مشکلات داوری در فوتبال ماجدی است

هر اتفاقی هم که بیفتد در این نکته تردیدی نیست که حرف های مسعود عنایت مشکلی را از فوتبال ما و بهتر بگوییم از مسائل داوری آن حل نمی کند.
کد خبر: ۱۵۵۹۹۵

او در مقام رئیس کمیته داوران فوتبال کشور از هر موقعیت و لحظه ای برای دفاع از عملکرد داوران وابسته به کمیته بهره گرفته است و البته این جای تعجب ندارد، زیرا مدیریت صحیح مستلزم نیرو و روحیه بخشیدن به نفرات تحت اختیار آن سازمان است ، اما عنایت در عین تایید و تعریف از داوران ، به محروم و مجازات کردن قاضیانی می پردازد که نوع قضاوت شان در هفته های اخیر مساله ساز بوده و خاطرها را آزرده است.
جدیدترین نمونه ها رحیم رحیمی مقدم و هدایت ممبینی بوده اند که هر دو در هفته پانزدهم لیگ نتوانستند انتظارها را برآورده کنند. رحیمی مقدم خود نیز معترف بود که طی بازی سایپا پگاه اشتباهات آشکاری داشته و همین مساله در شکست 2 - 1مردان علی دایی نقش عمده ای داشته است و آنقدر از این بابت احساس پشیمانی و ناراحتی می کرد که طی یک برنامه تلویزیونی چند بار اسم دایی را آورد و از مجری برنامه خواست به دایی سلام برساند.
حجم اشتباهات ممبینی طی باخت 1 بر صفر استقلال در برابر پاس به همان حد نمی رسید، اما او نیز مشکلاتی را برای دو تیم و درنهایت برای خودش آفرید و حتی اگر نتیجه حاصله بر اثر آرا و سوت های اشتباه او به ثبت نرسیده باشد، میزان مجازاتی که برای او تعیین شد (دو هفته محرومیت از قضاوت) درست برابر با مجازات اعمال شده برای رحیمی مقدم است.
سعید مظفری نژاد هم در مسابقه اخیر پرسپولیس با صبا باتری پنالتی ای را به ضرر پرسپولیس اعلام کرد که فقط خود او آن را دید و هیچکس دیگر در ورزشگاه اثری از آن مشاهده نکرد.

تبعات جوانگرایی

این که چرا داوران ما اشتباه می کنند، آنقدرها هم مساله پیچیده ای نیست و این گونه اتفاقات در همه جا روی می دهد و در آینده نیز همانند آن را خواهیم داشت. آنچه جای بحث و بازبینی دارد، نوع برخورد ما با این گونه مسائل است. کمیته داوران فوتبال طی سالهای اخیر خدمات قابل توجهی کرده که رویکرد به جوانان و استفاده از داوران کم سن و سال و پخته و با تجربه کردن آنها در معبر زمان عمده ترین آنها بوده است . در عین حال زیاد شدن شمار اشتباهات داوران و برخورد نکردن صحیح و اصولی با این قضیه نیز نقصان هایی بزرگ در کار کمیته داوران بوده و همان قدر که جوانی برای آینده امیدساز جلوه کرده ، برای زمان حاضر مساله ساز بوده است.
از طرف دیگر چه عنایت که مسوول فعلی کمیته داوران است و چه غیاثی و نظری که اسلاف وی بودند، دائما بر این نکته تصریح ورزیده اند که جوانگرایی ، کار دلخواه و انتخابی آنان بوده و به این سبب دست به این کار زده اند که می خواسته اند به نسل جوان تر بها دهند، حال آن که بازنشستگی چند نسل از داوران قدیمی طی سالهای 1375 تا 1382 چاره ای جز رویکرد وسیع تر به جوانان را باقی نگذاشته بود و اگر قرار بود کمیته داوران سوت را به دست داوران جوان تر ندهد، اصولا کسی را نداشت که برای قضاوت در زمین بکارد.

روزهای نخست

در این میان ، تیم ها حق دارند بپرسند که چرا چوب مساله استفاده از داوران جوان و اشتباهات برخاسته از این مساله را آنها باید بخورند، ناظران نیز حق دارند پرس وجو کنند که برخی از این داوران که پس از چند سال میدان دادن کمیته داوران به آنها قدری مسن شده و ظاهرا پرتجربه گشته اند، چرا به گونه ای قضاوت می کنند که انگار روزهای نخست کارشان است.
آیا هنوز باید به چشم جوانان کم تجربه و ناپخته به آنها نگاه کرد یا برعکس گفت از روند آموزش طولانی مدتی که کمیته داوران با به کارگیری آنان در جریان مسابقه های لیگ برای آنها فراهم آورده و بسیار هم با ارزش بوده ، به حد کفایت بهره نجسته اند. اگر حالت دوم صحیح است (که متاسفانه صحیح است) چرا کمیته داوران در بخشی از سرمایه گذاری خود روی جوان ترها ناکام مانده است؛
اعمال مجازات برای داوران خاطی و محروم کردن آنها به مدت دو هفته از آن دست اقداماتی است که در موارد قبلی بروز اشتباهات در کار داوران رویت نشده بود و کمیته های قبلی داوران کشور می کوشیدند با توضیح ندادن پیرامون «داوران اشتباه کار» و اتخاذ سیاست سکوت ، ماجرا را در گذر زمان از یادها ببرند. اما به خاطر بیشتر و عمده تر شدن اشتباهات داوران دیگر نمی توان به آن شکل با اتفاقات برخورد کرد و چاره ای جز حذف موقتی داوران «اشتباه کار» نیست اما امروز این بیم وجود دارد که در پیش گرفتن و اجرای علنی و آشکار سیاست مجازات خاطیان ، کمیته داوران را از بررسی ریشه های امور و حل آن از بیخ و بن باز دارد و اصل ایراد پا برجا بماند و در آن صورت هرچند مدت یکبار بحران کوچکی را به بار آورد و داوران محروم شده پس از دو هفته بازگردند و همه چیز را به شکل گذشته از سر گیرند.
مشکلات اصلی داوری ما سوت های متفاوت در قبال وقایع یکسان از سوی داوران ماست ، به طوری که یک برخورد و خطای خاص از جانب یک داور به گونه ای مجازات می شود که با سیاست های مورد اعتقاد سایر داوران به کلی فرق می کند.

آشکار و پنهان

و مساله مهم ، سیاست نفی مشکلات از جانب عنایت و برخی همفکران اوست که موجب می شود به جای تلاش برای رفع اساسی مشکل ، هر تدبیری در این باره موقتی و گذرا باشد و اثری طولانی مدت نگذارد، زیرا در حرف های مسوولان داوری ما همیشه این استدلال را به طور آشکار و پنهان می یابید و می شنوید: «وقتی مربیان و بازیکنان اشتباه می کنند، معترضان هیچ نمی گویند، اما درباره خطاهای داوران دائما مانور خبری می دهند و آن را بزرگ می کنند، ولی به داوران هم باید اجازه ارتکاب اشتباه را داد.» مطرح کنندگان این استدلال ، فراموش کرده اند که هر ساله دهها و دهها مربی به خاطر اشتباهات مورد بحث برکنار می شوند، اما بعضی داوران هر روز اشتباه می کنند ولی سالها در همان عرصه حاضرند و کار می کنند و هرگز (تا زمان بازنشستگی) از حرفه خود دور نمی مانند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها