در این میان ، تیم ها حق دارند بپرسند که چرا چوب مساله استفاده از داوران جوان و اشتباهات برخاسته از این مساله را آنها باید بخورند، ناظران نیز حق دارند پرس وجو کنند که برخی از این داوران که پس از چند سال میدان دادن کمیته داوران به آنها قدری مسن شده و ظاهرا پرتجربه گشته اند، چرا به گونه ای قضاوت می کنند که انگار روزهای نخست کارشان است.
آیا هنوز باید به چشم جوانان کم تجربه و ناپخته به آنها نگاه کرد یا برعکس گفت از روند آموزش طولانی مدتی که کمیته داوران با به کارگیری آنان در جریان مسابقه های لیگ برای آنها فراهم آورده و بسیار هم با ارزش بوده ، به حد کفایت بهره نجسته اند. اگر حالت دوم صحیح است (که متاسفانه صحیح است) چرا کمیته داوران در بخشی از سرمایه گذاری خود روی جوان ترها ناکام مانده است؛
اعمال مجازات برای داوران خاطی و محروم کردن آنها به مدت دو هفته از آن دست اقداماتی است که در موارد قبلی بروز اشتباهات در کار داوران رویت نشده بود و کمیته های قبلی داوران کشور می کوشیدند با توضیح ندادن پیرامون «داوران اشتباه کار» و اتخاذ سیاست سکوت ، ماجرا را در گذر زمان از یادها ببرند. اما به خاطر بیشتر و عمده تر شدن اشتباهات داوران دیگر نمی توان به آن شکل با اتفاقات برخورد کرد و چاره ای جز حذف موقتی داوران «اشتباه کار» نیست اما امروز این بیم وجود دارد که در پیش گرفتن و اجرای علنی و آشکار سیاست مجازات خاطیان ، کمیته داوران را از بررسی ریشه های امور و حل آن از بیخ و بن باز دارد و اصل ایراد پا برجا بماند و در آن صورت هرچند مدت یکبار بحران کوچکی را به بار آورد و داوران محروم شده پس از دو هفته بازگردند و همه چیز را به شکل گذشته از سر گیرند.
مشکلات اصلی داوری ما سوت های متفاوت در قبال وقایع یکسان از سوی داوران ماست ، به طوری که یک برخورد و خطای خاص از جانب یک داور به گونه ای مجازات می شود که با سیاست های مورد اعتقاد سایر داوران به کلی فرق می کند.
آشکار و پنهان
و مساله مهم ، سیاست نفی مشکلات از جانب عنایت و برخی همفکران اوست که موجب می شود به جای تلاش برای رفع اساسی مشکل ، هر تدبیری در این باره موقتی و گذرا باشد و اثری طولانی مدت نگذارد، زیرا در حرف های مسوولان داوری ما همیشه این استدلال را به طور آشکار و پنهان می یابید و می شنوید: «وقتی مربیان و بازیکنان اشتباه می کنند، معترضان هیچ نمی گویند، اما درباره خطاهای داوران دائما مانور خبری می دهند و آن را بزرگ می کنند، ولی به داوران هم باید اجازه ارتکاب اشتباه را داد.» مطرح کنندگان این استدلال ، فراموش کرده اند که هر ساله دهها و دهها مربی به خاطر اشتباهات مورد بحث برکنار می شوند، اما بعضی داوران هر روز اشتباه می کنند ولی سالها در همان عرصه حاضرند و کار می کنند و هرگز (تا زمان بازنشستگی) از حرفه خود دور نمی مانند.