شکل گیری یک هویت سیاسی دکتر محمد جواد لاریجانی

1-ائتلاف سیاسی دوم خرداد که با انتخابات ریاست جمهوری سال 1376متولد شد، در 6سال گذشته توفیقات چشمگیری را در صحنه رقابت سیاسی نصیب خود نموده است . طبیعی است که این تشکل سیاسی با اهمیت
کد خبر: ۱۵۶۸۲
، زیر ذره بین قرار گیرد و مواضع آن به نحو دقیق ارزیابی شود و آثار زمامداری آن برای منافع ملی در دولت و مجلس احصائ گردد. اولین سوال که به ذهن هر ایرانی علاقه مند به مسائل سیاسی خطور می کند، درباره «هویت سیاسی » این ائتلاف است : «آیا هویت مشترکی گروههای مختلف را زیر چتر «دوم خرداد» جمع کرده است یا مصلحت وقت و منافع سیاسی مقطعی چنین گردهمایی ای را به وجود آورده است ؛» پاسخ درست تر به نظر من تکیه بر منافع مقطعی است و بسیار مشکل است که بتوان هویت مشترکی را برای مجموعه ای شامل مجمع روحانیون مبارز تا گروههای ملی با شعار عمدتا حکومت غیردینی ، یافت ! حتی دموکراسی هم نمی تواند محور مشترک باشد؛ زیرا غالب احزاب موثر در ائتلاف دوم خرداد هیچ سابقه قابل ملاحظه ای از خود در طرفداری از دموکراسی - علما و عملا - به جای نگذاشته اند! و شاید سوابق عمدتا خلاف آن را نیز نشان دهد. مثلا وقتی حضرت آیت الله خامنه ای در نماز جمعه اشاره فرمودند که ولی فقیه هم در عمل محدود به قانون اساسی است و امام (ره ) مبانی شرعی این ضرورت را به نقد کشیدند، دوستان ما در برخی تشکل های دانشجویی (که امروز جزو پر سر و صدای ائتلاف دوم خرداد هستند) راهپیمایی دفاع از ولایت مطلقه به راه انداختند! اما در غیاب یک هویت روشن و مسلط، شاهد شکل گیری تدریجی هویتی سیاسی هستیم که عمدتا در حزب مشارکت متبلور است . نیروهای تازه نفس به همراه چهره های تازه روباز کرده ای که به علت مناصب امنیتی در دهه اول انقلاب عمدتا پشت پرده بوده اند و وجود برادر رئیس جمهور در راس آن - آن هم در کشوری که قرابت های خونی هنوز حرف اول را می زند- عملا حزب مشارکت را حزب حاکم و مسلط بر دولت و مجلس و از همه مهمتر آینه ائتلاف سیاسی دوم خرداد کرده است . هنگامی که با چنین هیئت ذهنی به این تشکل سیاسی و بویژه روند شکل گیری هویت سیاسی آن توجه می کنیم ، علی رغم پیروزی های سیاسی و نقاط قوت تحسین برانگیز آن ، نمی توانیم از رشد جوانه های انحراف در مشی فکری و سیاسی این حزب چشم بپوشیم . انحرافاتی - که اگرچه در ابتدای کار است - اما به خاطر جایگاه این حزب و ائتلاف در ساختار قدرت کشور، بسیار نگران کننده می باشد.
2-انحراف در چه اموری و چرا؛ به نظر من ، حزب مشارکت اولا، در تلقی از دین دچار کژراهه شده است ؛ ثانیا، از حکومت و حکومت اسلامی فهم درستی ندارد؛ ثالثا، در امر توسعه سازندگی کشور مشکل «مضاعف » دارد؛ یعنی هم ناتوان است و هم بی خبر از این ناتوانی !
3-تشکل سیاسی دوم خرداد، در فهم از دین در حالی که مشتاق حرف نو و تلقی نو بوده است ، در گرداب «قرائت بازی » گرفتار شده است ؛ به نحوی که عملا دین مورد تبلیغ رسانه های این تشکل - که از سوی عناصر رده بالای آن هم تایید می شود - اسلامی است کاملا شخصی و فاقد ارزش معرفتی فراتر از فرد! طبیعی است که با این تلقی از تدین «حکومت اسلامی » وصله ناجوری است و از آن فراتر: اسلام حتی به عنوان محور حقانیت (در مقابل جهالت ) نقش اجتماعی - سیاسی نخواهد داشت ، بلکه صرفا از لحاظ اکثریت - اقلیت علاقه مندان مهم می شود! لذا تفاوتی بین اسلام ، مسیحیت ، یهودیت ، کمونیسم ، لیبرالیسم و یا سایر ادیان و مکاتب رایج از لحاظ حق و باطل وجود ندارد.
