جادوی واژهها: از «معترض» تا «تروریست» !
یکی از برجستهترین نمونههای مهندسی واژه، تفاوت فاحش در انتخاب صفتها برای کنشگران مشابه در داخل و خارج از ایران است. اگر فردی در فرانسه بهدلیل گرانی بنزین به خیابان بیاید، رسانهای مثل بیبیسی یا گاردین از او با عنوان «شهروند معترض» یاد میکند اما همین کنش در ایران، با لایهای از واژگان بهظاهر بیطرفانه مثل «معترض بازداشتشده توسط نیروهای امنیتی» روایت میشود که در دل خود قضاوت اخلاقی را پنهان کرده است.
واژه «سرکوب» پربسامدترین ابزار مهندسی زبانی است. درحالیکه در جوامع غربی، پلیس «مدیریت اعتراضات» میکند، در ایران همان اقدامات «سرکوب وحشیانه» خوانده میشود. نمونههای بسیاری از این دوگانگی استاندارد وجود دارد. این انتخابها تصادفی نیست بلکه از یک قاعده کلی پیروی میکند: هر رویدادی در ایران باشد، واژهای با بار منفی شدیدتر
به کار میرود.
ترفند واقعینمایی
مهندسی واژه تنها به انتخاب صفتها محدود نمیشود. گام بعدی، «واقعی جلوهدادن اخبار نادرست» با استفاده از مؤلفههای روشنفکرانه است. رسانههای خارجی برای اینکار از ترفندهای بسیاری بهره میبرند.
بهعنوانمثال استناد به منابع نامشخص اما معتبرنما. عباراتی مثل «براساس گزارش یک منبع آگاه در تهران» یا «شاهدان محلی به شرط ناشناسماندن» بدون آنکه کوچکترین قابلیت راستیآزمایی فراهم شود، به خبر وزن علمی میدهند. این منابع اغلب اپوزیسیون خارج از کشور یا حسابهای جعلی در شبکههای اجتماعی است.
ترفند دیگر، استفاده از تصاویر آرشیوی و تعمیم موردهای خاص است. یک ویدئوی قدیمی از برخورد پلیس در سال ۲۰۱۸ در کانالهای خبری بهعنوان «آخرین تصاویر از سرکوب امروز» بازنشر میشود و یک بازداشت بدون حکم،
«روال همیشگی در تمام ایران» نام میگیرد.
و بالاخره ترکیب دادههای درست با نتیجهگیری نادرست است. بهعنوانمثال آمار دقیق بیکاری در ایران را اعلام میکنند (داده درست) اما بلافاصله آن را به «نارضایتی عمومی علیه نظام» گره میزنند، بدون آنکه هیچ نظرسنجی علمیای ارائه دهند (نتیجهگیری نادرست). این روش، خبر نادرست را در دل یک واقعیت پنهان میکند.
هدف نهایی: مشروعیتبخشی به مداخله
مهندسی واژهها و واقعینمایی اخبار نادرست درنهایت به یک هدف بزرگ ختم میشود: مشروع جلوهدادن «دگرگونی سیاسی از بیرون». وقتی رسانهای مدام از «رژیم نامشروع» صحبت میکند، خواننده ناخودآگاه مداخله در امور آن «رژیم» را موجه مییابد. وقتی اعتراضات داخلی را «جنبش سراسری» قاببندی میکند، اعمال تحریمهای فلجکننده با عنوان «حمایت از مردم» قابل قبول میشود. این رسانهها با ساخت یک روایت دوقطبی «مردم مظلومِ آرزومند آزادی» در مقابل «حکومت سرکوبگر»، هر اقدام خارجی (از تحریم دارو و غذا تا حمایت از گروههای تجزیهطلب) را در چارچوب «وظیفه اخلاقی غرب» بازتعریف میکنند. در این روایت، آنکه به نفع ایران حرف میزند، «طرفدار دیکتاتوری» نام میگیرد و آنکه خواستار فروپاشی اقتصادی کشور است، «دوستدار حقوق بشر» خوانده میشود.
مهندسی واژهها در رسانههای غربی
واشنگتنپست در خبری درباره مریم رجوی دو عملیات مهم رسانهای انجام میدهد: برای حاکمیت رسمی ایران که دههامیلیون نفر در انتخابات آن مشارکت میکنند، مینویسد: رژیم؛ واژهای با بار معنایی غیرمشروع، بیثبات و سرکوبگر، اما همزمان سرکرده گروهکی با سابقه ترور هزاران ایرانی، رئیسجمهور منتخب معرفی میشود؛ گویی با یک دولت مشروع و دارای پشتوانه مردمی روبهرو هستیم.
اینجاست که اهمیت «سواد رسانه» مشخص میشود؛ رسانه فقط اطلاعات منتقل نمیکند، بلکه با قاببندی واژهها، به جهتدهی ذهن مخاطب میپردازد.در این عملیات رسانهای: «دولت رسمی» تبدیل به «رژیم» میشود، «گروهک تروریستی» به «مقاومت دموکراتیک» و «سرکرده سازمان» به «رئیسجمهور منتخب».
رسانههای جریان اصلی غرب سالهاست برای گروههای همسو با منافع ژئوپلیتیکی خود از واژههای تطهیرکننده مثل «اپوزیسیون دموکراتیک»، «مبارزان آزادی»، «منتقدین میانهرو» و در مقابل، برای دولتهای ناهمسو از کلیدواژههایی مانند «رژیم»، «اقتدارگرا»، «سرکوبگر» و «غیرمشروع» استفاده میکنند.