عجله ای برای تاثیرگذاری نداریم

آغاز پخش مجموعه پویانمایی «قصه ما مثل شد» از شبکه یک ، بهانه این گفتگو با محمد میرکیانی است که علاوه بر مسوولیتش به عنوان مدیر گروه کودک و نوجوان این شبکه ، نویسنده قصه ها هم است
کد خبر: ۱۵۶۵۰۳
و این مجموعه 80 قسمتی هم بر اساس کتاب چندجلدی او که با همین نام منتشر شده ، تولید می شود. خوشبختانه کوتاهی انیمیشن ها هم این اجازه را می داد که چند قسمتی از آنها را با هم ببینیم و بعد وارد صحبت بشویم.
میرکیانی سال هاست که برای بچه ها می نویسد. علاوه بر این کار مطبوعاتی ، پژوهش و تدریس قصه گویی ، سال ها نویسنده و سردبیر برنامه رادیویی «قصه ظهر جمعه» بوده است. برای همین شانزدهم آذر، روز کودک و تلویزیون فرصت و بهانه خوبی بود که این گپ و گفت به چیزهایی دیگری مثل تغییر و تحولات این گروه بعد از حضور او، باید و نبایدها و کلیت برنامه سازی برای گروه سنی کودک و نوجوان گسترش پیدا کند؛ اما میرکیانی علاقه چندانی نداشت این اتفاق بیفتد و ترجیح داد درباره همین مجموعه پویانمایی حرف بزنیم.
«حکایت نی» هم مجموعه نمایشی دیگری است که براساس کتابی از او همزمان با تولید، در حال پخش است.

چه ویژگی هایی باعث می شود اینقدر روی قصه ما مثل شد حساب باز کنید؛
مجموعه پویانمایی قصه ما مثل شد، بزرگترین مجموعه پویانمایی است که تاکنون در گروه کودک شبکه یک تولید شده است. این مجموعه اولین طرحی است که با 2 تکنیک و گرافیک تولید می شود. تکنیک گروه اول که کارگردانش امیرمحمد دهستانی است ، کاملا تازه ، تلفیقی از تکنیک سه بعدی و تکنیک کات اوت است و اولین بار هم است که انجام می شود. کار گروه دوم هم که تهیه کننده و کارگردانش علیرضا کاویان راد است ، گرافیک متفاوتی دارد.
ویژگی دیگر کار، مخاطب گسترده آن است ، چون مهمترین عنصر آن ارزش کاربری اش در روزمره است. ضرب المثل ها در زبان گفتاری ما کاربرد زیادی دارند. یکی از زیان های ورود فناوری ، تاثیرش بر زبان گفتاری ماست . حتی ترجمه و دوبله فیلم ها هم زبان گفتاری ما را بشدت تحت تاثیر قرار می دهد. برای همین مجموعه ای مثل «قصه ما مثل شد»، از زبان گفتاری ما نگهداری می کند. حتی تکرار چند باره اش کمک می کند بچه ها ضرب المثل ها را بیشتر بشنوند و در زبان گفتاری شان از آنها استفاده کنند.
یکی از کارهایی که پایداری ما را در مقابل زبان بیگانه بالا می برد، استفاده از ظرفیت های زبان عامیانه مثل تکیه کلام ها، امثال ، اشارات و کنایات است. قصه های امثالی ارزش چندگانه ای دارند. مهمتر از همه این که چون با قصه همراهند، در یاد می مانند. فرهنگ ، آیین و سنت های ما وقتی همراه قصه بیان می شوند، مخاطب بیشتر با آنها احساس همذات پنداری می کند.
کوتاهی ، مزیت دیگری برای به یادماندن آنهاست. استفاده از عناصر زبان گفتاری و تقویت آنها نکته دیگر ماجراست. بخش دیگرش ، آموزه های مردم شناسی است. در این 80 قسمت یاد می گیرند مردم چطور زندگی و چطور رفتار می کرده اند و حتی چطور لباس می پوشیده اند.

لازمه انیمیشن ، کمیک بودن آن است. برای همین کارگردان و انیماتورها دوست دارند جوری کار کنند که ضمن تداعی فضا، کمیک و خنده دار باشد. با این حساب چقدر می شود روی وجه مردم شناسی کار تکیه کرد؛
انیمیشن حتما لازم نیست کمیک باشد. یکی از خصوصیات انیمیشن مبالغه است ؛ بزرگ نمایی برای تاثیرگذاری. انیمیشن کاملا جدی هم می توانیم داشته باشیم.