4-تصویری که این ائتلاف سیاسی از حکومت ارائه و تبلیغ می کند، به مراتب مغشوش تر است . اولا، در باب حکومت اسلامی ، شعار «جدایی نهاد دین از نهاد حکومت » را بزرگ می کند. این سخن که در دوران مدرنیته به عنوان «شعار طلایی » معروف شده است ، در میان غربیان - از زمان هابز و روسو تا امروز - معنای روشنی دارد: در غرب مسیحی ، مسیحیت دارای نهادی با سازمان رسمی است که در کنار ساختار حکومتی دو تجمع عامل عمده مدنی را می سازند. شعار طلایی مدرنیته این است که سازمان کلیسا - که از لحاظ ساختار، سلسله مراتب و نظم عملیاتی چیزی از حکومت کم ندارد - باید کاملا از نهاد حکومتی جدا بوده و حق هیچ دخالتی را در آن نداشته باشد. حال باید ببینیم که شعار «جدایی نهاد دین از حکومت » در میان ما ، ملت ما و جامعه ما چه معنایی دارد.مسلم است که اسلام در میان ما «نهادی » موازی کلیسا ندارد. حوزه های علمیه «آکادمیا» هستند نه تجمع عامل ! هم اکنون هم در حوزه های علمیه عمده مراجع و مدرسین عالی رتبه هیچ سمت ،نقش رسمی و حکومتی ندارند. از سوی دیگر ساختارهای قانونی موجود مانند رهبری و شورای نگهبان به همان اندازه سیاسی هستند که ریاست جمهوری ، مجلس ودولت اسلامی . آیا با حضور چند استاد دانشگاه در ساختار حکومت می توان گفت که «نهاد دانشگاه بر نهاد حکومت مسلط شده »؛ پس معنای شعار «جدایی نهاد دین از نهاد قدرت » چه می تواند باشد؛ به نظر من یکی از معانی زیر اجتناب ناپذیر است : - به نحو کلی و عمومی «دین »باید در امر قدرت (حکومت ) نقشی نداشته باشد؛ - نهاد رهبری باید حذف (و یا به نحو معادل : تشریفاتی ) بشود!
5-مشکل دوستان مشارکتی و دوم خردادی در امر حکومت فراتر از فهم صحیح از حکومت اسلامی است ؛ به نظر من آنان در تلقی از نقش حکومت هم گرفتاری دارند. زیرا حکومت مانند برخی از مفاهیم از قبیل پول ، معامله و امثال آن ، ماهیت «اعمالی » (Functional) دارد. به عبارت روشن تر: حکومت مساوی یا مساوق دارالحکومه نیست ، بلکه هر تشکلی به تناسب توانمندی خود برای درک بهتر شرایط، تصمیم سازی درست تر، بسیج حداکثر امکانات و حرکت در جهت مقاصد خویش ، «حکومت تر» خواهد بود! مجموع این خصائص کارآمدی حکومت را می سازد. اما دوستان ما در ائتلاف سیاسی دوم خرداد دغدغه بسیار کمی را نسبت به ارائه رفتار کارآمد حکومتی از خود نشان می دهند و تمام هم وغم آنان به رقابت های سیاسی که در میان شعارهای روشنفکرمآبانه و «مردم زده » غرق است محصور گشته است . این نقیصه به حدی حاد شده است که رسما اعلام می شود: اگر فلان لوایح یا طرح های ارائه شده تصویب نشود دیگر باید از حاکمیت خارج شد! چه طرح هایی ؛ مثلا نظارت استصوابی ! بد یا خوب ، در همین سیستم و با همین نظارت استصوابی جناب آقای خاتمی رای آوردند و دوم خردادی ها مجلس را به دست گرفته اند، همان طور که قبلا در مجلس سوم هم اتفاق افتاده بود؛ پس نظارت استصوابی سم مهلکی به نظر نمی آید. در حالی که توسعه کشور نیازمند ایده ها ، طرح ها و لوایح بسیار دقیق است تا جایگاه ایران عزیز را در میان منطقه و جهان رقم بزند و از همه مهمتر آبادانی و پیشرفت را برای مردم ما به ارمغان آورد تا مردم طعم شیرین «خدمات حکومتی » را بچشند.
6-وقتی به مساله توسعه کشور می رسیم باید بگوییم که می توان کارنامه ائتلاف سیاسی دوم خرداد را فقط یک فاجعه بزرگ ملی نامید! البته مقصود رمی دوستان ما در دولت محترم به کم کاری و یا بی توجهی نیست ؛ بلکه «توسعه » نیازمند داشتن استراتژی و برنامه های اقدام متکامل است و دقیقا این دو جزئ مفقود می باشد. به نظر من مملکت ما آباد نمی شود مگر این که همه امکانات ملت در جهت سه هدف عمده : خودکفایی در اقلام اساسی ، خوداتکایی در دفاع و کسب مقام جهانی در صنایع نفتی (که خود شامل صدها زمینه مختلف صنعتی تجاری است ) بسیج گردند و دولت با برنامه های اقدام خود در هر سال قدمی به سوی این هدف ها نزدیک تر شود. آشکارا ائتلاف سیاسی دوم خرداد از تدوین و ارائه (تا چه رسد به عمل !) یک مسیر توسعه عاجز است . خلاصه کلام این که : ائتلاف سیاسی دوم خرداد که در ابتدا عمدتا بر محور ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی موتلف بود، به تدریج هویت سیاسی خود را در لباس حزب مشارکت می سازد. از آنجا که برای آینده فضای سیاسی کشور ظهور و رشد احزاب سیاسی ریشه دار و بالنده و پر تحرک امری مهم و ضروری است ، برادران ما در حزب مشارکت باید با دقت و وسواس ، روند شکل گیری هویت سیاسی این حزب را به نقد بکشند تا بتوانند به یاری خدای سبحان تشکل سیاسی متناسب با نظام اسلامی و شرایط مهم و حیاتی امروز کشور را بنا نهند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها