«برادری» (1968) را مارتین ریت فیلمساز معترض هالیوودی براساس فیلمنامه ای از لوئیس جان کارلینو کارگردانی کرده است.
کد خبر: ۱۵۵۹۶۶
در این درام جنایتکارانه اجتماعی و مافیایی کرک داگلاس نقش اصلی را بازی می کند. ایرنه پاپاس ، آلکس کورد، لوتر آدلر ، وال آوری و سوزان استراسبرگ دیگر بازیگران برادری هستند. خط اصلی قصه فیلم درباره پسر یک رهبر پرقدرت مافیایی است که پس از سپری کردن دوران خدمت خود در جبهه جنگ ویتنام به خانه برمی گردد. او می خواهد زندگی اش را به آن شکلی که خودش می خواهد پیش ببرد؛ اما سنت های خانوادگی چیز دیگری می گوید، برادر بزرگتر او که از قدرت زیادی برخوردار است تصمیم دیگری برای او گرفته است. در چنین شرایطی است که این سرباز جنگی متوجه می شود باید مبارزه ای را علیه دنیای مافیایی شروع کند تا بتواند دنیای آرام و مستقل خودش را حفظ کند. قبل از برادری تماشاگران سینما تجربه دیدار با «پدر خوانده» را نداشتند. در دنیای پدرخواندگی ، آدم با واژه ای به نام برادری آشنا می شود. فرانک و وینس (با بازی داگلاس و کورد) در دنیای گنگستری حکم دو برادر را دارند. مضمون کلی برادری خیلی شبیه پدرخوانده فرانسیس فورد کاپولاست. اما فیلم ریت راه دیگری را می رود و سر از مسیر متفاوتی درمی آورد. فرانک آدمی مقرراتی و وفادار به تمام ارزش های مافیایی است . او که به این ارزش ها افتخار می کند تمام تلاش خود را به کار گرفته تا از آنها محافظت کند. اما وینس حکم یک صدای تازه را در این دنیای بشدت محصور و بسته دارد. این دو برادر بشدت یکدیگر را دوست دارند، اما تفاوت دیدگاه باعث می شود تا آنها علیه یکدیگر موضع گرفته و در مقابل هم قرار گیرند. فیلمنامه برادری خیلی خوب این موضوع را تبیین می کند و از شخصیت پردازی خیلی خوبی برخوردار است . فیلمنامه حال و هوای غیرکلیشه ای و تازه ای (در مقایسه با زمان تولید آن) دارد و ریت توانسته با یک کارگردانی منسجم و دقیق ، آن را به بهترین شکلی ارائه کرده و در معرض دید و قضاوت تماشاگران قرار دهد.برخی از منتقدان می گویند، در طول قصه فیلم نشانه ای از عشق برادرانه بین دو کاراکتر اصلی نمی توان پیدا کرد، اما با این حال نمی توان برادری را نقطه پایان فیلم های مافیایی دانست . این بار مافیایی و گنگستری از زاویه جدیدی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. بازی های خوب بازیگران باعث می شود لحن واقعگرای قصه حفظ شود و این نکته کمک می کند تا از برادری به عنوان یکی از بهترین آثار ریت (در کنار بدل ، هاد، جاسوسی که از سردسیر آمد، مولی مگوآئر و نورماری) اسم ببریم. با این وجود، منتقدان از این فیلم بعد از پدرخوانده های کاپولا اسم می برند. فراموش نکنیم که فیلم مارتین ریت چند سال قبل از شاهکار کاپولا ساخته و روانه اکران عمومی شد. از قبل مشخص است که فیلمی مثل برادری نمی تواند پایان خوشی داشته باشد. بسیاری از صحنه های فیلم یادآور قصه ماریو پوزو است ولی یادمان نرود که لوئیس جان کالیتو آن سال از سوی اتحادیه فیلمنامه نویسان امریکا برای برادری نامزد دریافت اسکار بهترین فیلمنامه شد. او یک دهه بعد فیلم «سانتینی بزرگ» را نوشته و کارگردانی کرد. برادری هنگام نمایش عمومی با واکنش های متفاوت تماشاگران روبه رو شد. کسانی که به هوای تماشای فیلمی چون «دایره سرخ» آلن دلون به دیدنش رفتند، سالن سینما را سرخورده ترک کردند. واقعیت این است که مارتین ریت با بهره گرفتن از یک موضوع اکشن ، اثری غیرمتعارف و درونگرایانه خلق کرده که ژانر سینمای گنگستری را به سمت تازه ای می برد؛ البته این سبک کار بعدا نه توسط خود ریت پس گرفته شد و نه توسط هیچ فیلمساز دیگری . ریت که کار فیلمسازی را از سال 1957 با «لبه شهر» شروع کرد (قبل از آن او چند کار تلویزیونی کارگردانی کرده بود) در فاصله این سال ها فیلم هایی در ژانرهای مختلف سینمایی کار کرده است و برخلاف جان فورد یا بیلی وایلدر در رشته خاصی فعالیت مستمر نداشته است. آنچه در کارهای این فیلمساز بیش از هر چیز دیگر به چشم می آید تعهد اجتماعی او و ساخت فیلم هایی است که به بررسی مسائل مختلف اجتماعی و سیاسی می پردازد. ریت این تعهد اجتماعی را در قالب ژانرهای مختلف سینمایی به تصویر کشیده است ، تماشای برادری یک تجربه خوش سینمایی است که نشان می دهد یک فیلمساز حرفه ای و کارکشته چگونه می تواند تعهد اجتماعی را با یک قصه سرراست و سرگرم کننده تلفیق کند و اثری تماشایی و تاثیرگذار خلق کند. گروهی از منتقدان سینمایی تماشای این فیلم را به عنوان یک کلاس درس به دانشجویان سینما توصیه می کنند و به همان اندازه تماشاچی معمولی را دعوت به دیدن آن می کنند. این گروه از منتقدان عقیده دارند ریت بهترین فیلم های خود را در فاصله زمانی اواسط دهه 60 تا اواسط دهه 70 کارگردانی کرد و پس از آن نتوانست موفقیت کارهای قبلی اش را تکرار کند.