بله ، ولی کار شما برای گروه کودک تولید می شود.
اشارات حوزه مردم شناسی را در اصل کتاب یا در پاورقی آورده ام. این که لباس آن دوره چی بوده ، شال را برای چی می بسته اند و چیزهای دیگر. تمام این اشارات در کتاب هست. اصل کتاب مثل دایره المعارف کوچکی از زندگی مردم گذشته ماست و انیماتورها در کار خیلی از آنها استفاده کردند. پشت این کار یک پژوهش مردم شناسی انجام شده است.

چه نیازی بود 2 گروه و با 2 تکنیک جداگانه بسازند؛
تعداد کارها زیاد بود و نگران بودم مخاطب گرفتار یکنواختی ، تکرار و کسالت بشود. تنوع همیشه خوب است بخصوص در رسانه. نکته بعدی این بود که می خواستیم بین سازندگان رقابت ایجاد بشود. رقابت سازنده باعث می شود کیفیت کار بشدت بالا برود.

اما این امکان هم هست که یکدستی کار به هم بخورد.
مهم نیست ، چون اصل قصه ها از یک منبع است. حتی می توانیم همین 80 قسمت را با 2 اکیپ دیگر هم کار کنیم. موضوعات که کهنه نمی شوند.

تقسیم بندی این که کدام گروه ، کدام 40 داستان را کار کنند،چطور انجام شد؛ با توجه به تکنیک هر گروه تصمیم گیری شد؛
نه این کار به انتخاب خودشان بود.

پس هیچ رقابتی سر این موضوع نبود؛
نه ، چون هر 2 گروه حرفه ای هستند. تمام کارهای اولیه را هم من به عنوان نویسنده کتاب ، در مرحله تحقیق و نگارش انجام داده بودم. قصه ها را از منابع مختلفی جمع آوری کرده ام. از ادبیات عامیانه ، از متون کهن ادبی و متون کهن تاریخی. من اینها را یکدست کردم. بعضی هایش خیلی بار داستانی نداشتند و من با یک پرداخت داستانی زبانشان را یکدست کردم.

فیلمنامه را هم خودتان نوشتید؛
نه ، فیلمنامه ها را خودشان تنظیم کردند. اما چون همه چیز در مرحله نگارش و پژوهش آماده شده بود، کار بسرعت تولید شد.

زمان تولید چقدر طول کشید؛
از زمان قرارداد تا وقتی برای آنتن آماده شد، 6 ماه طول کشید که برای خودش یک رکورد است.

این سرعت به نتیجه کار لطمه نزد؛
نه. خوشبختانه کیفیت کار خیلی خوب است.

خودتان از کدام گروه بیشتر راضی هستید؛
به نظرم هر دو گروه خوب کار کرده اند.

ولی مخاطبان تا نوروز امکان مقایسه ندارند؛
بله.

کدام گروه سنی مدنظر شماست؛
کودک و نوجوان. منظور از گروه کودک ، سال های پایان دبستان و دوران راهنمایی است. در کارها هیچ نکته ناگفته ای وجود ندارد.

کار ما با نمونه های ایرانی دیگر فرق می کند


«قصه ما مثل شد» با انیمیشن های ایرانی دیگر متفاوت است. انیمیشن های تاریخی یا آنها که با تکیه بر قصه های دیگر و با فانتزی بیشتری ساخته می شوند، کاربرد روزانه ندارد. بچه ها از فیلم ، انیمیشن و عکس ، نکته های اخلاقی هم یاد می گیرند. قصه ما مثل شد علاوه بر نکته های اخلاقی ، چیزهایی را به بچه ها یاد می دهد که می توانند به طور مستمر و روزانه از آنها استفاده کنند.
الان خواسته یا ناخواسته زبان فارسی تحت تاثیر فناوری جدید است. این تاثیر را علاوه بر صنایع ، در تولیدات فرهنگی مثل قصه های ترجمه یا رفت وآمدهای خارج از کشور می شود، دید. همه اینها خواه ناخواه به ارتباطات کلامی ما آسیب می زند. یکی از راه ها برای محفوظ نگه داشتن زبان فارسی از آسیب ها، تولید فرآورده های فرهنگی برای کمک به نیازهای روزانه ماست . زبان گفتاری اگر آسیب ببیند، زبان نوشتاری هم از آن تاثیر می گیرد و حتی در آینده مثلا بچه هایی هم که قصه نویس و شاعر می شوند، به همان ترتیب هم می نویسند

هر جا هم قرار است درباره فضا و موضوع قصه توضیح داده شود، در دیالوگ ها این کار انجام می شود؛ البته قصه عامیانه مخاطب عام دارد. مخاطب ما در موقع دیدن و شنیدن به اندازه یک گروه سنی سطحش پایین تر می آید. مثلا بچه خردسالی که مدرسه نمی رود، نمی تواند قصه بخواند. ولی وقتی قصه را برایش می خوانیم ، با کار ارتباط برقرار می کند.
البته دیدن و شنیدن با هم فرق می کند. مثلا اگر فیلمنامه به داستان تبدیل بشود، نویسنده باید تناسب ذخایر واژگانی را که در اختیار کودک قرار می گیرد با آموزش رسمی کشور حتما در نظر بگیرد. این کار به عنوان یک نویسنده کودک و نوجوان به من برمی گردد. اگر چیز بیشتری هم وجود داشت ، باید در پانویس توضیح داده شود.

اینها دریافت های خود شما در طول این سال هاست وگرنه قانون یا آیین نامه مشخصی که برای این قصه نداریم. درست است؛
درست است ؛ ولی نویسنده کودک و نوجوان به هرحال باید اینها را رعایت کند. خصوصیت آموزشی و تعلیمی بودن کتاب های کودک و نوجوان را هم باید در نظر گرفت. بچه ها در قصه خواندن علاوه بر لذت بردن از خود قصه ، با زبان فارسی و واژه های مختلفش هم آشنا می شوند و مهارت خواندنشان بالا می رود. یکی از مشکلات الان ما این است که چون بچه ها قصه نمی شنوند، مهارت زبان گفتاری شان بشدت پایین آمده و وقتی نمی توانند حرف بزنند، پرخاشگر می شوند. ما وقتی به اندازه کافی واژه داشته باشیم ، بسادگی چیزی را که در ذهنمان است ، بیان می کنیم. برای همین کوشیدیم در این کار به زبان قصه گویی نزدیک شویم.
اگر بچه ها قصه بشنوند، یاد می گیرند که اول با طمانینه و آرامش حرف طرف مقابل را بشنوند و بعد نظرشان را بیان کنند. رسانه های فعلی با گرفتن سنت قصه گویی ، این موهبت را از ما گرفته اند و جایگزینی هم برای این وجود ندارد. ما سعی می کنیم با قصه ما مثل شد این کار را انجام بدهیم.

چیزی که می گویم کمی کلی تر است و ربطی به مجموعه شما ندارد؛ ولی دوران بچگی ما از این نظر خیلی پر و پیمان بود و ما کارتون های خیلی خوبی را تجربه کردیم. این اتفاقی است که همسن و سال های ما اعتقاد دارند برای بچه های این دوره نمی افتد. از طرف دیگر بچه های الان نوع تفکر و نیازشان فرق کرده. نمونه اش هم این است که همه تولیدات تلویزیون برای بزرگسالان را خیلی بهتر از خود آنها دنبال می کنند. شما نظرتان چیست؛ فکر می کنید این کارها با وجود همه زحماتی که برایش کشیده می شود، چقدر می تواند در حافظه بچه های این دوره باقی بماند؛
اگر بچه ها فیلم های بزرگسال را هم ببینند، لایه های درونی اش را درک نمی کنند. مثلا وقتی دختر 8 ساله ای «ارتش سری» را می بیند، نمی فهمد نیروهای مقاومت در جنگ جهانی دوم کی ها بودند یا چه کسانی در تصمیم گیری ها تاثیرگذار بودند. برای همین به طور مستقیم در زندگی شان اثر نمی گذارد. ولی اگر یک نویسنده کودک و نوجوان پشت یک اثر باشد، سعی می کند لایه های پنهان زندگی را بشکافد. دیگر این که انیمیشن دارد تغییرات جدی و پرسرعتی را پشت سر می گذارد. اگر یک بار دیگر با یک نگاه خریدارانه به گرافیک و طراحی شخصیت ها و حرکت های کارتون های قدیمی نگاه کنید، می بینید که چقدر خنده دار جلوه می کنند. باید زمان بگذرد تا بچه ها از این کارها هم خاطره پیدا کنند. انتظار نداریم این انیمیشن ها همین فردا روی بچه ها اثر بگذارد.


جابر تواضعی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها