فیلم‌هایی تولید می‌کرد که هم در داخل و هم خارج مورد توجه واقع می‌شدند. حتی در سال 76 که جریان دوم خرداد شکل گرفت سینما هم بدون وقفه شکل این جریان را به خود گرفت و فیلمی چون«دختری با کفش‌های کتانی» ساخته شد تا نشان دهد سینما همپای جامعه در حال حرکت است. اما واقعیت این است که در یکی دو سال گذشته مسوولان سینمایی، الگوی مناسبی را به سینما گران ارائه نداده‌اند و آنها را به حال خود گذاشته‌اند. 

سینماگران با دیدگاه خود فیلم می‌سازند و بعد مسوولان درباره آنها داوری می‌کنند. آنها پس از ساخته شدن فیلم‌ها تصمیم می‌گیرند که فیلم را اکران کنند یا نکنند و بیراهه نیست که بگوییم این اشتباه‌ترین روش کار است چون علاوه بر از دست رفتن سرمایه که معمولا رقم کمی‌هم نیست این شائبه را در اذهان شکل می‌دهد که سینما با ممیزی زیادی همراه است. این روش در سینمای ایران یک قانون است که فیلمسازان برای دریافت مجوز ساخت فیلم، فیلمنامه خود را به معاونت سینمایی ارائه می‌دهند و بعد فیلم را مقابل دوربین می‌برند. در طول سالیان گذشته سینماگران نشان داده‌اند که امانت‌داران خوبی هستند و می‌توان به آنها اعتماد کرد، سال‌هاست سینمای ایران با این اعتماد دوسویه در حال حرکت است اما در یک سال گذشته مدام این سخن را می‌شنویم که فیلم‌های ساخته شده با فیلمنامه‌ای که به معاونت سینمایی داده شده است، تفاوت‌های فاحش دارد این گفته این پرسش را ایجاد می‌کند که چه عاملی باعث شده که این دیوار اعتماد ترک بردارد. آیا بهتر نیست با یک برنامه‌ریزی منسجم وضعیت تولید در سینمای ایران حداقل برای یک یا دو سال مشخص شود. شاید بهتر باشد به مقوله پژوهش در برنامه‌ریزی سینما بیشتر دقت شود. اگر نظر مخاطبان برای تولید یک اثر سینمایی شرط است می‌توان آن را اصل قرار داد و راه‌هایی برای ارتقا آن پیدا کرد و سینما را از این «چه کنم و چی بسازم؟» رها کرد و اگر نظر کارگردانان و مدیران فرهنگی شرط است که بازهم می‌شود خیلی ساده و با یک برنامه‌ریزی درست که اما و اگرهای آن به حداقل رسیده باشد برای سینما برنامه‌ریزی کرد.

 سینماگران ایرانی همواره نشان داده‌اند که به برنامه‌های مدون سینمایی وفادار هستند و حتی چند فیلمسازی که به صورت مستقل فعالیت می‌کنند به گونه‌ای فیلم‌های خود را می‌سازند که امکان اکران پیدا کنند. مدیران سینمایی هم در جواب این همکاری تا دو سال گذشته با در نظر گرفتن یک یا دو سالن سینما به اکران فیلم‌های خاص به این حسن نیت جواب مثبت می‌دادند. اما اکنون آن یک سینما هم از این فیلم‌ها گرفته شده است و اکثر این فیلمسازان که جوان هم هستند به این متهم می‌شوند که فیلم‌هایشان بیشتر به کار جشنواره‌های خارجی می‌آید و جالب اینجاست که فیلم‌های این کارگردانان حتی در جشنواره‌های خارجی هم پذیرفته نمی‌شوند. سینماگر ایرانی ذاتا آموخته است که طبق برنامه فیلم بسازد. او هر جشنواره منتظر است تا با دیدن فیلم‌ها دریابد که سال آینده سینمای ایران به چه فیلم‌هایی احتیاج دارد. اما واقعیت این است که چنته جشنواره امسال از هر برنامه‌ای خالی بود. تنها چیزی که در جشنواره امسال دیده نمی‌شد ژانرهای متفاوت سینما بود. مردم در چند سال گذشته نشان داده‌اند که به سینمای کمدی علاقه‌مند هستند. فیلم‌های کمدی به شدت می‌فروشند و البته بیشترین آسیب را هم سینمای ایران از همین فیلم‌ها که روز به روز سخیف‌تر می‌شوند، خورده است. برنامه‌ریزان سینما حتما نیاز مخاطب را درک کرده‌اند اما معلوم نیست به چه دلیل برای همین نیاز شناخته شده هم برنامه‌ای ندارند. امسال جشنواره تهی از فیلم کمدی بود در صورتی که در راحت‌ترین روش، مدیران سینمایی می‌توانستند از چند فیلمساز شناخته شده این ژانر بخواهند تا با نوع نگاه آنها به سینمای کمدی که ساختار و قصه آبرومندی نیز داشته باشد، چند فیلم کمدی تولید کنند تا با نمایش آنها در جشنواره به مخاطب نشان دهند که سینمای ایران بضاعت ساخت فیلم‌های کمدی آبرومند را نیز دارد. 

مسلما اگر برنامه‌ریزی در سینما منسجم‌تر بود و می‌توانست سینماگران را مجاب کند و تعامل درستی با آنها برقرار کند.

 واقعیت این است که سینماگران اعتراض کردند چون نمی‌دانند سینما از آنها چه می‌خواهد. این اعتراض در سینمای ایران نادر است. حتی در بحرانی‌ترین وضعیت کشور و حتی در زمان جنگ، سینمای ایران تنها کالای فرهنگی بود که می‌دانست چه باید بکند و به چه راهی باید برود تا به درست‌ترین نتیجه برسد. با نگاهی به عملکرد سینماگران ایرانی در 3 دهه اخیر، شاید بهتر باشد اعتراض آنها را به حساب بدطینتی آنها نگذاریم بلکه بهتر است پای صحبت آنها نشست و در یک گفتگوی دوجانبه حرف‌های آنها را شنید و متقابلا به آنها گفت سینمای ایرانٌ از آنها چه می‌خواهد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها