درغیاب "چیرو" در فوتبال کرواسی چه می گذرد؛

تنشهایی که در اواخر حکومت چیرو در تیم ملی کرواسی وجود داشت حالا محو شده است
کد خبر: ۱۵۷۵
کرواسی برای دومین بار متوالی به دور نهایی جام جهانی فوتبال رسیده است . دفعه پیش با مربیگری میروسلاو بلاژه ویچ )معروف به چیرو( که حالا مربی ایران است ، به مقام شامخ سوم دنیا دست یافت . این بار با رهبری میرکو یوزیچ که چندان مشهور و معتبر نیست ، به چه نایل خواهد شد؛خود یوزیچ می گوید اگر ترکیب برخی میانسالان تیم و نفرات قبلی و جوانترها و نسل جدید جواب بدهد و کرواسی بتواند هماهنگی لازم را بین این دو نسل ایجاد کند، صعودش از مرحله اول و رسیدن به یک هشتم نهایی ، یعنی جایی که مسابقات یک حذفی می شود، قطعی است . البته یوزیچ قبول دارد که پیش بینی بسیار سخت و مطمن بودن کاری اشتباه است و می گوید: درست است که گذر از مرحله اول و حضور در مراحل حذفی آرزو و هدف ماست ، اما باید ابتدا دید در مرحله نخست با کدام تیمها همگروه می شویم و کارمان با آنها به کجا می کشد و از حالا هر حرفی بدون دانستن نام و اوصاف حریفان ما کار عبثی خواهد بود.قرعه کشی دور نهایی جام جهانی 2002 که طی آن 32 صعودکننده به 8 گروه 4 تیمی تقسیم می شوند،10 آذر امسال در بندر پوسان در جنوب کره جنوبی انجام خواهد شد و چیزی که یوزیچ می گوید در آن روز شکل و رنگ خواهد گرفت و او خواهد فهمید که تیمش و حریفان چکاره اند. در همه حال وی می گوید: هدف ما بالاتر از تمام این حرفها حفظ اعتبار و استمرار بخشیدن به سیمای خوبی است که در صحنه فوتبال جهان از ما به جای مانده است و در این راه دست به هر کاری خواهیم زد.ما برای این که ستاره روشن بخت و اقبال را در اردوی خود حفظ کنیم ، تلاش و مبارزه خواهیم کرد.نه این که فکر کنید یک جوان جانشین بلاژه ویچ 67 ساله شده است . یوزیچ به واقع 63 سال دارد و دورانی طولانی را در حرفه خود گذرانده است . کرواسی این پیکارها را با رهبری چیرو شروع کرد؛ اما آغاز بد تیم زیرنظر وی و نزول تدریجی کرواسی پس از سوم شدن شگفت انگیز این تیم در جام جهانی 1998 و بعضی مسائل دیگر سبب شد عذر وی را بخواهند و یوزیچ جانشین او شود. به این ترتیب کروات ها که کارشان را در این رقابت ها با دو تساوی آغاز کرده بودند، بعدا با5 برد احیا شدند و یک تساوی دیگر و در نهایت برد ارزشمند0 1 در برابر بلژیک رقیب مستقیم و اصلی شان در شب پایانی رقابت های گروه ششم انتخابی اروپا، مجوز صعود کرواسی را به مرحله پایانی جام صادر کرد.یوزیچ اکنون که ماه دوم از پاییز2001 در حال شروع شدن است می گوید: من در زمان بد و سختی اداره تیم ملی را در دست گرفتم ؛ موقعی که برخی بازیگران مسن تیم کناره گیری کرده بودند و باید تیمی تازه را می ساختیم و نتایج و شرایط جدیدی را ایجاد می کردیم ؛ آن هم در فرصتی کوتاه . اما حالا فکر می کنم که به این هدف رسیده ایم و در جایی ایستاده ایم که شایسته آن هستیم . در این زمینه یک قالب و فرم کاری تازه در تیم ملی ایجاد شده و چندین و چند جوان را وارد ترکیب تیم ملی کرده ایم . در این تیم حالا3 ،4 بازیکن زیر23 سال فیکس شده اند و دو سه جوان دیگر در آستانه ورود به ترکیب اصلی اند. اینها به واقع در یک قدمی بدل شدن به بازیگرانی پر تجربه قرار دارند و عامل تجربه از تیم ما رخت برنبسته است.یوزیچ می افزاید: این را قبول ندارم که ما یک تیم دفاعی و منفی و محتاطیم . ما نمی رویم عقب در زمینمان بایستیم ، بله برعکس بازیمان را با حریف وفق می دهیم و طبق شرایط و الزام های آن عمل می کنیم . باید از کوتاهی ها و اشتباهات حریف استفاده کرد و به نتیجه رسید. از نظر من سرعت در فوتبال همه چیز است . باید برنامه داشت و با استفاده از فاکتور سرعت و بخصوص در ضد حملات حریف را بیچاره کرد. هر چه باشد فوتبال یک بازی خطرناک است و غافل شوید، ضربه خورده اید.یوزیچ می گوید: ببینید، من یک ساختار و فرمول اولیه را می ریزم و آن را به بازیکنان می گویم و بر سر آن چک و چانه می زنیم ؛ اما به محض این که بازی شروع شد، بقیه کار از دست من خارج است و من نمی توانم وارد زمین شوم و بازی کنم و با نفرات تیم است که در هر لحظه بر اساس نیاز و الزام آن لحظه تصمیم گیری و اقدام کنند. درست است که قالب و سیستم کلی نیز موثر است ، اما مهم عملکرد تیم در جریان یک بازی و در طول 90 دقیقه است و این چیزی است که از قبل نمی توان آن را پیش بینی کرد و تابع مسائل داخل زمین است و با بازیکنان است که در قبال آن کار و اقدام کنند. انتظار من از شاگردانم این است که شرایط موجود و حاکم بر زمین را درست ببینند و بر اساس آن حرکت کنند و قوه تشخیص داشته باشند. یعنی تمام این موارد را نمیتوان از قبل پیشبینی کرد.فقط می توان یک قالب کلی را در ذهن داشت و پرورش و بسط آن را به بازیکنان سپرد.در بین دو نیمه نیز می توان راجع به محیط و شرایط دوباره بحث کرد که اگر لازم شد یک برنامه ریزی کاملا تازه برای ادامه بازی انجام داد.با این حال و با وجود تاثیرگذاری فراوان مهره های باقی مانده آن دو سال و مردان شاخص نسل گذشته ، یوزیچ جانشین بلاژه ویچ حاضر نیست تیمش را فقط روی شانه های یکی دو نفر استوار کند و تمام بازی تیمش را وابسته به یکی دو بازیکن سازد.اشاره و مقصود او پروسینچکی است که در33 سالگی یک رهبر عالی برای تیم کرواسی در مرکز میدان است و انگار که یک مربی در وسط زمین این تیم را رهبری می کند. با این که او توان فیزیکی 7 ،8 سال پیش را ندارد و شکننده شده ، اما تکنیک هایش کاهش نیافته است و با قوه چشمگیر مدیریتش که حتی در ایام جوانی و شروع کارش در فوتبال او را شاخص و متمایز از دیگران می ساخت ، بر میدان حکم می راند و هر پاس او در طول یا عرض و به جلو و یا عقب نه فقط روال بازی کروات ها را تعیین می کند، بلکه تکلیف حریف را نیز رقم میزند و خط دهنده اصلی میدان است.یوزیچ با صراحت می گوید: باید فرمول و ساختمانی را پیدا کرد که در آن همه چیز به یک نفر ختم نشود؛ حتی اگر آن یک نفر پروسینچکی باشد. با اکتفا به یک نفر کل تیم می خوابد و چشم و گوشش را می بندد. ما باید شرایط کارمان را براساس بازی حریف تنظیم کنیم و برای این مهم همه باید در صحنه حضور داشته باشند و از یک نفر یا بیشتر از یک نفر و یک واحد مسوولیت نطلبیم . به واقع تیم ما باید روی یک سیستم استوار باشد و نه روی فرد.اما استمرار خدمات ملی مردانی چون شوکر و یارنی به معنای فقر و عقبگرد فوتبال کرواسی نیز هست ؛ زیرا شوکر در آستانه 34 سالگی و پس از اتمام قراردادش با وستهام ،6 ماه است که بدون باشگاه است و نتوانسته است با هیچ تیمی کنار بیاید و به واقع طی یک سال اخیر به اندازه انگشتان یک دست هم بازی رسمی باشگاهی انجام نداده است . یارنی هم پس از چند سال حیرانی و معطل بودن در اسپانیا و تجربه کردن نیمکت چند تیم ، حالا در لاس پالماس هم یک مهره درجه دوم و ذخیره نشین محسوب میشود.ادامه حضور آنها در ترکیب ثابت کرواسی اگر هیچ چیز را نرساند، لااقل این معنا را به ذهن می آورد که نسل جوانتر و فعلی فوتبال کرواسی قادر به ابراز وجود نیستند و استعدادهای نه چندان زیادشان پنهان مانده است.البته در این نسل ، مردان کارسازی مثل ایگور تودور یوونتوسی و همچنین بوسکو بالاپان عضویت دارند؛ ولی تا به حال به مهره ای کلیدی تیم ملی بدل نشده اند و حتی تک گل پیروزی ساز کرواسی در برابر بلژیک در مسابقه ای که قبلا وصف آن رفت ، نیز توسط الن بوکسیچ زده شد که 32 سال دارد که در لاتزیو اغلب روی نیمکت می نشست و دو سالی است که در میدلزبرو، اغلب بازیکن ذخیره یا مصدوم است و سالهای اوجش در تیم مارسی به یک خاطره قدیمی بدل شده است . ضمن این که ادامه حضور شوکر در پیشانی خط حمله تیم ملی کرواسی جدا از استعداد خاص و توانایی عالی فنی پای چپ او، خبر از بیماری فوتبالی می دهد که هنوز نتوانسته است با نسل توانای دهه 1990 خود برابری کند و همچنان به آنها متکی است . از آن نسل ایگور استی ماچ نیز که در آستانه 35 سالگی است ، هنوز در خدمت تیم ملی است و گوران ولااوویچ هم که در والنسیا اغلب نیمکت نشین بود، مورد استفاده یوزیچ قرار می گیرد و همین طور یرکان و اگر زونیمیر بویان هم با سران فوتبال کرواسی دعوا نداشت و خودش ابراز بی میلی و اخیرا اعلام بازنشستگی نمی کرد، الان باز پای ثابت بازیهای ملی بود. هرچند راه بازگرداندن او به تیم ملی نیز به قصد داشتن یک "وردست" قوی برای پروسینچکی در جام جهانی هموار است.تنشهایی که در اواخر دوران حکومت چیرو در تیم ملی کرواسی وجود داشت ، اکنون محو شده است و تیم بهتر و راحت تر نفس می کشد و مشکل انضباطی خاصی ندارد. در اواخر زمان حضور بلاژه ویچ ، دعواهای او با بوبان و پروسینچکی شروع شد و آنها حتی گفتند تا وقتی او مربی ملی است ، حاضر به همراهی تیم نیستند و کار به جنگ مطبوعاتی و رویارویی زشتی کشید که از اعتبار چیرو بشدت کاست.بلاژه ویچ در بعضی نقاط عقب نشینی هم کرد و با بوبان از نو به صحبت نشست و سعی داشت مواضع از دست رفته را از نو تصاحب کند، اما حقیقت مسلم این است که برخلاف آنچه خود او به دفعات در تهران گفته است ، کروات ها در ماههای آخر مربیگری او نسبت به وی مقاومت منفی پیدا کرده بودند و جدایی او تیم را رها کرد و از فشار روحی نجات داد و به نقطه بهتر امروزی رساند.این که یوزیچ چه می تواند انجام بدهد تا چنان ماجرایی دیگر تکرار نشود و چه باید بکند تا بحران هایی از این دست دامان او را هم نگیرد، مساله ای است که پاسخ آن چندان روشن نیست.یوزیچ وقت آن را هم ندارد و فعلا هم وغم او تنظیم و اجرای عملکردها و روند و روشهایی است که طی این مطلب از زبان خود وی به آنها اشاره شد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها